امروز: پنج شنبه 23 ارديبهشت 1400 برابر با 13 می 2021

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق ضمن اشاره به مقاومت نیروهای پیشمرگ در مقابل با پیش روی گروه تروریستی داعش، گفت: جمهوری اسلامی حامی اصلی و مهم اقلیم کردستان عراق در جنگ با داعش است.

 

گروه بین الملل ـ آرمان نصراللهی: «ناظم دباغ» سالهاست تحت عناوین مختلفی به عنوان نماینده اقلیم کردستان عراق در جمهوری اسلامی ایران حضور دارد و این دیپلمات کُرد عراقی که در آستانه ۷۰سالگی است، در این سالها همواره تسهیل کننده ارتباط کردهای عراق با جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 

نماینده دائمی اقلیم کردستان عراق مدعی است که ارتباط بسیار خوبی با مسئولان مختلف جمهوری اسلامی ایران دارد و به همین دلیل است که حتی در موارد مسائل منطقه ای گاهی مورد مشورت نیز قرار می گیرد.

 

وی که علاوه بر زبان کردی، با زبان های عربی، فارسی و حتی انگلیسی هم آَشنا است با روی گشاده به سوالات خبرنگاران مهر در خصوص موضوعات داخلی و منطقه ای نیز پاسخ داد و تصریح کرد که در شرایط فعلی رسانه ها نقش مهمی در تحولات منطقه ای خواهند داشت.

 

وی در جریان بازدید از خبرگزاری مهر  ضمن تبریک به مناسبت آغاز به کار سرویس زبان کردی این رسانه در گفت و گو با خبرنگاران مهر شرکت و به سوالات  پاسخ داد. مشروح گفتگوی نماینده اقلیم کردستان عراق در جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:

 

به عنوان سوال نخست شرایط و وضعیت حاکم بر روابط جمهوری اسلامی ایران با اقلیم کردستان عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟

بدون شک جمهوری اسلامی ایران نزدیک کشور عراق به ویژه کردهای این کشور است و با توجه به سوابق موجود تاریخی و همچنین با عنایت به ویژگی های مشترک در تمامی حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ارتباط اقلیم کردستان عراق با جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی مطلوب است ولی تلاش ما این است که با توجه به ظرفیت های در اختیار سطح این روابط را در تمامی بخش ها به ویژه اقتصادی و بازرگانی ارتقاء دهیم که البته در این میان باید تسهیلات از سوی دو طرف در این زمینه ایجاد شود که مقدمات کار برای این مهم نیز صورت گرفته است.

در واقع وجود مرز مشترک جمهوری اسلامی ایران با اقیلم کردستان عراق این ظرفیت ها را افزایش می دهد و زمینه را برای توسعه همکاری های مختلف فراهم می کند و البته نباید فراموش کرد که اقلیم تمایل دارد این ارتباط و همکاری ها افزایش یابد ولی به هر حال یک سری مشکلات هم در این زمینه وجود دارد که باید رفع کنیم.

 

خوب در مورد مشکلات صحبت کردید، مهمترین مشکلات و یا مباحثی که در تقویت این ارتباط وجود دارد شامل چه مواردی است؟

در واقع یکی از مشکلات در حوزه زیرساختی است که هر چند که در حال حاضر مرزهای رسمی با جمهوری اسلامی ایران در استان های کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی داریم ولی به هر حال باید این مرزها را تقویت کرد و البته در کنار آنها بازارچه های مرزی را هم در نظر گرفت و امکانات مختلف انسانی و مالی را در این مرزها تامین کرد تا این ارتباط  در حوزه های اقتصادی و بازرگانی به بهترین شکل ممکن ادامه داشته باشد.

 

سطح روابط جمهوری اسلامی ایران در سایر حوزه ها از جمله سیاسی و امنیتی با اقلیم چگونه است؟

در واقع می توان گفت جمهوری اسلامی ایران با بدو پیروزی انقلاب به عنوان یک دوست همواره در کنار کردهای عراق بوده است و ما در هر زمان و شرایطی که به جمهوری اسلامی ایران نیاز داشته ایم آنها بدون هیچ گونه چشم داشتی از ما حمایت کرده اند که در واقع نهایت انتظار جمهوری اسلامی ایران برای ارتباط با اقلیم کردستان عراق در طی چند سال اخیر و بعد از سقوط رژیم بعث تلاش برای وحدت در چهارچوب عراق یکپارچه و فدرال بوده است.

همچنین در این بخش می توان به سابقه تاریخی ارتباط ایران با اقلیم اشاره کرد که دو نمونه بارز آن موضوع شیمیایی حلبچه است به گونه ای که اگر جمهوری اسلامی ایران نبود به هیچ عنوان زوایای این فاجعه انسانی به این اندازه در دنیا مطرح نمی شد و مورد دوم که جدید و تازه است به بحث حمایت های جمهوری اسلامی ایران از اقلیم کردستان عراق در موضوع داعش مربوط است.

 

به موضوع داعش اشاره کردید، در خصوص کمک های جمهوری اسلامی ایران به اقلیم کردستان عراق در این موضوع هم توضیح دهید که ایران به چه شکلی از شما حمایت کرده است؟

در پاسخ به این سوال باید عنوان کرد که جمهوری اسلامی ایران حامی اصلی و مهم ما برای جنگ با داعش است و در همان روزهای اول حضور این گروه تروریستی ایران در تمامی حوزه های مشورتی و حتی کمک های تسلیحاتی ما را کمک کرده و البته در این شرایط نیز کمک های جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد.

من باید اعلام کنم که نقش جمهوری اسلامی ایران برای کمک به اقلیم کردستان عراق در جنگ با داعش فراموش شدنی نیست و به همین دلیل هم امروز کردستان عراق توانسته است در مقابل داعش ایستادگی کند و بدون شک این مقاومت و ایستادگی و کسب پیروزی های اخیر در مقابل این گروه تروریستی ادامه دارد. حتی در سفر اخیر نخست وزیر اقلیم کردستان عراق به ایران بار دیگر مسئولان جمهوری اسلامی ایران بر ادامه حمایت های خود از اقلیم برای مقابله با داعش تاکید کردند که این برای ما جای بسی خوشحالی است.

 

یکی از مسائل مهمی که طی چند هفته اخیر در اقلیم کردستان عراق به وجود آمده موضوع اختلاف گروه های سیاسی به ویژه در مورد موضوع ریاست اقلیم است، در خصوص دلیل وقوع این اختلافات توضیح دهید؟

در عصر حاضر برگزاری تظاهرات در کشورهای مختلف یک امر و روال طبیعی است و اگر در کشوری عده ای به دلیل اعتراض به یک موضوع تظاهرات برگزار کردند نیز نباید زیاد نگران بود ولی نکته نگران کننده در خصوص وقوع تظاهرات در اقلیم آسیب رساندن به اموال عمومی بود که البته با تدبیر رهبران گروه های سیاسی خیلی زود این موضوع مدیریت شد و ادامه پیدا نکرد.

به هر حال به دنبال مطرح شدن مسائلی در خصوص ریاست مسعود بارزانی بر اقلیم کردستان عراق گروه مخالف دست به برگزاری راهپیمایی و تظاهرات زد که متاسفانه در بعضی از شهرها این تظاهرات هم به خشونت کشیده شد ولی در نهایت حرف اصلی این است که تنها با گفتگو می توان این مسائل را حل کرد و حتی شخص آقای بارزانی اعلام کرده است که اگر سایر گروه های سیاسی فردی را برای ریاست اقلیم مطرح کنند می توان در مورد آن اظهار نظر کرد و در این شرایط که عده ای می گویند باید آقای مسعود بارزانی از ریاست اقلیم دست بکشد نادرست است چرا که تا زمان مطرح شدن فرد جدید نمی توان این خواسته را پذیرفت.

من در اینجا می خواهم به یک موضوع مهمتر اشاره کنم و آن هم نقش بزرگانی همچون مسعود بارزانی و جلال طالبانی در اقلیم و حتی کشور عراق است، کسانی که سالها در مبارزان کردهای عراق حضور داشته و هزینه کرده اند نباید اینگونه با آنها برخورد شود که بدون شک با تدبیر رهبران گروه های سیاسی این موضوع حل می شود.

 

به دنبال وقوع این اتفاقات یکی دو رسانه در اقلیم کردستان عراق اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران در مسائل داخلی اقلیم و حتی ابقای آقای بارزانی دخالت کرده اند، این موضوع صحت دارد یا خیر؟

بعد از وقوع این حوادث هیئت های مختلفی از جمهوری اسلامی ایران با مقامات و مسئولان اقلیم دیدار کرده اند ولی به هیچ عنوان بحثی در خصوص ماندن و یا رفتن کسی مطرح نشده است و همواره حرف مسئولان ایرانی تلاش برای حفظ وحدت در اقلیم بوده و آنها به صورت صریح گفته اند که در این شرایط که اقلیم با داعش درگیر جنگ است باید گروه های سیاسی با گفتگو مسائل خود را مورد بحث قرار داده و حل کنند. من این مسئله را به شدت تکذیب می کنم که ایران در مسائل داخلی دخالت کرده باشد. در طول هفته های اخیر نشست های گروه های دو طرف ادامه داشته و طی یکی دو روز آینده باز هم دیدارهای برگزار می شود.

 

در خصوص دیدارهای یکی دو روز آینده اطلاعات خاصی دارید که اعلام کنید؟

بله بر اساس هماهنگی های صورت گرفته قرار است تیمی به ریاست رستم قاسمی به اقلیم کردستان عراق سفر کنند که هدف اصلی از این سفر بحث و گفتگو در خصوص چگونگی مدیریت مسائل مالی و بحران اقتصادی به وجود آمده در اقلیم است که انتظار می رود بتوانیم از برگزاری این نشست های مشترک برای رفع مشکلات اقلیم به ویژه در حوزه های مالی و اقتصادی بهره برداری مناسبی داشته باشیم.

 

یکی از مسائل مهم این روزهای کشور عراق مربوط به بحث اختلاف اقلیم با حکومت مرکزی این کشور است، در این خصوص وضعیت به چه شکلی است و چه برنامه ای برای حل آن وجود دارد؟

به هر حال بر اساس قانون اساسی عراق دولت مرکزی مسئولیت های در قبال اقلیم دارد که متاسفانه بخشی از این تعهدات اجرایی نشده است و به همین دلیل هم به ویژه در بحث بودجه و مسائل مالی اقلیم با مشکلاتی مواجه است که البته قرار است که این مسائل را گفتگو حل شود.

 

در حال حاضر به دلیل مشکلات مالی بخش زیادی از نیروهای پیشمرگ که بر اساس قانون اساسی عراق جزو نیروهای مسلح این کشور هستند، چندین ماه است حقوق دریافت نکرده اند که روی این مسئله ما به دولت مرکزی معترض هستیم، یکی دیگر از موارد مورد اختلاف بحث نفت است که متاسفانه دولت مرکزی در این زمینه نیز تعهدات خود را اجرایی نکرده است. بر اساس هماهنگی های صورت گرفته در آینده ای نزدیک قرار است تیمی از مسئولان اقلیم با نخست وزیر و رئیس جمهور عراق دیدار کرده و در مورد این مشکلات بحث و گفتگو شود.

 

 

 

 

«ناظم دباغ» اقلیم کردستان عراق در ایران در گفت‌وگو با بولتن نیوز گفت: حضور اقلیم کردستان عراق در اجلاس امنیتی مونیخ در تهران مهم بود.

«ناظم عمر دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران نیز در گفت‌وگویی اختصاصی با «بولتن نیوز» گفت: حضور اقلیم کردستان عراق که امروز به عنوان جبهه اصلی مبارزه با تروریسم شناخته شده است در اجلاس امنیتی مونیخ در تهران مهم بود تا از نقش مهم خویش در این راستا سخن بگوید؛ لذا این گونه اجلاس فرصت گرانبهایی برای ما کردها به شمار می‌رود و دیدید که در این نشست هم نخست وزیر حکومت اقلیم کردستان عراق حضور داشت.

 

وی در ادامه در خصوص بحران سوریه و نقش کردها در این کشور گفت: بدون شک تلاشها برای استقرار دمکراسی در سوریه برای کردها هم غنیمت بزرگی است و آنها هم از آن سودمند خواهند شد. لذا ما از هر تلاشی برای ثبات و استقرار دمکراسی در سوریه حمایت می‌کنیم.

خبرگزاری ایتالیایی «اخبار ژئوپولتیک» Notizie Geopolitiche با «ناظم دباغ» گفت‌وگویی انجام داده است که مشروح پاسخ‌های ایشان به صورت کامل در زیر آمده و گفت‌وگوی کامل نیز به زبان ایتالیایی در پایین این متن فارسی درج شده است:

 

اینجا به عنوان شخص «ناظم دباغ» نظراتم را مطرح خواهم کرد نه حکومت اقلیم کردستان.

مساله ریاست اقلیم دو جنبه دارد، یکی اصلاح و تغییر قانون ریاست اقلیم و دیگری تمدید ریاست برای یک دوره دیگر. انتخاب مجدد رئیس اقلیم مساله‌ای قانونی است و بایستی برای یکبار دیگر از طریق قانون حل شود، این موضوع طول خواهد کشید چون تا این لحظه، هیچ نشانه‌ای از توافق دیده نمی‌شود به جز طرحی که چهار حزب روز پنجشنبه ١٧/٩/٢٠١٥ تقدیم کردند که دو پیشنهاد را در بر می‌گیرد، اولی پیشنهاد می‌کند که رئیس‌ اقلیم با اختیارات گسترده از طریق پارلمان کردستان انتخاب شود و دومی نیز پیشنهاد می‌کند که مستقیما از میان مردم انتخاب شود اما با اختیاراتی که بیشتر تشریفاتی باشد. ظاهرا دوستان پارت دموکرات پیشنهادات را برای مطالعه و بررسی دریافت کرده‌اند تا بعد از عید قربان در جلسه بعدی احزاب نظر خود را اعلام کنند. این جنبه‌ای از مساله ریاست اقلیم است و بخش دوم نیز این است که جناب «مسعود بارزانی» می‌تواند برای بار دیگر خود را برای این پست کاندیدا کند یا نه؟ هر چند به نظر من برای تمدید دو ساله مشکلی وجود ندارد، اما در آینده بار دیگر مساله‌ساز خواهد شد.

اگر به نظرات احزاب توجه کنید به نظر نمی‌رسد که این مساله به زودی حل شود، اگر به انتقال قدرت و پروسه‌ دموکراسی باور داشته باشند و موافق توافق باشند مسلما نباید این مساله طولانی شود و بایستی در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه برسد.

ملت کُرد در حال حاضر، گرفتار بحران‌های مختلف و کشنده‌ای شده و همچنانکه گفته می‌شود حل مساله‌ ریاست اقلیم برای حل بحران‌ها لازم است به همان شیوه اقدام به حل بحرانها نیز مهم است، نباید یکی قربانی دیگری شود. لازم است منافع ملت و وطن بالاتر از هر منفعت دیگر فردی و حزبی قرار گیرد.

اینجا آنچه لازم است گفته شود به نظرم این است که هیچ کس مخالف جناب «مسعود بارزانی» به عنوان مبارز و شخصیت مطرح کُرد نیست، تنها موضوع اینجا ارتباط به قانون و انتقال قدرت دارد، نه شخصیتی همچون مسعود بارزانی.

 

2ـ این سوال مختص اتحادیه میهنی است، مشخص است که به اعتقاد من به عنوان عضو اتحادیه میهنی، اتحادیه میهنی سالها پیش ضرورت حل این مساله را احساس کرد و در نتیجه نیز برای این اقدام خود تاوان پرداخت و قسمتی از هوادارانش را از دست داد و متاسفانه توافق نیز کامل اجرا نشد، به جز اینکه ریاست اقلیم به مدت دو سال تمدید شد، این بار اتحادیه میهنی نمی‌خواهد تنها بماند چون آن زمان فقط اتحادیه میهنی و پارت دموکرات در حکومت اقلیم حضور داشتند، اما امروز حکومت ائتلافی گسترده و براساس توافق شرف میان پارت دموکرات کردستان و  جنبش تغییر بنا نهاده شده است!!!

 

3ـ آنچه بنده به عنوان نماینده حکومت اقلیم از آن مطلعم و از نزدیک با منابع هیات‌های اعزامی جمهوری اسلامی ایران مطلع شده‌ام و خودم نیز در بعضی از این سفرها همراه بوده‌ام، نظر جمهوری اسلامی ایران حاج قاسم سلیمانی، این بود که امنیت و آرامش عراق و اقلیم کردستان برای جمهوری اسلامی ایران مهم است و لازم است از آن محافظت شود، برای همین حل مشکلات داخلی اقلیم و مسائل میان احزاب لازم و مهم است و امیدوارند که احزاب کردستان به خواست یکدیگر احترام بگذارند و نباید هیچکدام از احزاب جایگاه و گذشته دیگری را زیر سوال ببرد و نزد ایرانی‌ها بی‌حرمتی به شخصیت‌های مبارز خط قرمز است، با این نگاه که این افراد سروری و بزرگی گذشته همه شماست. مشخصا اسم تمام افراد امده است از جمله جناب مسعود بارزانی، همچنین معتقدند با توافق و احترام به یکدیگر می‌توان به توافق رسید و مخالف تحمیل و اجبار طرفی بر طرف‌های دیگر هستند.  

حکومت ائتلافی نیازمند توافق است، ایرانی‌ها تا این لحظه به این نقطه نرسیده‌اند که از طرف خاصی حمایت کنند، نهایتا هم هیات ایرانی فقط شنونده بوده‌اند و بر نظرات خود تاکید کرده‌اند که با توافق مساله حل ‌شود و موافق یکپارچگی و وحدت عراق و اقلیم کردستان هستند.

 

4ـ واضح است که جناب آری هرسین در بیان عقاید خود آزاد است، اما اگر به نظراتش توجه کنید برخلاف نظر

جناب مسعود بارزانی است که خودشان گفتند هرکس بخواهد کردستان را تقسیم کند جایش اینجا نخواهد بود.

همچنین می‌توان این پرسش را از ایشان مطرح کرد که ما کردها از کشورهای دیگر گله داریم که کردستان را به چهار بخش تقسیم کرده‌اند، اینبار گله و شکایت خود را متوجه چه کسی کنیم که بخشی از کردستان را به سه بخش تقسیم می‌کند.

هیچکس به گذشته‌ای افتخار نمی‌کند که جنگ داخلی و سیستم دو دولتی و تقسیم اداری کردستان را به دنبال خود آورد، اگر کاک آری هرسین آن را می‌پسندد و راضی است این مربوط به خود ایشان و موضع حزب متبوع‌شان در این مورد مربوط می‌شود.

 

5 ـ مشخص است که کردهای ترکیه در حال حاضر بخشی از کشور ترکیه هستند و چندین سال است که مبارزه مسلحانه شروع شده و در چندین مقطع به ویژه در زمان تورگوت اوزال و جناب مام جلال طالبانی برای اولین بار پروسه صلح و حل صلح‌آمیز مساله میان کوردها و ترکیه مطرح شد، البته از سال ١٩٨٦ تاکنون بیش از ٢٥ بار حمله نظامی از طرف ارتش ترکیه به پ.کا.کا و کردها صورت گرفته است. در نتیجه سه سال قبل یکبار دیگر پروسه‌ی صلح براساس مجموعه‌ای وعده و وعید که اردوغان به کردها داد و جناب مسعود بارزانی و مام جلال طالبانی آن آن دفاع کردند آغاز شد.

اما اکنون سوال اینست زمانی که پ.کا.کا و کردها به آتش‌بس پایبند بودند حکومت ترکیه چه اقداماتی انجام داد؟ در این سیاست چه کسی در دولت ترکیه مسئول است؟ اگر صحبت از قتل دو پلیس به میان می‌آید پس چرا از کشتار سروچ سخنی در میان نیست که ده‌ها هموطن مدنی و زن و کودک در آن شهید شدند؟ اگر پروسه صلح براساس بنیادی محکم و قانونی بوده معتقدم پس نبایستی این دو رویداد بهانه می‌شد و جنگ به دنبال می‌آورد، که تا این لحظه صدها نفر از هر دو طرف کشته شده‌اند.

بنده هم قتل پلیس‌ها را محکوم می‌کنم و هم کشتار سروچ را. برای همین آنکه تصمیم به برپایی جنگ سراسری در ترکیه داد اردوغان و ترکیه بودند نه کردهای ترکیه، یکبار دیگر بعد از خسارت‌های فراوان باید به میز گفتگو برگردند، برای همین هرچه زودتر و هرچه زیانها کمتر باشد بهتر است مسائل با صلح حل شود و به سر میز گفتگو برگردند.

6 ـ صحبتهایی مبنی بر اینکه تا پ.کا.کا را نابود نکنند دست بردار نخواهند بود، رژیم‌های سابق عراق نیز همواره از این گفته‌ها داشتند، تا زمانی که شکست بزرگ در نتیجه توافق الجزایر اتفاق افتاد، تمام کردها سلاح بر زمین گذاشتند و تعداد زیادی نیز آواره شدند و شاهد بودیم که جناب مام جلال و کاک مسعود که آب و خاک عراق بر آنها حرام اعلام شده بود، اما به مبارزه ادامه دادند و یکی رئیس‌جمهور عراق شد و دیگری رئیس اقلیم کردستان.

 

7 ـ معتقدم این روابط طبیعی است به شرطی که به قوانین داخلی و قانون اساسی احترام گذاشته شود. این ارتباطات فقط مرتبط به اتحادیه میهنی کردستان نیست، چندین سازمان و حزب دیگر کردی، ترکی‌‌ و سوری با اتحادیه میهنی و پارت دموکرات ارتباط دارند. در چارچوب نگاه ملی نمی‌توان به سازمان‌های سیاسی کردستان در بخش‌های دیگر بی‌توجه بود، تنها نقطه‌ی مهم اینست که در امور داخلی کشورها و احزاب دخالت نکرد، لازم است مشکلات خود را در چارچوب قانون اساسی کشور خود از راه صلح‌آمیز و گفتگو حل کنند.

 

8ـ انتخابات پیش از موعد ترکیه در ١/١١/٢٠١٥ اتفاقی جدید است، پیش‌بینی من اینست که ه.د.پ رای بیشتری کسب کند، چون جنگی که حزب عدالت و توسعه شعله‌ور کرد احساس ملی کردها را تقویت به نفع ه.د.پ تقویت کرد، همچنین کسانی که با پروسه‌ی صلح و گفتگو موافقند رای بیشتری کسب خواهند کرد.

9 ـ بله درست است، آنها نیز همچون تمام احزاب دیگر کردهای سوریه که در اقلیم آواره دارند در مناطق دهوک و اربیل و سلیمانیه دفتر و نمایندگی دارند.

 

10ـ جناب صالح مسلم همچنون تمام رهبران دیگر کرد از آرزو و حقیقت خواسته‌های ملت کرد صحبت کرده‌اند که لازم است در این مقطع به دنبال تحقق حقوق حقه‌ی ملت کرد از طریق قانون اساسی و قوانین کشورش باشد. می‌بینیم که در حال حاضر کردها در جنگ سختی با داعش و تاریک‌اندیشان است، پس در راه موفقیت در این جنگ هر نوع ارتباط و همکاری را در چارچوب حفظ حقوق خود در داخل سوریه همچون بخش‌های دیگر کردستان مشروع می‌دانند. نشنیده‌ام که اتحادیه میهنی کردستان میانجیگری کرده باشد چون خود آنها تصمیم می‌گیرند و در سیاست خود کاملا آزاد هستند.

11ـ در تعجبم که در تمام سوالات خود از اتحادیه میهنی سن به میان می‌آورید. اتحادیه میهنی افتخار می‌کند که در تلاش برای تحقق پروسه گفتگو و صلح هیچ کوتاهی نکرده است. البته امروزه واقعیتی که ملت کرد در آن بسر می‌برد اینست که احزاب و سازمان‌های مختلف در تلاشند که خود با کشورهای همسایه در ارتباط باشند، همچنانکه اتحادیه میهنی و پارت دموکرات با ایران و ترکیه ارتباط دارند، نمی‌توان به این فکر کرد که پ.ی.د نیز با هر کشور دیگری برای خود ارتباطاتی برقرار نکند.

 

12 ـ ما نیز همچون دیگران این خبر را از رسانه‌ها شنیده‌ایم، برای من امیدوارکننده است که کردها باهم منسجم باشند و کشورهای قدرتمند نیز حامی و پشتیبان آنها باشند.

 

13ـ ما اگر به اسرائیل و دیگر کشورها نگاه کنیم که دارای مشکلات مشابهی بوده‌اند به این نتیجه می‌رسیم که ایجاد دیوار در مرزها ممکن است مانع عبور و مرور مردم در داخل ترکیه و کشورهای اطراف شود اما نمی‌تواند راه را بر خواسته‌ها و آرزوهای آنها سد کند، بهترین راه جلوگیری از مبارزه، توجه به حقوق و خواسته‌های کسانی است که این راه را انتخاب کرده‌اند.

 

14ـ به نظر من اتحاد نیروهای ملت از همه چیز مهمتر است و هر اتفاقی بیفتد اتحاد پیشمرگه مهم است و لازم است با توافق و هماهنگی امورات انجام شود و خوشحال خواهیم شد که احزاب متحد و دارای یک قدرت واحد باشند.

 

Geopolitica - Geopolitica, informazione geopolitica e politica estera

Kurdistan: partiti in fermento, ma resta l’unità. Intervista a Nazim Dabbagh, rappresentante a Teheran

set 25th, 2015 | By redazione | Category: L'IntervistaPrimo pianoQui Medio Oriente

di Ehsan Soltani –

dabaqh nazim grandeI curdi sono un popolo appoggiato su quattro nazioni. Un’unica lingua per quattro mondi, una sola identità che ogni giorno si deve rapportare con quattro diversi governi centrali e con un’infinità di problematiche diverse, si pensi al conflitto siriano o alle azioni militari in corso della Turchia contro il Pkk.
E, come avviene ovunque, vi sono idee diverse che si confrontano ed anche si scontrano, partiti politici che guardano all’insieme curdo, ma anche alla realtà sociale e politica siriana, turca, iraniana e irachena. Solo in quest’ultimo caso, tuttavia, i curdi hanno trovato una connotazione geografica ufficiale e riconosciuta, dopo essere stati perseguitati dal regime di Saddam Hussein: si tratta della Regione autonoma del Kurdistan iracheno, che ha proprie Alte rappresentanze all’estero. In passato Notizie Geopolitiche aveva sentito Rezan Kader, Alto rappresentante a Roma, oggi abbiamo voluto discutere della complessa ma interessante realtà dei curdi con il suo collega Nazim Dabbagh, rappresentante della Regione autonoma in Iran.
Nazim Dabbagh ha 68 anni e nel 1991, durante la rivolta curda contro Saddam Hussein era stato comandante delle operazioni militari nel teatro di Dahuk.
Con la fondazione della Regione autonoma del Kurdistan irq., è stato responsabile del partito dell’Unione Patriottica per la provincia di Dahuk, poi capo dell’ufficio politico del partito a Erbil, viceministro della Pubblica istruzione per più gabinetti e rappresentante di Jalal Talabani e dell’Unione Patriottica al Congresso nazionale curdo a Bruxelles.

– Dr. Dabaqh, dopo dieci anni (due periodi legali di 4 anni e 2 anni su accordo tra il Partito democratico del Kurdistan “Pdk” e l’Unione Patriottica del Kurdistan “Puk”), il 19 agosto è stato l’ultimo giorno di presidenza di Masud Barzani. Secondo la Costituzione del governo regionale, il presidente può rimanere in carica solo per due periodi consecutivi di 4 anni. Al momento il Pdk insiste per un’ulteriore proroga del mandato di altri due anni, per poi giungere a elezioni, mentre il Puk, il Movimento per il Cambiamento (Gorran), l’Unione Islamica Curda (Yik) e il Gruppo Islamico del Kurdistan (Komel) sono contrari ad un quarto mandato, ma fino ad oggi gli incontri fra i quattro partiti di opposizione e il Pdk non hanno prodotto risultati. Come valuta la situazione?
“La questione della presidenza della Regione autonoma del Kurdistan irq. comporta alcuni cambiamenti, come la riforma elettorale e la possibilità di prorogare la guida del presidente Masud Barzani. Al momento i partiti non hanno trovato l’accordo, a parte il piano stabilito il 17 novembre che contempla due possibilità, ovvero che il presidente della Regione venga eletto dal parlamento e che gli siano attribuiti ampi poteri, oppure che sia eletto dal popolo, ma quale figura di rappresentanza e con meno poteri. I partiti sono chiamati a prendere una decisione immediatamente dopo il “Id al-aha”, la festa del Sacrificio che si è giusto tenuta ieri.
La domanda chiave rimane sul tavolo: è possibile forzare la Costituzione e quindi dare la possibilità a Masud Barzani di ricandidarsi nuovamente?
Secondo me un’eventuale estensione della presidenza Barzani per altri due anni non rappresenta in sé un problema, ma crea un precedente, ed è qui il vero problema.
A guardare come si stanno muovendo i vari partiti, non sembra che la questione sia destinata a risolversi in breve tempo, per quanto sarebbe sufficiente trovare un accordo sulla transizione e sui poteri per chiudere il caso.
Oggi il popolo curdo si trova a dover superare una crisi importante determinata da una serie di fattori, e gli viene detto che risolvere la questione della presidenza è essenziale per affrontare la crisi stessa, ma è invece necessario gli interessi della nazione curda e del popolo siano considerati al di sopra di qualsiasi interesse individuale e di partito. Per cui io ritengo che il problema rimanga tecnico: Barzani è un combattente ed un personaggio famoso, un emblema per il popolo curdo, ma resta la questione della legittimità, ovvero del rapporto tra la legge e la transizione dei poteri”.

kurdisrtan fuori 6– Perché l’Unione Patriottica non si è detta d’accordo per la proroga del mandato a Barzani, come invece lo era stata nel 2013?
“Questa domanda dovrebbe essere rivolta all’Unione Patriottica. Come membro dello stesso partito posso dire che già due anni fa ci eravamo posti il problema e ci eravamo dati il tempo per arrivare ad una posizione chiara, un rinvio che abbiamo pagato perdendo sostenitori. D’altro canto va detto che l’accordo che avevamo raggiunto con il partito di maggioranza non è stato applicato pienamente, se non per quanto riguarda la proroga della presidenza di Barzani.
Oggi, a differenza del passato, l’Unione Patriottica si trova in una realtà che vede più partiti, ed il Partito Democratico si trova in un governo di coalizione con il Movimento per il Cambiamento”.

– Il 5 agosto Rudaw Tv, emittente vicina al premier Nechirvan Barzani, ha riportato che il generale iraniano Qassem Suleimani, comandante della Brigata al-Quds, si era incontrato il giorno prima con Masud Barzani e con lo stesso premier, e che era accompagnato da un alto funzionario il quale portava un messaggio dell’Iran indirizzato ai partiti d’opposizione, l’Unione Patriottica e il Gorran, dove si auspicava la proroga del mandato al presidente Barzani e il non indebolimento dei suoi poteri “quale leader del Kurdistan irq. in questa situazione delicata che vede la lotta all’Isis”. Non le sembra un’intromissione negli affari interni di una potenza straniera?
“Io stesso, nella mia qualità di Alto rappresentante della Regione autonoma del Kurdistan irq. a Teheran, ero presente ad alcuni di questi incontri. In relazione all’episodio che cita, mi sono informato presso alcuni delegati e posso dire che il parare del generale Qassem Suleimani, cioè dell’Iran, era ed è dettato dalla necessità che in questo delicato momento la Regione autonoma abbia necessità di stabilità e sicurezza. Pur considerando e rispettando la piena autonomia decisionale della Regione, è stato espresso un invito ai partiti di non compromettere i rapporti con gli altri partiti.
In realtà sono stati fatti più nomi per la presidenza, tra i quali quello di Barzani, e gli iraniani ritengono che i partiti, nel loro stesso rispetto, possano arrivare ad un accordo. L’Iran non appoggia una persona specifica, chiede solamente che i partiti non litighino in questa fase delicata con la guerra alle porte.
Va detto inoltre che i delegati iraniani erano presenti a questi incontri nella veste di ascoltatori, e che sono intervenuti solo per sollecitare un accordo e per auspicare l’unità fra la Regione autonoma e l’Iraq”.

– Ari Hersin, capo della Commissione Peshmerga nel parlamento del Kurdistan e uno dei principali esponenti del Pdk, il mese scorso ha avvertito i partiti dell’opposizione della necessità di prorogare la presidenza di Barzani, poiché la Regione autonoma ha davanti due opzioni, ovvero tornare al “sistema delle due amministrazioni” (separazione delle province fra i due partiti principali, il Pdk e il Puk, come si era fatto negli anni Novanta), oppure la “guerra civile fra le fazioni opposte”. Secondo Lei la mancata estensione dell’incarico a Barzani potrà davvero sfociare in uno scontro violento fra le parti?
“Mah, Hersin è libero di esprimere le proprie opinioni, ma basta fare attenzione per vedere che si tratta di una posizione opposta a quella del presidente Barzani, il quale ha anche detto in modo deciso che non ci sarà posto per chi parla di dividere il Kurdistan.
Possiamo porci questa domanda: noi curdi ci lamentiamo perché la nostra regione è divisa su quattro nazioni(Siria, Iraq, Turchia, Iran, ndr.)… a chi dare quindi la colpa per un’ulteriore divisione del Kurdistan irq. in tre parti?
Non vi sono ne’ orgoglio ne’ onore in una guerra civile che ha diviso il Kurdistan e che ha portato a un sistema politico con due governi e con due amministrazioni.
Se è quello che piace a Hersin, se lui è contento e soddisfatto di quel passato, è una cosa che riguarda lui e l’approccio del suo partito sulla questione”.

– Parliamo dei curdi della Turchia. Dopo quasi tre anni sono falliti i negoziati di pace fra autorità turche e il Pkk, e dopo tre anni l’esercito turco ha bombardato i villaggi, gli obiettivi logistici, le caserme e le basi del Pkk nel nord del Kurdistan irq., un’azione che finora ha portato alla morte di almeno 960 membri del Partito Curdo dei Lavoratori. Le province a maggioranza curda nell’est della Turchia si trovano in una situazione molto critica e pericolosa. Selahattin Demirtaş, leader del “Hdp” (Partito Democratico dei Popoli, filocurdo) in un’intervista al quotidiano Hurriyet ha dichiarato che i fattori principali del fallimento dei negoziati di pace sono stati il rifiuto del governo turco di produrre una legge volta a disarmare i miliziani del Pkk e la crescente popolarità del Hdp, che con le elezioni del 7 giugno è entrato in Parlamento superando lo sbarramento del 10% (ha preso il 12,7%, ndr.), cosa che ha avuto come conseguenza la sconfitta dell’Akp di Erdogan, che si mantiene primo partito, ma senza la maggioranza assoluta e quindi nell’impossibilità di governare. Anche Lei ritiene che gli accordi di pace siano naufragati per gli stessi motivi e quale ruolo hanno avuto il presidente Erdogan e le autorità di Ankara in tale fallimento?
“I curdi sono una realtà importante della Turchia, e la lotta armata ha avuto inizio molti anni fa. Specialmente al tempo del presidente turco Turgut Özal e di Mam a Jalal Talabani sono stati proposti accordi di pace e un piano per risolvere in modo pacifico la questione fra i curdi e i turchi. Tuttavia dal 1986 ad oggi vi sono state ben 25 operazioni militari dell’esercito turco contro il Pkk e il popolo curdo. Ed anche tre anni fa il presidente Erdogan aveva promesso ai curdi la ripresa dei negoziati di pace, e Masud Barzani e Jalal Talabani avevano appoggiato quest’iniziativa.
La domanda ora è la seguente: negli ultimi tre anni i curdi si sono impegnati nel cessate-il-fuoco, ma il governo turco ha mantenuto le promesse fatte ai curdi? Si parla dei due poliziotti uccisi… ma perché non si guarda al massacro di Suruc, costato la vita a decine di giovani, donne e bambini? Se il processo di pace fosse stato appoggiato su basi solide, non sarebbero stati due eventi ad incrinarlo e ad avviare una guerra che sta costando centinaia di vittime da entrambe le parti.
Io condanno l’assassinio dei poliziotti ed anche la strage di Suruc, ma secondo me Erdogan ha deciso di cominciare una guerra in Turchia, non sono stati i curdi a inizia. Ora le due parti devono tornare al tavolo del dialogo.
La linea secondo cui finché non verrà sciolto il Pkk non si fermeranno le operazioni militari c’era anche in Iraq, quando l’ex regime si è scontrato con il fallimento del Trattato di Algeri. I curdi che allora deposero le armi vennero sfollati, come pure vennero interdetti a Jalal Talabani e a Maud Barzani il suolo e l’acqua dell’Iraq… ed oggi loro sono rispettivamente il presidente dell’Iraq e il presidente della Regione autonoma del Kurdistan irq., grazie alla lotta che i due hanno continuato“.

– Come vede le elezioni in Turchia, previste per il 1 novembre? Riuscirà l’Hdp, con le tensioni in corso, a raggiungere il 13%?
“Le elezioni anticipate non rappresentano una novità. La mia previsione è che l’Hdp prenderà più voti rispetto elezione del 7 giugno. La guerra scatenata dall’Akp (il Partito per la Giustizia e lo Sviluppo di Erdogan, ndr.) ha riacceso i sentimenti nazionalistici dei curdi, che andranno a votare l’Hdp. D’altro canto ritengo che, nella situazione attuale, in generale i partiti che difendono l’accordo di pace otterranno più voti”.

– Parliamo dei curdi della Siria. Ultimamente sono state pubblicate notizie che danno la prossima apertura di uffici di rappresentanza del partito dell’Unione Democratica della Siria (Pyd) a Sulaymaniyya, con gli aiuti dell’Unione Patriottica. Che dice in proposito?
“Si, è una notizia fondata. D’altronde anche gli altri partiti curdo-siriani che vedono molti profughi nella regione del Kurdistan hanno aperto uffici a Duhok, Erbil e a Sulaymaniyya”.

dabbagh fuori– Salih Muslim, leader del Pyd, che è il principale partito curdo della Siria, ha dichiarato che suo partito, con il sostegno del Pkk, attualmente controlla tre cantoni nel nord-est della Siria, Kobane, Jazire e Efrin. Egli ha sottolineato più volte che curdi siriani non vogliono l’indipendenza e solo vogliono che siano riconosciuti i loro diritti nella Costituzione siriana. D’altronde vi sono diverse notizie che indicano una certa collaborazione fra i curdi siriani e l’esercito di Bashar al-Assad nella lotta contro l’Isis e gli altri gruppi terroristici ed anche di recente sono girate le immagini di una base militare dell’esercito siriano situata in un cantone curdo. La cosa ha ovviamente fatto infuriare il presidnete turco Erdogan. Lei ritiene che una tale collaborazione possa tornare utile alla stabilità della Siria? Ha avuto un ruolo di mediazione l’Unione Patriottica fra il Pyd e il governo siriano?
“Salih Muslim, come gli altri leader curdi, ha parlato dei desideri e la volontà del popolo curdo. E’ necessario arrivare ai diritti del popolo curdo attraverso la Costituzione e le leggi della Siria: i curdi sono impegnati in una cruenta battaglia contro l’Isis e gli altri gruppi estremisti, perchè i loro diritti siano strutturali e trovino il giusto riconoscimento giuridico. Personalmente non mi è mai capitato di sentire che il Puk abbia avuto un ruolo di mediazione fra i curdo-siriani e Damasco, dal momento che loro decidono in modo autonomo e sono liberi nelle loro scelte“.

– Alcune fonti riferiscono che il Puk abbia cercato di mettere in contatto l’Iran con il Pyd curdo. Indubbiamente il Puk rappresenta un alleato strategico di Teheran nel Kurdistan irq. … Possiamo dire che l’apertura degli uffici di rappresentanza del Pyd a Sulaymaniyya sia avvenuta grazie all’interessamento iraniano?
“Mi sorprende il numero delle domande sull’Unione Patriottica. Il Puk è orgoglioso di promuovere il processo di pace e di dialogo senza ostacoli. La realtà attuale mostra che il popolo curdo ha cercato attraverso i vari pariti di avere contatti con i paesi vicini. Come nel caso del Partito Democratico e dell’Unione Patriottica in Turchia e in Iran: è logico pensare che anche il Pyd voglia avere le sue relazioni con i paesi circostanti“.

– Il progetto della barriera che la Turchia vuole costruire lungo il confine del Kurdistan siriano e quindi, idealmente, del Pyd, può entrare in un tentativo di arginare i rapporti dei curdi siriani con il Pkk?
“Se guardiamo a Israele e agli altri paesi che si trovavano ad affrontare problemi simili, arriviamo alla conclusione che la costruzione dei muri può impedire la circolazione delle persone, ma non della volontà e della speranza. Il miglior modo di prevenire e di fermare i conflitti è dare attenzione e considerare i diritti e le esigenze delle popolazioni“.

– Tuttavia Fuad Eliko ex numero uno del partito siriano “Yekiti’’, ha affermato che “i peshmerga, vicini al presidente Barzani, sono pronti a collaborare con la Turchia nella costruzione della barriera per controllare le zone curdo-siriane”. Potremo assistere quindi ad uno scontro fra i peshmerga vicini a Barzani e il Pyd?
“Io ritengo che la cosa più importante di tutte sia l’unità delle forze della nazione curda. Qualunque cosa accada è importante che i peshmerga rimangano uniti. E’ necessario che tutte le questioni procedano in accordo e con il coordinamento dei partiti, e sarò contento di vedere che tutti i partiti potranno contare su una forza unica“.

Foto: nella prima Nazim Dabbagh oggi; nella seconda la distribuzione del popolo curdo su quattro nazioni; nella terza Dabbagh con Jalal Talabani ai tempi della rivolta dei curdi contro Saddam Hussein.

 

لینک گفت‌وگوی خبرگزاری ایتالیایی «اخبار ژئوپوليتیک» Notizie Geopolitiche:

http://www.notiziegeopolitiche.net/?p=56604

 

 

 

 

 

 

 

«ناظم دباغ» نماينده اقليم كردستان عراق در گفت‌وگو با «اعتماد» گفت: راه نظامي چندين سال است كه نتيجه نداده و پ.ك.ك و كردهاي تركيه به حيات خود ادامه داده‌اند.

شرايط كردهاي تركيه روز به روز سخت‌تر مي‌شود. جنگ بر شهرهاي كردنشين تركيه سايه انداخته و عبور و مرور مردم برخي شهرها دشوار شده است. بر اساس گزارش‌ها بخشي از جمعيت شهرهاي كردنشين تركيه به دليل افزايش حملات هواپيماهاي تركيه در اين مناطق، مجبور به مهاجرت به سمت شهرهاي امن اين كشور شده‌اند. از طرفي به نظر نمي‌رسد كه دولت تركيه قصدي براي كاهش حملات يا مذاكره براي خروج از اين بحران با كردهاي پ.ك.ك باشد. «ناظم دباغ» نماينده اقليم كردستان عراق در ايران نيز با اين نظر موافق است و در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: معتقد است شرايط براي كردها در تركيه سخت‌تر هم مي‌شود.

 

نظر شما درباره تعقيب و گريزي كه ميان كردهاي تركيه و ارتش اين كشور به وجود آمده است، چيست؟

متأسفانه حكومت تركيه به جاي اينكه دنبال آرامش و راه‌حل مسالمت‌آميز با كردهاي تركيه باشد فعاليت‌هاي نظامي خود را عليه كردهاي تركيه به‌ شدت افزايش داده و فشار‌ها را روي مردم اين كشور بيش از گذشته كرده است. اگرچه مردم كُرد تركيه و تشكيلات سياسي كُردي و طرفداران آنها قصد دارند تا محاصره را در اين كشور عليه كردها بردارند اما متأسفانه شاهد اين هستيم كه مردم در اين بين آواره و محروم مي‌شوند و اين حملات علاوه بر اين زخمي‌هاي بسياري برجاي گذاشته كه راه درماني چنداني نيز ندارند.

 

آيا آنكارا فشارها روي كردهاي تركيه را كاهش مي‌دهد؟

به نظرم دولت فشارها را بيشتر خواهد كرد و آن چيزي را كه شروع كرده به راحتي پايان نمي‌دهد. به نظرم حزب عدالت و توسعه شرايطي بحراني را در تركيه به وجود آورده است تا بتواند از اين طريق به حكومت خود ادامه دهد چراكه انتخابات در تركيه نزديك است و اين حزب اميدوار است تا از اين طريق محبوبيت خود را افزايش دهد.

 

دولت تركيه آيا مي‌تواند از طريق نظامي بر كردهاي تركيه و پ.ك.ك غلبه كند؟

اين موضوع بارها و بارها در طول ساليان مختلف تجربه شده است. راه نظامي چندين سال است كه نتيجه نداده و پ.ك.ك و كردهاي تركيه به حيات خود ادامه داده‌اند. هم حكومت اقليم کردستان عراق و هم كشورهاي مختلف در اتحاديه اروپا نيز به دنبال اين هستند تا طرفين از طريق گفت‌وگو به مسائل خود پايان دهند. دولت تركيه در طول سال‌هاي گذشته با آنها به پاي ميز مذاكره نشست و اگرچه به يك روند صلح رسيدند اما دوباره دولت حملات خود را عليه كردها آغاز كرد.

 

احمد داوود اوغلو، نخست‌وزير تركيه اعلام كرد كه قصد دارد پ.ك.ك را نابود كند، آيا توان اين كار وجود دارد؟

من يادم مي‌آيد زماني كه رژيم سابق در عراق مستقر بود از اين نوع صحبت‌ها بسيار گفته مي‌شد و اكنون اين نوع صحبت‌هاي آقاي اوغلو من را ياد سخنان مقام‌هاي رژيم سابق عراق انداخت كه در عمل به نتيجه چنداني نرسيد.

 

پيش‌بيني شما از روند انتخابات آينده تركيه چيست فكر مي‌كنيد در چنين شرايطي آراي كردها كاهش مي‌يابد يا افزايش؟

مسلم است كه در انتخابات آينده در مناطقي كه كردهاي متعصب هستند آراي كردها بيش از پيش افزايش مي‌يابد. در اين انتخابات كردهاي بيشتري هم شركت خواهند كرد.

 

روزنامه اعتماد، ستون «گفت‌وگوی روز»، شنبه 21 شهریورماه 1394، سال سیزدهم، شماره 3340، صفحه 6. 

 

 

 

 

 

سرویس: بين الملل ـ گزارش و تحليل: کُردها در خاورمیانه به طور عمده در چهار کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه حضور دارند که با توجه به شرایط موجود در این کشورها هر یک راهی را برای تعامل با دیگر هموطنانشان برگزیده‌اند؛ در این بین کردهای عراق با توجه به دیکتاتوری محض در دوران صدام و بیش از یک دهه نا‌آرامی‌ و جنگ پس از برکناری دیکتاتور، به سمت ایجاد نوعی حکومت خودگردان در شمال عراق رفته‌اند که به نظر می‌رسد با درنظر گرفتن شرایط ویژه این کشور، تا حدود زیادی نمونه‌ای موفق بوده‌ است.

کردهای عراق اکنون منطقه‌ای خودمختار با دولت، پارلمان، قانون اساسی، ارتش و دستگاه قضایی خود را دارند. آنها در یک دهه گذشته در شرایطی که عراق در آتش جنگ می‌سوخت با برقراری روابط مناسب با همسایگان خود به ویژه ایران و ترکیه توانسته‌اند به رشد اقتصادی قابل توجهی دست یابند که این مهم را باید مرهون مدیریت بحران‌های موجود با همسایگان توسط دولت اقلیم کردستان دانست، گرچه آنها در برخی پرونده‌ها به ویژه چگونگی تقسیم قدرت در داخل و تعامل با دولت مرکزی بغداد هنوز با مشکلات جدی مواجه هستند.

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس بین‌الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به بررسی چالش‌های موجود در روابط اقلیم با دولت مرکزی بغداد، جنگ با داعش، چگونگی کنترل بحران‌ها توسط اقلیم و مناسبات اقلیم کردستان با ایران و ترکیه پرداخته است.

 

ایران و اقلیم کردستان دو همپیمان منطقه‌ای

وی کردها و ایرانی‌ها را دو ملت جدا از هم نمی‌داند و معتقد است که تشابهات فرهنگی و تاریخ مشترک باعث شده کردهای عراق همواره ایرانی‌ها را بخشی از خود بدانند. دباغ می‌گوید: اکنون هزاران نیروی کار متخصص ایرانی در اقلیم کردستان حضور دارند و در حال کمک به پیشرفت و ترقی اقلیم کردستان هستند، ما در اقلیم، ایرانی‌ها را از خود می‌دانیم، از نظر کردها شهروندان ایرانی در اقلیم کردستان از اتباع دیگر کشورها جدا هستند. ما شهروندان دیگر کشورها را خارجی می‌نامیم اما به ایرانی‌ها می‌گوییم ایرانی، همانطور که می‌گوییم اربیلی، دهوکی و سلیمانیه‌ای (استان‌های اقلیم کردستان). وقتی به کردستان می‌روید خیلی اوقات احساس می‌کنید که در ایران هستید و این به دلیل تشابه فرهنگی زیاد دو طرف است.

این نزدیکی تاریخی و فرهنگی اما باعث نمی‌شود تا از برخی اقدامات گروهک‌های مخالف علیه منافع ایران از طریق خاک اقلیم کردستان عراق غافل شد و سئوالی در این باره نپرسید. دباغ در این باره می‌گوید: من نماینده رسمی اقلیم کردستان عراق در ایران هستم. عملکرد اقلیم در این باره به قدری مناسب و درست بوده که هیچ اخطار رسمی یا گلایه‌ای از سوی مسئولان رسمی ایران به خاطر کوتاهی در باره تحرکات اخیر این گروه‌ها از طریق خاک اقلیم کردستان، دریافت نکرده‌ایم. اگر گروه‌های کُرد مخالف دولت ایران در اقلیم حضور دارند ما با ایران در این رابطه هماهنگی امنیتی لازم را داریم. ما برای اینکه با همسایگان خود با مشکل برنخوریم برای اینگونه مشکلات راه‌حل‌هایی یافته‌ایم.

وی ادامه می‌دهد: همین همکاری‌های امنیتی میان دو طرف باعث شده که اگر اتفاقی هم در مرزها بیفتد ایران همانند ترکیه دست به بمباران مناطق مرزی اقلیم نزند و به جای این کار بیهوده از راه‌های کارآمد دیگر به حل مشکل بپردازد. برخی مسائل پیش می‌آید و انتظار نداریم بشود به شکل صد درصد مانع رخ دادن چنین اتفاقاتی شویم ولی اگر برای شروع به جنگ به دنبال بهانه نباشیم (همانگونه که در مورد ترکیه و پ‌ک‌ک شاهد آن بودیم) این مسائل با توافق، سریعاً قابل حل است و تاکنون نیز این مسائل را حل کرده‌ایم. به نظرم در آینده نیز چنین مواردی را حل خواهیم کرد چراکه دو طرف نیت ندارند امنیت منطقه را خدشه‌دار کنند. خوشبختانه به دلیل عزم و جدیتی که بین مسوولان دو طرف وجود دارد اصرار داریم با مذاکره، امنیت و ثبات منطقه را حفظ کنیم. ما برای ایران اهمیت خود را داریم و اهمیت ایران هم برای اقلیم بر کسی پوشیده نیست. دشمنان ایران و دشمنان اقلیم در پاره‌ای موارد منافع مشترک دارند و به دنبال ایجاد ناامنی هستند ولی خوشبختانه ما تاکنون توانسته‌ایم مانع تحقق اهداف آنها شویم. گروه‌های مذکور نیز حسن‌نیت خود را نشان داده‌اند و همه فعلا به توافق‌های موجود میان ما و ایران پایبند هستند.

اعضای برخی از گروهک‌های کُرد ضد انقلاب اکنون در اقلیم کردستان عراق حضور دارند و حتی به انجام برخی فعالیت‌ها می‌پردازند؛ ناظم دباغ می‌گوید: این مسئله با اطلاع دولت ایران است و بر اساس توافق‌های موجود این گروه‌ها حق فعالیت علیه منافع ایران را ندارند.

او درباره گزارش‌های اخیر مبنی بر مسلح شدن برخی از گروهک‌های کُرد و رفتن به جبهه‌های اقلیم برای جنگ با

داعش به ایسنا گفت: حتی اینکه برخی گروه‌هایی که سابقه مخالفت با ایران را داشته‌اند سلاح برداشته و به جنگ با داعش رفته‌اند مخالف با توافقاتمان با تهران نبوده است. هر مورد این‌چنینی که پیش آمده ما و ایران برای آنها راه‌حل یافته‌ایم.

 

"چه کسی باور می‌کند به خاطر اسرائیل رابطه با همپیمانان خود را قربانی کنیم"

شایعات رسانه‌ای درباره فعالیت‌های سیاسی امنیتی رژیم صهیونیستی و میزان صحت گزارش‌ها درباره روابط اقلیم با این رژیم نیز یکی دیگر از سوالات از نماینده اقلیم کردستان در ایران بود و او با رد این ادعاها تاکید کرد که تاکنون هیچ دلیل و یا سند رسمی در این باره به اقلیم کردستان داده نشده است. دباغ گفت: برخی‌ها به دنبال ایجاد اختلاف عمیق میان ما با ایران هستند و با مطرح کردن چنین مسائلی در پی اهداف خود می‌روند اما ما به عنوان نماینده اقلیم در ایران تاکنون یک بار هم چنین مطلبی را از زبان مسوولان در جلسات رسمی نشنیده‌ایم و این مسائل تنها در برخی خبرگزاری‌ها مطرح می‌شود. روابط ما با اسرائیل در چارچوب قانون اساسی عراق است، آیا کسی می‌تواند باور کند که کردها به دنبال ایجاد مشکل با جهان عرب و ایران باشند آن هم به خاطر اسرائیل؟! گرچه برخی کشورهای عربی و اسلامی اکنون با اسرائیل رابطه دارند و آن هم به شکل رسمی و در حد سفارتخانه مانند مصر، اردن یا قطر که نمایندگی اسرائیل را در خود جای داده. ما هم مسلمان هستیم و هم عراقی، اگر عراق یک روزی به سمت برقراری رابطه با اسرائیل باشد ما نیز در آن شرایط حرف خود را خواهیم زد اما مادامی که دو طرف رابطه‌ای نداشته باشند هیچ‌گاه در اقلیم نیز شاهد چنین چیزی نخواهید بود.

وی می‌افزاید: ایران در اقلیم دو کنسولگری دارد و تعداد زیادی از کارکنان دولتی و امنیتی تهران در اقلیم رفت و آمد می‌کنند. اگر ما با اسرائیل رابطه‌ای داشتیم حتما آنها مطلع می‌شدند و به ما هم گوشزد می‌کردند اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.

وی برخی اشخاص را عامل ایجاد چنین سوءظن‌هایی دانست و گفت که یقیناً این افراد راه اشتباهی در پیش گرفته‌اند.

 

استقلال کردستان، آرزو یا واقعیت

«ناظم دباغ» درباره مسئله حساس "استقلال کردها" که برای همسایگان اقلیم به ویژه ایران و ترکیه یک مساله امنیتی

مهم تلقی می‌شود نیز گفت: مساله استقلال کردها و داشتن کشور مستقل نه‌ تنها در میان رهبران کُرد مطرح است بلکه خواسته قلبی همه کردها در همه جای جهان است اما مساله "آرزوی استقلال" با "اعلام استقلال" کاملا از هم جدا هستند. اعلام استقلال نیاز به شرایط خاص خود دارد و به نظر من این شرایط اکنون فراهم نیست. ما به عنوان اقلیم خواهان این هستیم که در چارچوب قانون اساسی کشور عراق به حقوق کامل خود برسیم نه اینکه یک روز بودجه ما را قطع کنند، یک روز داعش را برای ما به وجود بیاورند و یک روز حمله نظامی به ما بشود؛ وقتی چنین مسائلی پیش می‌آید ما نیز بهتر می‌بینیم که در شرایط فعلی نه به طور کامل اما از استقلال بیشتری برخوردار باشیم.

 

اختلاف با دولت مرکزی و مساله نفت

وی درباره اختلافات دولت اقلیم با دولت فدرال عراق نیز گفت: در گذشته قطع بودجه اقلیم از سوی دولت بغداد کردها را به سوی فروش نفت سوق داد صرف نظر از اینکه این مساله قانونی باشد یا خیر، چاره‌ای دیگر نبود. دولت بغداد اگر کردها را قبول داشته باشد و به وحدت کشور ایمان داشته باشد باید حاضر به امتیاز دادن باشد. ما نفت خود را می‌فروشیم و توافق کردیم که از ابتدای سال جاری میلادی برای این کار با هماهنگی دولت مرکزی وارد عمل شویم و دولت مرکزی نیز پول نفت فروخته شده را به ما بدهد اما با اینکه ما نفت را در چارچوب توافق با دولت عراق صادر کردیم، بغداد از دادن پول آن خودداری کرد. این مشکل قابل حل است. ماهیانه 800 میلیون دلار نفت می‌فروشیم و پول آن به خزانه دولت مرکزی واریز می‌شد اما هیچ‌گاه بیشتر از 400 میلیون دلار در ماه دریافت نکردیم.

دباغ افزود: پیشمرگ‌ها یکی از نیروهای مهمی هستند که علیه داعش می‌جنگند و اکنون از اقلیم به عنوان بخشی از خاک عراق با اقتدار حفاظت می‌کنند، گرچه پیشتر در تمام خاک عراق می‌جنگیدند و پیشمرگ‌ها بارها در بصره، کربلا، نجف، بغداد و دیگر مناطق عراق جنگیده‌اند. دولت مرکزی می‌تواند از توان بالای پیشمرگ‌ها استفاده کند، چرا مالکی (نخست وزیر پیشین عراق) از پیشمرگ‌ها برای حمایت از موصل استفاده نکرد؟ اینها اختلاف‌هایی است که باید حل شود. دولت بغداد می‌توانست بیشتر به کردها نزدیک شود و در آینده هم این امکان را دارد. اگر کردها به عنوان یک نیروی تاثیرگذار وحدت در عراق را حفظ نکند هیچ قدرتی در جهان قادر به این کار نخواهد بود و بازمی‌گردیم به درگیری‌های گذشته که امیدواریم به آن دوران بازنگردیم. اگر اختلافات سیاسی و مذهبی در عراق نبود و از همه ظرفیت‌های کشور و گروه‌های موجود استفاده می‌شد هیچ‌گاه کشور در این شرایط نبود و داعش به

اینجا نمی‌رسید.

رئیس دفتر نمایندگی اقلیم کردستان در ایران ادامه داد: اختلافات ما با دولت مرکزی بر سر اجرای قانونی اساسی است. ما اکنون مناطق مورد مناقشه را عملاً با نیروهای نظامی از دست داعش آزاد کرده‌ایم. اگر پیشمرگ‌ها نبودند همین مناطق هم الان در کنترل داعش بود؛ حال فقط این مساله باقی مانده که مساله مناطق مورد مناقشه در قالب قانون اساسی درآید. پیشمرگ‌ها در طول جبهه‌ای به طول 1050 کیلومتر در حال جنگ با داعش هستند که برای حفاظت از خاک کشور عراق است. اما وزارت دفاع و دولت بغداد برای پیشمرگ‌ها چه‌کار کرده‌اند؟ آیا باید پیشمرگ‌ها منتظر کمک‌های خارجی باشند؟ دولت فدرال عراق باید صادق باشد و نباید با بهانه بحران و جنگ حل اختلافات را به تاخیر بیندازد. حل اختلافات خود باعث پیروزی بر داعش خواهد شد؛ باید دلایل به وجود آمدن داعش را از بین ببریم.

 

کردها در جنگ با داعش متحداند

«ناظم دباغ» در بخش دیگری از سخنان خود هرگونه دودستگی میان کردها در رویارویی با داعش را نفی می‌کند و می‌گوید: تمام کردها اعم از پیشمرگ‌های اقلیم، پ‌ک‌ک و کردهای سوریه در جنگ با داعش متعهد هستند و این اتحاد در بیش از 1050 کیلومتر جبهه جنگ با داعش وجود دارد. شاید اختلافاتی باشد اما این اختلافات بر سر مسائل جزئی و تاکتیک‌های نظامی است. کردها در این باره اختلاف اساسی ندارند. اگر اختلافات ما عمیق و اساسی باشد اکنون داعش باید در اربیل و سلیمانیه می‌بود. برخی تحلیل‌ها و تفسیرهایی که بعد از سقوط سنجار منتشر شد تا حدود زیادی غیرواقعی است. در سنجار یک تراژدی رخ داد، باید این کار جبران شود و کمیته‌ای برای تحقیق در این باره تشکیل شد، با توجه به بافت مذهبی و قومی سنجار که ساکنان آن را ایزدی‌ها تشکیل می‌دهند دشمنان کُرد می‌خواهند میان ما و ایزدی‌ها اختلاف بیندازند و آنها را از مسلمانان و کردها جدا کنند و از این مساله سوءاستفاده کنند تا قدرت خود را بگسترانند. برنامه‌هایی برای آزادی سنجار وجود دارد و طرح آن از لحاظ نظامی در دست بررسی است که آیا عملیات نهایی پیش از آزادی موصل انجام شود یا پس از آن.

 

حملات ترکیه به پ.ک.ک و موضع اقلیم

به عنوان سوال آخر موضوع تحرکات ترکیه در مناطق کردنشین شمال سوریه پرسیده شد که نماینده اقلیم در پاسخ

گفت: هر کشوری باید قوانین دیگر کشورها را رعایت کند. ایجاد چنین منطقه‌ای برمی‌گردد به قوانین بین‌المللی که آیا اجازه چنین کاری را می‌دهند یا نه. اگر چنین چیزی به جلوگیری از خون‌ریزی و کشتار غیرنظامیان بینجامد قابل قبول است اما این تنها به دست ترکیه نیست بلکه مجامع بین‌المللی باید در این باره تصمیم‌گیری کنند و تا حدودی نیز برمی‌گردد به مسائل داخلی سوریه. اردوغان تحلیل‌های اشتباهی درباره سوریه دارد، در آغاز جنگ سوریه، آنکارا و دیگر همپیمانان آن از جمله قطر، عربستان و کشورهای غربی می‌گفتند دولت سوریه ظرف 30 روز سقوط می‌کند اما اکنون بیش از چهار سال است که جنگ ادامه دارد و اکنون همه به این نتیجه رسیده‌اند که مشکل باید از راه سیاسی حل شود. حقیقت این است که شکست اردوغان در انتخابات و شکست‌های داعش در مقابل کردها، اردوغان را به سمت یک سری تفکرات و برنامه‌های جدید سوق داد که باید مشخص شود آیا برای مقابله با کردهاست یا داعش. طرح اردوغان هرچه باشد ما به عنوان اقلیم کردستان با هرگونه دخالت در امور دیگر کشورها مخالف هستیم اما باید بگویم از هر تلاشی برای حمایت از مظلومیت کردها استقبال می‌کنیم.

 

 

 

 

 

 

طرح اصلاحات در عراق طرح خوبی است اما باید مشخص شود که کردها در کجای این طرح و خصوصاً نظام سیاسی عراق واقع شده‌اند همانگونه که در ترکیه هم این موضوع به مشکل بزرگی تبدیل شده است.

 

«ناظم عمر دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در جمهوری اسلامی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با تشریح جغرافیای سیاسی و اقلیمی کردها در منطقه خاورمیانه تصریح کرد: درست است که کردستان کشور نبوده اما یک جغرافیای متحد بوده است ولی شرایط زمانی، تاریخی، اتفاقات و جنگ‌هایی که میان امپراتوری ایران و امپراتوری عثمانی روی داد؛ باعث شد تا زمین و قسمتی از این سرزمین‌ها از هم جدا شود. این موضوع باعث شد تا سرزمین‌های کردنشین به دو فاز تقسیم شود. یعنی قسمتی از آن در امپراتوری عثمانی و قسمتی دیگر در امپراتوری ایران یا همان امپراتوری عباسی قرار گرفت. پس از جنگ جهانی اول، مجدداً یک تقسیم‌بندی دیگری به وجود آمد که قسمتی از آن به سوریه پیوست و از ترکیه جدا شد و قسمت دیگر آن نیز به عراق پیوست که در واقع از ایران و ترکیه جدا شده بود. لذا مواردی که ذکر شد یک حقیقتی در جغرافیای کُردی است و به نوعی کردها در این جغرافیا مستقر شدند.

 

وی ادامه داد: در طول تاریخ عراق جدید، کردها در مبارزه بوده‌اند و به دلیل مظلومیت و ظلم‌هایی که در حق آنها صورت گرفته است، نتوانسته‌اند در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی دولت مرکزی عراق حضور داشته باشند. به گونه‌ای که پس از سقوط صدام و جنگ خلیج‌فارس، منطقه‌ای مستقل برای کردها به وجود آمد؛ با توجه به اعتقاد خودمان و همچنین با توجه به شرایط زمانی و موضوعی، از آن زمان تاکنون و به نظرم برای آینده هم، این شرایط پابرجاست و کردها مجدداً با عراق جدید متحد شدند و در چارچوب قانون اساسی عراقی پذیرفتیم که یک اقلیم فدرالی در چارچوب یک عراق فدرالیزم محسوب شویم. متأسفانه یک واقعیتی مانند داعش در عراق به وجود آمد و حقیقت کردها و پیشمرگه‌ها خودش را بیشتر نشان داد. به طوری‌که آنها از مناطق خودشان دفاع می‌کنند و علیه تروریسم فعال هستند و باید به این واقعیت اعتراف کرد که امروز تنها نیروی قدرتمند در عراق و منطقه که علیه داعش می‌جنگد، کردها هستند. درست است که کمک و همکاری بعضی از کشورها و به خصوص دوستان نزدیک همچون ایران به پیشمرگه‌ها رسیده است ولی اگر نیروی قدرتمند پیشمرگه و مردم اقلیم کردستان هم نبود این پیروزی‌ها به دست نمی‌آمد. شاید ده‌ها اسلحه و تکنولوژی دیگر به نیروهای نظامی در عراق داده شد، ولی نتیجه جنگ آنها با داعش چه شده است؟

 

دباغ با اشاره به صحبت‌های اخیر رئیس سابق ستاد ارتش ایالات متحده گفت: موضوع دیگر یا به بیانی گویاتر بعد دوم این مسأله این است که یک سوم اراضی عراق به دست داعش افتاده است که ساکنان آنها کُرد و شیعه نیستند بلکه اهل تسنن هستند. و اینجا این واقعیت را نشان می‌دهد که به عنوان اکثریت مطلق، در عراق شکلاً هم منطقه کُردنشین، هم منطقه سنی‌نشین و هم منطقه شیعه‌نشین در آن مشخص شده است. باید بگوییم در این مناطق، همه طیفی از اقوام اعم از کُرد، سنی و سایرین حضور دارند و به عنوان اکثریت مطلق در این مناطق، هم کُرد شیعه وجود دارد، هم عرب سنی و هم عرب شیعه. اما در منطقه اهل تسنن، قدرت دست داعش است و در مناطق دیگر عراق، قدرت دست شیعه‌ها است و هم اکنون اگر دقت کنیم می‌بینیم که عراق به سه قسمت تقسیم شده است و اینکه رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا حرفی از تجزیه می‌زند، در حقیقت یک بررسی نظامی را صورت داده و تمامی تفکرش بر اساس معادلات نظامی است و نه سیاسی. یعنی به لحاظ نظامی بررسی می‌کنند که کمک‌های ارائه شده به دولت و ارتش عراق تا چه حد توانسته است مناطق تحت سلطه داعش را آزاد بکند؟ اما به اندازه خیلی کمتری از این مقدار امکانات، کمک‌های ارتش آمریکا از طریق دولت عراق در اختیار پیشمرگه‌ها قرار گرفته است و از آنان حمایت کردند و آنها نیز توانستند درصد بیشتری از مناطق اقلیم کردستان را از وجود داعش پاکسازی کنند.

 

وی افزود: بعد از آن، باید به تجربه کردها در سوریه اشاره کرد؛ به گونه‌ای که مقاومت کردها در کوبانی به نمادی برای مبارزه و مقاومت تبدیل شد تا جایی که زن و مرد در کنار یکدیگر توانستند مناطق خود را حفظ کنند و پس از آن هم توانستند مناطق دیگری که در دست داعش بود را آزاد کنند. لذا اگر از این لحاظ بررسی کنید می‌فهمید که کردها به عنوان یک نماد قدرتمند حقیقی؛ هم برای خودشان و هم در مبارزه با داعش تبدیل شدند و باید به این موضوع اشاره کرد که چرا این موضوع در مناطق سنی و شیعه به وجود نیامد؟ به طوری که در عراق، حشد الشعبی‌ها به وجود آمدند و نتایج مثبتی خصوصاً در مناطق تکریت و سامرا به دست آوردند ولی بعد از آن، سکوت در این جریان حاکم شد که البته دلایل خودش را دارد.

 

نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در ایران در تشریح بیانات مقامات نظامی آمریکا در خصوص بحث تجزیه عراق عنوان کرد: به طور کلی و با توجه به اینکه مناطق سنی، شیعه و کُرد در عراق وجود دارند، باید بگویم که دولت بغداد درصدد است تا یک وحدتی را در عراق به وجود آورد و به نظر سخنان مقام‌های نظامی ایالات متحده به این دلیل بوده که اگر این مناطق فدرالی شوند هر بخش مسئولیت دفاع مناطق خود در برابر داعش را به عهده خواهد داشت برای نمونه اگر منطقه سنی در اختیار اهل سنت باشد آن وقت مشخص خواهد شد که مسئولیت بر عهده چه کسی خواهد بود. اما امروز هر اتفاقی که در عراق بیافتد مسئولیت آن بر عهده فرمانده کل نیروی زمینی و ارتش عراق و همچنین بر عهده سیاست دولت عراق خواهد بود و در جبهه جنگ، هر شکستی که باشد به آنها برمی‌گردد. حقیقت این است که اقوام در مبارزه با داعش نقش و مسئولیت دارند اما این مسئولیت را انجام نمی‌دهند و نقش اساسی خود را ایفا نمی‌کنند. به نظرم تفکرات "ریموند اودیرنو" رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا را می‌توان از حیث نظامی بررسی کرد؛ چراکه وی دیپلمات یا فردی سیاسی نیست و تنها یونیفرم پوش نظامی است و نظر خود را بازگو می‌کند و نظر اصلی و نهایی را وزارت خارجه آمریکا اعلام می‌کند که توسط سخنگوی این وزارتخانه منتشر می‌شود، لذا ما نباید یک نظری را تحلیل کنیم که از پایه و اساس باطل است.

 

وی با اشاره به انتخابات آینده ترکیه و چالشی که میان دولت اردوغان با احزاب کردی در این کشور به وجود آمده است بیان داشت: به نظرم امروز پ.ک.ک به عنوان یک تشکیلات کردی در ترکیه، خودش را نماد و نماینده کردهای ترکیه اعلام کرده که در چارچوب کُرد و کردستان خود را مطرح کرده است. در ترکیه تشکیلات ترکی به نام حزب دموکراتیک خلق‌ها ( H.D.P ) وجود دارد که اکثریت آنها کُرد هستند و عده‌ای بر این عقیده‌اند که پ.ک.ک شاخه نظامی و حزب دموکراتیک شاخه سیاسی هستند.

 

دباغ در تشریح و توصیف حادثه انتحاری شهر سوروچ و کشته‌شدن تعدادی از کردها در این حادثه تصریح کرد: متأسفانه مسأله سوروچ یک توطئه برنامه‌ریزی شده بود تا بتوانند شعله این آتش را بر افروخته کنند. چراکه اگر دو پلیس در نقطه‌ای از ترکیه کشته می‌شوند یا یک انفجاری در مکانی به وقوع می‌پیوندد، مسئولان حقیقی باید برای مقابله با ناامنی به فکر خنثی‌سازی ناامنی و توطئه باشند نه اینکه به آن دامن بزنند و به نظرم ترکیه در بازی‌های اخیر سیاسی خود شکست خورد. یعنی پس از اینکه در موضوع کردها در ترکیه شکست خورد، چالش دیگری را پیش‌روی خود می‌بیند که آن‌هم مسأله انتخابات آینده خواهد بود. بنابراین در این وضعیت باید یک بحرانی خلق می‌شد تا ترکیه بتواند شکست‌های خود را پرده‌پوشی کند. بخش دیگر این موضوع؛ در ترس مقام‌های ترکیه از کودتای ارتش این کشور نهفته شده است. به گونه‌ای که در قدیم‌الایام سابقه‌ای از کودتای ارتش ترکیه وجود داشت. در این بین حزب عدالت و توسعه ( A.K.P) نتوانست دولت تشکیل دهد و پیروزی به دست بیاورد و در نتیجه یک بازی دیگری را کلید می‌زند تا بتواند در آینده از آن بهره‌برداری کند. یعنی از اتفاقات به وجود آمده به نفع خود در انتخابات استفاده کند و یا اینکه همین اوضاع بحرانی را به پیش ببرد تا به این بهانه در انتخابات حرفی برای گفتن داشته باشد. به همین دلیل حزب اردوغان فکر کرده است که به یک نحوی از طریق مذاکره با  (M.H.P) حزب حرکت ملیو حزب دموکراتیک خلق  (H.D.P) و حزب جمهوری‌خواه خلق (C.H.P ) می‌توانند این موضوع را خصوصاً به حزب حرکت ملی  (M.H.P) بفهماند که با کردها مذاکره و آشتی کرده است و این موضوع را خلاف سیاست‌های اردوغان می‌دانند. به بیانی دیگر حرف اصلی حزب دموکراتیک خلق‌ها این است که باید با کردها مذاکره شود و دو حزب جمهوری‌خواه خلق و حزب حرکت ملی مشترکاً بر این عقیده‌اند که حزب عدالت و توسعه به داعش کمک می‌کند. در اینجا اردوغان و حزبش درصدد این است تا آرایی که از این احزاب به سمت آنها سرازیر شده است را مجدداً و به تنهایی به سمت خود بازگرداند تا بتواند یک دولت تک حزبی را به وجود آورد و با توجه به صحبت‌های اخیر احمد داوود اوغلو باید گفت که ترکها درصدد به وجود آوردن امپراتوری عثمانی هستند و تا زمانی که دولت ترکیه تک حزبی نشود نمی‌توانند این ایده را عملی کنند.

 

وی در بیان جایگاه آینده کردها در نظام سیاسی ترکیه اعلام کرد: به مسأله کردها باید در یک چارچوب کلی در منطقه نگاه شود. یعنی موضوع کردها در سوریه، عراق و ترکیه؛ تماماً باید در یک قالب بررسی شود و باید بدانیم کردها در منطقه حضور دارند و در هر نقطه‌ای که حضور آنها بیشتر باشد امنیت هم بیشتر خواهد شد. در سیاست کُردی تنها این موضوع مطرح است که در چارچوب قانون اساسی باید فعالیت شود تا درخواست مردم به دولت‌های مرکزی برسد. یعنی در عراق، ما هیچ وقت نگفتیم که کاملاً می‌خواهیم اعلام استقلال کنیم و زمانی که مشکلات کردها در سوریه و ترکیه حل و فصل شود؛ مسلماً در اوضاع عراق مفید خواهد بود. لذا باید بگوییم که کردها در به روی کارآمدن دولت فعلی عراق نقش بسزایی داشته‌اند. به همین دلیل می‌توان گفت که شاید در انتخابات آینده ترکیه، کردها بتوانند آراء زیادی را به خود اختصاص دهند. چراکه کردهایی که در حزب عدالت و توسعه حضور داشتند در این فکر بودند که قرار است دولت آینده ترکیه، کردها را هم در نظر بگیرد و به همین جهت دیدیم که عده‌ای از احزاب کُرد به نفع حزب اردوغان تبلیغات کردند و دلیلشان هم این بود که با یک دولت مرکزی قدرتمند طرف هستند که با کردها آشتی خواهد کرد و حتماً می‌تواند کردها را پوشش دهد. لذا به نظرم در انتخابات بعدی ترکیه آرایی که از سمت کردها به حزب "آک پارتی" سرازیر شد؛ به سمت همان احزاب کُردی باز‌ می‌گردد و در حالت کنونی اگر از جنگ دور شویم و به سمت آشتی برویم منفعت آن برای تمامی اقوام و احزاب خواهد بود.

 

نماینده اقلیم کردستان عراق در توصیف وضعیت فعلی در کوبانی بیان داشت: جنگ روانی که داعش علیه مردم کُرد و خصوصاً ساکنان کوبانی انجام داد در حالت فعلی به سمت خودش بازگشته است. داعش در زمانی که به کوبانی حمله کرد در اوج قدرت بود و مقاومت مردم کوبانی یک مدلی از ترس را در داخل داعش به وجود آورد و در حالت فعلی مقاومت کردها در عراق و حتی در کوبانی به اوج خود رسیده است؛ اما در گذشته به این شکل نبود و دلیلش هم این است که در گذشته همکاری‌های بین‌المللی نداشتیم اما در حالت فعلی همکاری‌ها و ارتباطات بین‌المللی داریم و به همین دلیل حتی در داخل عراق تا حدی در منطقه کردها آن رعب و ترسی که داعش در آنجا به وجود آورده بود از بین رفته و حتی برعکس این ماجرا در آنجا حاکم است.

 

 وی با تأکید بر مثبت‌ بودن طرح اصلاحات عراق که از سوی نخست‌وزیر این کشور مطرح شده است خاطرنشان کرد: هر طرحی که به عنوان طرح مبارزه با فساد مطرح می‌شود باید آن را مثبت ارزیابی کنیم. به نظرم حیدر العبادی شجاعت به خرج داد و طرح را اعلام کرد. ولی متأسفانه اگر این طرح را قبلاً با هماهنگی گروه‌هایی که در تشکیل دولت العبادی حضور داشتند، مطرح می‌کردند قدرت بیشتری پیدا می‌کرد. امروز ما شاهد یک نارضایتی در عراق هستیم که تنها مربوط به سنی‌ها یا کُردها نمی‌شود و حتی شیعه‌ها را در برمی‌گیرد و اتفاقاتی که پیش آمده پرسش‌هایی را به وجود می‌آورد که در اجرای این طرح، از چه کسی مشاوره یا راهنمایی گرفته شده است و اصولاً هدف اصلی این طرح چیست و اینکه آیا این طرح یک کودتا است یا یک طرح اصلاحاتی؟ به نظرم در هفته‌های آینده شاید مشکلات خیلی بزرگی در عراق به وجود آید و به نوعی یک تصادف سیاسی را شاهد باشیم.

 

دباغ افزود: طرح اصلاحاتی و ماهیت آن، یک طرح خوبی است اما باید به یاد داشته باشیم که این طرح تنها با اعلام تبلیغاتی یا تأیید چند نفر اجرایی نمی‌شود و باید ابزار حسن انجام این کار در دست گرفته شود. از این‌رو باید بگویم که جایگاه کُردها باید در این اصلاحات مشخص شود و باید بدانیم که ما کجای این اصلاحات قرار گرفته‌ایم و باید کجا باشیم؟ لذا باید این موضوع را مطرح کرد که در تمامی دنیا و مخصوصاً در کشور خودمان زمانی که پروژه اصلاحی مطرح می‌شود در اقصی نقاط کشور تأثیرگذار خواهد بود و اگر ناامنی ایجاد شود به مناطق دیگر هم سرایت خواهد کرد.

 

وی با اشاره به اینکه این طرح می‌بایست قبل از اعلام رسمی از سوی نخست‌وزیر عراق بیشتر بررسی می‌شد، گفت: به این دلیل باید بگویم که طرح اصلاحی، در کل برنامه خوبی است اما به نظر می‌آید که  العبادی دچار یک اشتباه شده است. یعنی قبل از اعلام این طرح، می‌بایست با نیروها و جناح‌های اساسی و اصلی کشور مشورت و صحبت می‌کرد و بعد از آن طرح اصلاحات را اعلام ‌می‌کرد. همه می‌گویند اصلاحات و مبارزه با فساد خوب است اما آن‌چیزی که در این بین مطرح خواهد بود این است که جمعیت کردهای عراق شریک دولت این کشور هستند و برای تشکیل آن مشارکت کرده‌اند و باید بدانیم وقتی که اعلام می‌کنند وزراء باید کم شوند، سه وزیر کُرد در این میان وجود دارند و حتی در میان معاونانی که قرار است برکنار شوند یا اینکه از جمعیت آنها کاسته شود، عده‌ای کُرد و حتی سنی وجود دارند لذا باید به این موضوع توجه داشت که باید بررسی شود که نقش احزابی که در تشکیل دولت کمک کرده‌اند، چه خواهد شد؟

  

دباغ در پایان تصریح کرد: موضوع دیگر این است که تعریف سیاستمدار باید مشخص باشد و سیاستمدار به شخصی می‌گویند که تجربه سیاسی در شکست و پیروزی را دارا است و نباید از کسی که در گوشه خانه نشسته است، مشاوره سیاسی گرفت. مشاور یا رایزن سیاسی باید تجربه کاری و آکادمیک داشته باشد تا بتواند تصمیم درست را اتخاذ و نهایتاً آن را طرح کند. بنابراین نمی‌توان در ابتدا یک تصمیم را اتخاذ و اجرایی کرد و پس از آن بیاییم از دیگران هم نظر بخواهیم و به نظرم باید از کسانی استفاده شود که علاوه بر اوضاع داخلی به اوضاع خارجی هم اشراف داشته باشند.

 

سوتیترهای گفت‌و‌گوی خبرگزاری ایلنا با «ناظم دباغ»:

بعد از حضور داعش در عراق، شرایط جغرافیای سیاسی عراق بیش از پیش تغییر پیدا کرد. یعنی اقلیم کردستان از عراق یک فاصله‌‌ای پیدا کرد و این فاصله 1050 کیلومتری به عنوان طول جبهه‌های داعش باعث شد تا یک خلأ و فاصله‌ای بین اقلیم کردستان و عراق به وجود آید که تنها یک طرف این قضیه حضور داعش در عراق است.

 

موضوع این است که باید دید، تسنن در کدام بخش از این مبارزه قرار دارد؟ یعنی باید دید که آیا سنی‌ها می‌خواهند با داعش و القاعده و به طور کلی تروریسم مبارزه کنند یا نه؟ اگر هم نیرویی از سمت آنها وجود دارد در کجای نقشه مقابله با تروریسم قرار دارد و چه زمانی می‌خواهد این نیرو را فعال کند؟ در هر صورت آن‌چیزی که مسلم خواهد بود این است که در هر منطقه‌ای که اقدام به مبارزه و جنگیدن شروع شود و در آن نقطه، طرفدار واقعی نداشته باشید بدون شک پیروزی حاصل نخواهد شد.

 

به هر ترتیب باید بگوییم که مشکل کردی در ترکیه وجود دارد چراکه اگر چنین مشکلی وجود نداشت دولت ترکیه رسماً اعلام نمی‌کرد که حقوق کردها را بررسی می‌کنیم و مذاکرات آشتی با آنها انجام می‌دهیم. پس باید توجه داشت زمانی که این اظهارات را بیان می‌کنیم دیگر نمی‌توان عکس آن را از یک زاویه دیگر بازگو کنیم.

 

شاید قبل از انتخابات، ما شاهد یک جنگ یا درگیری دیگری باشیم که دلیلش هم این است تا به مردم ترکیه بفهماند که ناامنی توسط پ.ک.ک در ترکیه به وجود آمده است و تمامی تقصیرها را به گردن کردها بیاندازد. برای همین صراحتاً باید بگوییم که سیاست‌های اردوغان در این موضوع پیروز نخواهد شد.

 

خوشبختانه تا امروز مناطقی که کردها آنجا را آزاد کرده‌اند با ثبات مانده است و البته این مناطق چندین مرتبه از سمت داعش مورد حمله قرار گرفتند؛ اما نتوانستند به آنها دسترسی پیدا کنند و تنها حمله‌هایی را صورت می‌دهند و تعدادی کشته می‌دهند و مجدداً به عقب باز می‌گردند.

 

زمانی که می‌گویند معاون رئیس‌جمهوری را برکنار می‌کنیم باید قانون اساسی را هم مدنظر قرار بدهند نه اینکه به صورت دستوری این کار را صورت دهند چراکه قانون اساسی کشور این اجازه را به رئیس‌جمهوری داده است تا برای خود معاونانی به هر تعداد اختیار کند اما اینکه آنها را به اختیار خود برکنار کنیم به نظرم یک نوع مخالفت با قانون است. به همین دلیل باید با گروه‌های سیاسی مذاکره می‌کردند.

 

 

گفت‌وگو: فرشاد گلزاری    

 

 

 

 

 

 

 کُردپرس/ «ناظم دباغ» نماینده رسمی دولت اقلیم کردستان در تهران طی مصاحبه‌ای با پایگاه خبری کُردزبان «آوینه» به برخی سؤالات در خصوص مسائل روز اقلیم و به ویژه مسئله منصب ریاست اقلیم کردستان که با نزدیک شدن پایان مدت ریاست بارزانی بر اقلیم در تاریخ 19 اوت به بحرانی در اقلیم تبدیل شده و نقش ایران در این تحولات، پاسخ داده است.

 

آوینه: برخی شایعات در خصوص مسئله منصب ریاست اقلیم حاکی از این است که سردار «قاسم سلیمانی: در پیامی برای اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) و حزب دمکرات (پارتی) خواستار تمدید دو ساله مدت ریاست بارزانی بر اقلیم شده است، آیا این شایعات واقعیت دارد؟

ناظم دباغ: من هیچ گونه اطلاعی از چنین اخباری ندارم.

 

آوینه: ایران قصد چه نوع دخالتی در این مسئله را دارد؟

ناظم دباغ: سیاست ایران بر مبنای حمایت از اتحاد و همبستگی جریان های سیاسی اقلیم و کمک در حل اختلافات و مشکلات است. و خواستار آن است که این مشکلات در چارچوب قوانین عراق حل و فصل شوند اما اطلاعی از جزئیات بیشتر ندارم.

 

آوینه: خودتان به همراه دکتر «رضاامیری مقدم» مدیرکل خاورمیانه شورای عالی امنیت ملی ایران برای گفت‌وگو در خصوص مسئله منصب ریاست به اقلیم کردستان بازگشتید و در دیدارهای وی با مقامات اقلیم در این خصوص حضور داشتید، آیا وی هیچ پروژه‌ای برای حل مسئله منصب ریاست اقلیم در اختیار داشت؟

ناظم دباغ: در دیدارهایی که من حضور داشتم متوجه شدم که دیدگاه ایران نسبت به مسئله ریاست این است که همچون تشکیل دولت اقلیم که با حضور و مشارکت احزاب صورت گرفت مسئله ریاست نیز با مشارکت احزاب و از طریق گفت‌وگو و توافق حل و فصل شود.

 

آوینه: اما برخی زمزمه‌ها همچون گفته‌های عرفان قانعی فرد حاکی از مخالفت ایران با ابقای بارزانی در این منصب می‌باشد.

ناظم دباغ: قانعی فرد نیز یکی از کسانی است که روزانه به اسم ناظر سیاسی و فعال مدنی اظهارات و نظرات شخصی خود را در مورد مسائل بیان می‌کنند، وی خودش سخنانی را ابراز می‌دارد، من متوجه چنین موضعی از سوی ایران نشده‌ام و به دلیل روابط نزدیکی که با مراکز تصمیم‌گیری در ایران دارم؛ هرگز مخالفتی را با هیچ شخصی از سوی آنان برای ریاست اقلیم کردستان مشاهده نکرده‌ام.

 

آوینه: آیا ایران قصد دارد نقش میانجیگری را در این مسئله ایفا کند؟

ناظم دباغ: مسلماً در دیدارهای مقامات عالی‌رتبه ایرانی همچون؛ سردار سلیمانی و دکتر امیری مقدم از اقلیم بحث‌های سیاسی مطرح می‌شود و این دیدارها به منظور وقت‌گذرانی نیست.

 

آوینه: آیا تا جایی که شما مطلع هستید ایران هیچ طرح یا پیشنهادی در این مورد ارائه کرده است؟

ناظم دباغ: من در تمامی نشست‌ها و دیدارها حضور نداشته‌ام به جز در دیدار دکتر امیری مقدم، ایران خواهان آن است که مسائل سرنوشت‌ساز با همکاری همه احزاب و جریان‌های اقلیم کردستان حل شود.

 

آوینه: گفته می‌شود که در نزدیک شدن دوباره جنبش تغییر (گوران) و اتحادیه میهنی (یکیتی) ایران نقش داشته است؛ هدف از این مسئله چیست؟

ناظم دباغ: متأسفانه بسیاری از ناظرین سیاسی، ناظر سیاسی ساخت شایعه هستند. لازم است که در شرایط کنونی اقلیم کردستان احزاب و جریان‌ها دارای مواضع مشترک باشند و همکاری و همپیمانی میان آن‌ها بیشتر شود. در حال حاضر یکیتی، گوران، اتحاد اسلامی (یکگرتو) و جماعت اسلامی (کومل) در مورد مسئله منصب ریاست اقلیم دارای یک موضع مشترک هستند. سیاستمداران بدون میانجی نیز به دنبال افزایش و جذب قدرت و همپیمانی بیشتر هستند و به نظر من، علت نزدیک شدن این دو حزب مواضع و نظرات مشترک آنها در این مقطع است وگرنه قبلاً ایران تلاش کرد که گوران از یکیتی جدا نشود؛ ولی چرا جدا شد

 

آوینه: آیا به نظر شما ایران تا روز 20 اوت و پایان مدت ریاست بارزانی (در 19 اوت) به منظور جلوگیری از ناآرامی و تنش بر سر مسئله ریاست در اقلیم حضور فعالی خواهد داشت؟

ناظم دباغ: امروزه هرگونه ناآرامی و تنش در اقلیم روی بدهد بر ایران و ترکیه نیز تأثیر خواهد داشت حتی اگر در این مورد بخصوص، اطلاع دقیق نداشته باشم؛ اما می‌دانم که ایران پس از توافق صورت گرفته با کشورهای 1+5 در تلاش است تا به صورتی برنامه‌ریزی شده در راستای تحقق اهداف خود از این توافق عمل کند و تمامی کشورهایی که در روزهای سختی و مشکلات دوست و همپیمان ایران بودند باید در این مقطع نیز به عنوان دوست و همپیمان ایران باقی بمانند. همچنین ایران نیز باید در هنگام صلح، همپیمان آنان باشد که کًرد نیز یکی از اینهاست که در طول مبارزات خود و در زمان آواره‌بودن یک پایش در ایران بوده است. به همین دلیل سیاست راستین در میان کُرد و ایران این است که مشکلات برطرف شود. جمهوری اسلامی در جهت آرامی و ثبات منطقه در تلاش است وگرنه چرا آمریکا با ایران توافق می‌کند؟ و به همین شکل چرا ایران با آمریکا توافق می‌کند؟ همه این دلایل به برقراری ثبات و امنیت در منطقه منجر می‌شود.

 

آوینه: پس به این ترتیب، از نظر ایران بقای بارزانی در منصب ریاست موجب ایجاد امنیت و آرامش در منطقه می‌شود.

 

ناظم دباغ: من این را  نمی‌دانم، اما به نظرم حل مشکلات موجود، موجب ثبات و امنیت در منطقه می‌شود و ایران تا پایان حل این مشکلات، اقلیم کردستان را تنها نخواهد گذاشت.

سرویس: بين الملل ـگزارش و تحليل: اقلیم کردستان عراق با جمعیتی بیش از 6 میلیون نفر را می‌توان با ثبات‌ترین منطقه عراق به حساب آورد که این ثبات سیاسیـ اقتصادی خود را مدیون خودمختاری 25 ساله‌‌اش است؛ 25 سالی که با پستی‌ و بلندی‌های زیادی برای کردها و البته دولت مرکزی عراق همراه بود و اکنون کردها را در جایگاهی قرار داده که نه تنها به عاملی تاثیر گذار در عراق تبدیل شده‌اند بلکه کشورهای منطقه‌ای و حتی قدرت‌های جهان نیز به این نتیجه رسیده‌اند که بدون هماهنگی با این بخش از عراق عملا هرگونه تصمیمی برای این کشور محکوم به شکست است.

 

کردهای عراق از دیرباز و از همان اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ایران روابط نزدیکی داشته‌اند و همواره تلاش‌ کرده‌اند که این روابط حسنه را حفظ کنند. این منطقه خودمختار که چهار استان شمالی عراق به طور کامل و بخش‌هایی از چهار استان دیگر این کشور را در بر می‌گیرد، برای ایران نیز همواره حائز اهمیت بوده و نمایندگی‌‌هایی در برخی شهرها از جمله تهران و کرمانشاه دارد.

اقلیم کردستان با توجه به شرایط جغرافیایی ـ سیاسی خود و دور ماندن از کشمکش‌های مختلف عراق در سال‌های گذشته، در حال پیشرفت و تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی در عراق و حتی منطقه بود؛ اما مدتی است که با مشکلات مختلفی مواجه شده که می‌توان آنها را در سه بخش سیاست داخلی، روابط با دولت مرکزی و جنگ با داعش تقسیم‌بندی کرد؛ مشکلاتی که تا حدود زیادی توانسته‌اند روند سریع رشد اقتصادی اقلیم را کند و کندتر کنند. «ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به شرح این مشکلات پرداخته و برای شروع مساله ریاست اقلیم کردستان را مطرح کرده است که امروز (چهارشنبه) دوره ریاست «مسعود بارزانی» بر آن به پایان می‌رسد.


ریاست اقلیم کردستان، پرنده‌ای سرنوشت‌ساز برای کردها

ریاست اقلیم کردستان براساس توافق میان احزاب اصلی و از طریق انتخابات در داخل پارلمان از سال 2005 به مسعود بارزانی، دبیرکل حزب دموکرات کردستان رسید که البته این در شرایطی بود که تنها رقیب وی یعنی جلال طالبانی به ریاست جمهوری عراق انتخاب شده بود. بارزانی در سال 2009 نیز توانست با دستیابی به 69 درصد آرای پارلمان، برای دومین دوره در این پست بماند. با اتمام دوره چهار ساله دوم ریاست بارزانی در سال 2013 بر اساس قانون اساسی اقلیم وی باید از قدرت کنار می‌رفت اما با توجه به شرایط آن سال، وی برای دو سال دیگر در این سمت ابقا شد. روز چهارشنبه دوره تمدید شده ریاست بارزانی نیز به پایان می‌رسد؛ حزب بارزانی که بیشترین کرسی‌های پارلمان را در اختیار دارد با این استدلال که اقلیم هنوز در شرایط بحران و جنگ به سر می‌برد خواهان تمدید ریاست وی تا برگزاری انتخابات سراسری شده است.

«ناظم دباغ» در این باره می‌گوید: اکنون مساله تمدید یا عدم تمدید دوره ریاست مسعود بارزانی نیست، مساله تنظیم و تدوین قانون حاکم بر انتخاب رئیس اقلیم و اختیارات آن است. مشکل ریاست اقلیم و تمدید آن یک مشکل بزرگ در داخل اقلیم است و رهبران احزاب به دنبال یک راه‌حل توافقی برای این مشکل هستند چراکه این مساله از راه قانون و پارلمان قابل حل نیست. همه امیدوارند که پیام اخیر رئیس اقلیم که خواستار نشست رهبران تمام احزاب برای حل مشکل تا قبل از 20 اوت (تاریخ پایان دوره ریاست مسعود بارزانی) شده، به نتیجه برسد.

وی این ادعا که «کردها شخصیت دیگری در سطح و اندازه‌های بارزانی ندارند که به جای وی بنشیند» را رد می‌کند و می‌گوید: ما در اقلیم کردستان برای پست ریاست کمبود رجال کارآمد نداریم؛ آقای بارزانی از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است، چه رئیس باشد و چه نباشد مورد احترام است و ما نمونه این موضوع را در مورد آقای طالبانی نیز داشتیم که اکنون با وجود مریضی و اینکه سمتی رسمی ندارد هنوز بسیاری از مسئولان داخلی و خارجی به خانه وی رفت‌وآمد می‌کنند.

مساله بودن بارزانی یا نبودن ایشان نیست حرف بر سر تعریف و تدوین سازوکارهای حاکم بر انتخاب ریاست اقلیم و صلاحیت‌های آن است، اکنون حرف روی این است که سیستم ریاستی باشد یا پارلمانی این مسایل باید حل شود. حزب دموکرات اصرار دارد که بارزانی در مقام خود ابقا شود. درست است، وی گزینه‌ای قوی برای ریاست اقلیم است اما قانون دیگر این اجازه را نمی‌دهد. نمونه این مساله در ایران نیز اتفاق افتاد زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی دو دوره ریاست‌جمهوری خود را به پایان رساند خیلی‌ها به دنبال این بودند که ریاست وی تمدید شود اما رهبر انقلاب اسلامی ایران دستور داد که باید قانون رعایت شود و نمی‌شود برای یک نفر قانون اساسی را عوض کرد و همه پذیرفتند.

برخی‌ می‌گویند بارزانی در واقع به دنبال آن است که پس از پایان دوره‌ ریاست‌اش بر اقلیم کردستان، بر کرسی ریاست جمهوری عراق تکیه کند و این پست را که اکنون در اختیار حزب رقیب یعنی اتحادیه میهنی است، در دست گرفته و پست ریاست اقلیم را در مقابل به آنها بدهد. «ناظم دباغ» در این باره به خبرنگار ایسنا گفت: اگر آقای بارزانی روزی بخواهد رئیس‌جمهور عراق باشد فکر نمی‌کنم هیچ یک از احزاب کُرد با ریاست‌جمهوری وی مخالفت کنند اما این مساله تاکنون مطرح نشده است. من از دیدگاه خود می‌گویم امکان ندارد از من بپرسند که آیا موافقم بارزانی رئیس‌جمهور عراق شود و من بگویم نه.

اقدامات نخست‌وزیر عراق، کودتا یا اصلاحات

همزمان با بالا گرفتن موج تظاهرات عراقی‌ها در اعتراض به فساد و کمبود خدمات اساسی در استان‌های مختلف به ویژه بغداد، حیدر العبادی، نخست وزیر این کشور روز یکشنبه (18 مرداد) دست به تغییراتی بی‌سابقه در نظام سیاسی عراق زد و ساختار توافقی حاکم بر این کشور را که با رایزنی جریان‌های سیاسی در طول سال‌های پس از سقوط نظام صدام شکل گرفته بود، برهم زد. این اقدام اصلاحی در گام اول با استقبال همه جریان‌های سیاسی و مذهبی عراق مواجه شد اما دباغ معتقد است که العبادی در ادامه در اجرایی کردن برنامه خود به مشکلات بزرگی بر می‌خورد.

وی می‌گوید: عبادی گام‌های مهمی برداشته که البته چگونگی اجرای آن مهم است. این اقدام جای قدردانی دارد اما مشکل اینجاست که تغییر در ساختار سیاسی عراق بدون توافق میان همه گروه‌ها و به شکل یکجانبه قابل انجام نیست. سوال اینجاست که این اقدام ایشان آیا به یک اصلاحات مفید برای عراق تبدیل می‌شود یا یک اقدام حزبی و رقابت سیاسی خواهد شد. احساس می‌کنم العبادی در اجرای این طرح با مشکلات زیادی مواجه شود.

ساختار سیاسی عراق یک ساختار توافقی میان جریان‌های سیاسی اصلی یعنی کرد، عرب شیعه و عرب سنی است که هرگونه تغییر در آن باید با توافق باشد. همین امر باعث شده برخی اقدام العبادی را کودتا بنامند و باید منتظر ماند که طرح وی واقعا به اصلاحات می‌انجامد یا یک کودتا. العبادی وقتی یک وزیر یا وزارتخانه را حذف می‌کند باید نسبت‌های انتخاباتی که براساس تعداد نمایندگان گروه‌های سیاسی در پارلمان است، رعایت کند یعنی در جایی دیگر باید امتیازاتی به آن گروه سیاسی بدهد، همین است که ما می‌گوییم پروژه اصلاحات باید با مشارکت همه باشد. اگر این اقدام به شکل فردی انجام شود و همه گروه‌های سیاسی بر سر آن به توافق نرسند نتیجه‌ای بدتر از یک کودتا در شرایط سیاسی عراق به دنبال خواهد داشت. ما امیدواریم که این طرح به شکل صحیح اجرا شود تا در خدمت منافع ملی عراق باشد.

حمله ترکیه به پ.ک.ک و نقش اقلیم در آرام کردن اوضاع

اقلیم کردستان عراق اکنون با چالش دیگری نیز رو به روست و آن آغاز موج جدیدی از حملات ارتش ترکیه به شاخه نظامی حزب کارگران کردستان ترکیه(پ.ک.ک) است. این حملات که بیشتر در مناطق کوهستانی تحت کنترل اقلیم انجام می‌شود تاکنون جان ده‌ها شهروند غیر نظامی اقلیم را گرفته و دولت اربیل را در وضعیت دشواری قرار داده است. اقلیم کردستان از یک سو نمی‌تواند پبه نظامیان پ.ک.ک را از مناطق تحت کنترل خود بیرون براند و از دیگر سو نمی‌تواند دست بسته کشته شدن شهروندان خود در حملات ارتش ترکیه را نظاره‌گر باشد. «ناظم دباغ» می‌گوید که تلاش‌های علنی و تماس‌های پشت پرده زیادی از سوی مسئولان اقلیم در جریان است تا موج جدید خشونت‌ها میان آنکارا و پ.ک.ک فروکش کند و امیدوار است این تلاش‌ها به زودی به نتیجه برسد.

نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران به پیشینه این حملات و تلاش‌های مقامات کُرد برای حل آن در گذشته باز می‌گردد و می‌گوید: ترکیه تاکنون بیش از 25 دوره به پ‌.ک‌.ک حمله کرده است. تلاش‌های مسئولان اقلیم کردستان برای حل اختلافات بین ترکیه و کردها در زمان تورگوت اوزال، هشتمین رئیس‌جمهور ترکیه (1989- 1993) باز‌ می‌گردد که با میانجیگری جلال طالبانی و مسعود بارزانی آغاز شد و در آن زمان به پیشرفت‌های خوبی دست یافت. این تلاش‌ها در زمان اردوغان بیشتر مورد توجه قرار گرفت؛ شرایط خوب پیش رفت اما نبود نیت صادقانه از سوی دو طرف در پشت این موضوع باعث شد که با یک بهانه کوچک تمام پروسه را خراب کند، انفجار سوروچ رخ داد و بعد از آن پ‌.ک‌.ک مسوولیت قتل 2 نظامی ترک را بر عهده گرفت و همه چیز به خاطر این دو اتفاق به هم ریخت.

آنکارا نباید با دست‌آویز قرار دادن این موضوع 150 روستای اقلیم کردستان و پایگاه‌های پ‌.ک‌.ک را بمباران می‌کرد. اقلیم با وجود خسارت‌هایی که دیده از دو طرف خواسته به پای میز مذاکرات بازگردند. ما معتقدیم بهترین راه مذاکره است و ترکیه و کردها باید به میز مذاکره بازگردند. اقلیم دست بسته نه ایستاده است و تلاش‌های پشت پرده‌ای برای بازگرداندن دو طرف انجام می‌دهد و باید مذاکرات از سر گرفته شود وگرنه اشتباه بزرگی رخ خواهد داد.

سوتیترهای گفت‌وگوی خبرگزاری ایسنابا «ناظم دباغ»
اگر بارزانی روزی بخواهد رئیس‌جمهور عراق باشد فکر نمی‌کنم هیچ یک از احزاب کُرد با ریاست‌جمهوری وی مخالفت کنند اما این مساله تاکنون مطرح نشده است

 

تغییر در ساختار سیاسی عراق بدون توافق میان همه گروه‌ها امکان پذیر نیست. اگر اصلاحات پیشنهادی العبادی به شکل فردی انجام شود، نتیجه‌ای به مراتب بدتر از یک کودتا در شرایط سیاسی عراق به دنبال خواهد داشت

 

فقدان نیت صادقانه باعث شد که ترکیه و پ.ک.ک با یک بهانه کوچک تمام پروسه صلح را خراب کنند، نباید توافقات و مسائل بزرگ را قربانی اتفاقات کوچک و قابل حل کرد

 

گفت‌وگو از خبرنگار ایسنا: آرش محمدیان

 

 

 

 

 

 

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی