امروز: پنج شنبه 27 خرداد 1400 برابر با 17 جون 2021

آرمان محمودیان ـ مشخص نیست حسادت نهفته در خاک است یا نفرینی تاریخی، اما هرچه که هست، ظاهرا عراق خوش ندارد کشوری در صدر اخباربودن از آن سبقت گیرد؛ عراق با عجایبش از صدام‌حسین گرفته تا ظهور سهمگین داعش جایگاه در صدر اخباربودن را در انحصار خود گرفته است؛ ظهوری که باعث شد خبرنگار روزنامه «شرق»، با حضور در دفتر نمایندگی اقلیم کردستان در شهرک غرب، با آقای دکتر «محمد صدیق» (جگرخوین)، جانشین نمایندگی اقلیم کردستان و عضو ارشد حزب دموکرات کردستان عراق، درباره تحولات اخیر این کشور گفت‌وگو کند.

‌چندی پیش شهر موصل به دست داعش افتاد؛ سقوطی که به گفته برخی از منابع خبری، پاره‌ای از عشایر سنی نیز در آن بی‌نقش نبودند. شما ریشه این بحران را چگونه تحلیل می‌کنید؟
برای درک بهتر این بحران، به شناسایی عوامل زمینه‌ساز نیاز داریم. می‌دانید یکی از مهم‌ترین و شاید مهم‌ترین مشخصه دموکراسی مدرن، تکثرگرایی یا پلورالیسم سیاسی است که همزیستی مسالمت‌آمیز عقاید گوناگون جامعه را به‌دنبال دارد. اما متأسفانه طی چنددهه، مدیریت سیاسی تمرکزگرا در عراق حاکم بود که جهانیان نتایج فاجعه‌بار آن را دیدند؛ تا اینکه پس از سقوط رژیم بعث در سال 2003 بسیاری این امید را داشتند که ساختار حاکمیتی عراق به سوی تکثرگرایی حرکت کند ولی پس از خروج نیروهای آمریکایی، دولت پیشین با وجود برخورداری از منابع و امکانات قابل ملاحظه، نتوانست شرایط عمومی و امنیتی کشور را به درجه‌ قابل‌ قبولی برساند و اهداف کلان جامعه متکثر عراق را محقق کند؛ ادعایی که در مورد بحران اخیر عراق مطرح است، عدم التزام به توافقات سیاسی موجود و قانون‌ اساسی از سوی دولت فدرال است که موجب شده نه ‌تنها بحران‌های داخلی در عراق حل‌وفصل نشوند، بلکه بحران‌های جدید نیز ظهور پیدا کنند.
در واقع عدم التفات به خواسته‌های معقول جریان‌های سیاسی از سوی دولت پیشین، از دلایل مهمی است که موجب شده تا حلقه‌ها و نیروهایی که مخالف پیشرفت ملت عراق هستند، ناراضی‌ها را به‌ویژه در مناطق مرکزی و غربی جذب کرده و در نتیجه چنین وضعیت بغرنجی پدید‌ آید.


عده‌ای در مقابل، این استدلال را دارند که تا قبل از 2003 عراق توسط یک اقلیت بر اکثریت شیعه اداره شده و حال بعد از سقوط صدام، این اقلیت از قدرت حذف نشده‌اند بلکه جایگاه متناسب جمعیت و کثرتشان به آنان داده شد، آیا می‌توان اینطور برداشت کرد که پاره‌ای از رهبران سنی، حاضر به قبول جایگاه خود  نیستند؟
زیاده‌خواهی‌ها همیشه وجود داشته است، اما عراق امروز، عراق گذشته نیست، بعد از 80 یا 90 سال، تلاش شده است حاکمیتی که نماینده همه اقشار مردم باشد به وجود‌ آید، قاعدتا باید نگاه این نظام نوین، دموکراتیک و ابزارهای آن برای حل مشکلات، گفت‌وگو و سایر ابزارهای قانونی و ‌مسالمت‌آمیز باشد، در حالی که زمامداران تفاوت اساسی در روش‌هایشان برای اداره جامعه نداشتند. البته قانون‌ اساسی جدید عراق، سازوکارهای مناسبی برای‌گذار این کشور از بحران‌های گذشته و جریان صلح‌آمیز امور تدارک دیده که اگر با حسن‌نیت، بدون ملاحظه‌کاری سیاسی و انگیزه‌های شخصی اجرا می‌شد، شاید عراق در حال حاضر با این معضلات روبه‌رو نبود.

 

فرای ریشه‌شناسی بحران فعلی، مسأله این است که نیروهای داعش چگونه موفق شدند با نفراتی حدود 800 الی هزار شبه‌نظامی شهر موصل را اشغال کنند، مشخص است ستون پنجمی داشته‌اند، شما به‌عنوان نماینده حزب دموکرات کردستان عراق و در حقیقت حزب حاکم بر اقلیم هستید، از دید جناح سیاسی مظنون اصلی و مهم‌ترین همکار داعش در این فتح شوم کیست؟


البته بنده در اینجا به‌عنوان جانشین نمایند اقلیم کردستان در ایران با شما سخن می‌گویم؛ در نگاهی کلی می‌توان گفت نارضایتی مردم محلی از سیاست‌های دولت آقای ‌مالکی، باعث شد آنها انگیزه‌ای برای دفاع نداشته باشند حتی برخی از عشایر نه‌تنها مقاومت نکردند بلکه به حمایت از داعش پرداختند. از سوی دیگر ارتشی که آقای ‌مالکی تشکیل داده بود با وجود در اختیار داشتن سلاح‌ها و تجهیزات پیشرفته نظامی فراوان، یک ارتش توانمند و مبتنی بر باورهای ریشه‌دار نبود، نفوذ اطلاعاتی تروریست‌ها نیز در داخل نیروهای ارتش به اذعان بسیاری از آگاهان بسیار محتمل است. به همه اینها، روش‌های وحشیانه داعش در ایجاد رعب و وحشت و جنگ روانی، در کنار عدم توجه دولت مرکزی به هشدارهای مقامات کردستان را باید اضافه کرد. اینها از جمله عواملی بودند که دست‌به‌دست هم دادند تا داعش اینگونه در موصل بحران‌آفرینی کند.

 

یکی از مسایلی که بعد از سقوط موصل مطرح شد و عده‌ای از آن به‌عنوان «بازی بد اقلیم» یاد کردند، تبدیل‌شدن اقلیم به محلی برای گردآوری عشایر سنی بود، آنها هم بعد از اولین جلسه خود در اربیل از داعش و همکارانش با عنوان «جبهه انقلابیون» یاد کردند، چرا اقلیم چنین فضایی به آنان داد و در حقیقت چرا وارد این بازی عربی ـ عربی شد؟


ملت کُرد بزرگ‌ترین قربانی پدیده شوم تروریسم در منطقه است. درست به همین دلیل اکنون نیروهای پیشمرگه کردستان عمده‌ترین و مؤثرترین نیروی مقابله با دولت تروریستی داعش هستند. ما وارد هیچ بازی‌ای نشدیم، اقلیم کردستان با دیگر بخش‌های عراق خیلی متفاوت است و با توجه به شاخص‌های موجود، ما می‌توانیم بحق مدعی باشیم یک جامعه آزاد و پویا در اقلیم کردستان پدید آورده‌ایم اما به این معنا نیست که نقش خود را در کل عراق فراموش کنیم، بلکه سعی می‌کنیم بر اساس باورهای دموکراسی‌خواهانه خود سیاست‌هایمان را دنبال کنیم تا نقشی مثبت در ایجاد همگرایی بین جریان‌های سیاسی عراق ایفا شود. ما اعتقاد داریم برخی از روش‌های دولت مرکزی در برخورد با مخالفان سیاسی‌اش نامناسب بوده است. این منحصر به سنی‌ها و کردها نیست و حتی گاه، شیعیان را هم شامل شده و در مقاطعی که بعضی از مخالفان سیاسی آقای ‌مالکی که در بغداد فضایی برای اظهارنظر پیدا نکردند. در سفرهایشان به اقلیم کردستان نظراتشان را بیان کرده‌اند. البته به هیچ‌کس یا گروهی اجازه داده نشده فعالیتی علیه دولت بغداد داشته باشد. اما بدیهی است دولت ما برای همه جریان‌های قانونمدار حاضر در عرصه سیاسی عراق حق اظهارنظر یا اعلام مواضع را قایل است، همان‌گونه که ما این حق را برای مخالفان سرسخت خود نیز قایلیم و این نه‌تنها یک فاکتور منفی نیست، بلکه نقطه قوت جامعه کردستان است.

 

در نخستین ایامی که داعش به عراق یورش بود، عده‌ای بر این تحلیل بودند بزرگ‌ترین برنده این نبرد کردستان عراق است و شاهدش هم مناطقی بود که پیشمرگه‌های کُرد در آن روزها تصرف کردند، آن پیشروی‌های اولیه به درخواست دولت مرکزی بود یا از سوی اهالی برای ورود پیشمرگه‌های امدادخواهی شد یا اینکه اقلیم از آن به‌عنوان فرصتی تکرارنشدنی استفاده کرد؟


مناطقی که نیروهای نظامی پیشمرگه به آن وارد شدند، مناطق کردنشین و منطقه کردستان خارج از حوزه اقلیم بود. وقتی ارتش عراق شتابزده این مناطق را تخلیه کرد، نیروهای تروریستی این مناطق را هم به قصد تصرف مورد تهاجم قرار دادند و شروع به پیشروی در این نواحی کردند، عکس‌العمل سریع نیروهای پیشمرگه برای دفاع از مردم محلی در مقابل تهاجم وحشیانه تروریست‌های داعش بود و مشخصا پیشروی‌های آنها را متوقف کرد. بسیار روشن است اگر نیروهای داعش به این سرعت این مناطق را هم تصرف می‌کردند، هیچ‌گونه تضمیمی برای حفظ دیگر مناطق و مشخصا بغداد که تروریست‌ها تا 30 کیلومتر آن پیش رفته بودند، وجود نداشت اما مقاومت نیروهای پیشمرگه، روحیه سربازان دولت مرکزی را هم دوچندان کرد، بنابراین نگاه ما نه‌تنها فرصت‌طلبانه نبود، بلکه حق‌طلبانه و حرکتی مشروع برای دفاع از مردم خودمان و کل عراق بود.

 

یکی از مسایلی که در آن ایام ناظران را نسبت به امنیت اقلیم بیمناک می‌کرد، چندصدایی بود که از اقلیم بروز پیدا کرده بود، به‌طوری که مواضع برخی جریان‌ها با موضع حکومت اقلیم، تفاوت داشت، این مسأله چه تأثیری بر ادامه مبارزات گذاشت؟


چندصدایی، اصلی راهنما در دموکراسی‌ها و در جوامع متکثر است، اما با شما موافقم که گاه اظهارنظرهای غیرمسوولانه بعضی از اشخاص یا گروه‌ها وجود دارد که آگاهانه یا ناآگاهانه منافع خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دهند. اینگونه اظهارنظرها در داخل و خارج از اقلیم کردستان از دید مردم و مسوولان از اعتبار چندانی برخوردار نیستند. خوشبختانه دولت ما تقریبا نماینده همه مردم کردستان است، چراکه تقریبا همه احزاب و جریان‌های سیاسی شرکت‌کننده در انتخابات در آن حضور دارند.
سیاست‌های رسمی اقلیم کردستان نیز همواره به شکلی بسیار روشن و شفاف از سوی ریاست اقلیم کردستان، ریاست هیأت وزیران و سخنگوی رسمی دولت کردستان اعلام می‌شود و به‌ویژه در عرصه روابط خارجی، متولی و مرجع اعلام سیاست‌های اقلیم کردستان، مسوول روابط خارجه اقلیم کردستان است. خوشبختانه همه مقامات دولت اقلیم کردستان متعهدانه، به شکلی کاملا منسجم و متحد عمل کرده و در چارچوب منافع ملی سخن می‌گویند.


‌پس از پیشروی‌های اولیه نیروهای پیشمرگه ناگهان ورق برگشت و داعش موفق شد مناطقی را از کردها بگیرد و حتی وارد جاده اربیل شود، این وارونگی ناشی از چه بود؟


البته پیشرفت داعش در اقلیم در مقایسه با پیشروی‌هایی که در سایر نقاط عراق کردند، جزیی بود و هم‌اکنون با حملات پی‌درپی پیشمرگه‌ها که با پشتیبانی هوایی همراه است. تقریبا از تمام این مناطق عقب‌نشینی کرده‌اند. اما اینکه چرا آنها موفق شدند به پیشروی‌های محدودی در اقلیم دست یابند، دلایل متعددی می‌تواند داشته باشد که عمده‌ترین آنها، مجهزبودن این نیروهای تروریستی به سلاح‌های مدرن سنگین و پیشرفته بود که در مقابل نیروهای پیشمرگه دارای تسلیحات عمدتا سبک بودند، بخشی از عقب‌نشینی‌ها هم قاعدتا می‌تواند براساس تاکتیک‌های نظامی و در جهت تقویت مواضع دفاعی و خارج‌کردن غیرنظامیان از منطقه جنگی باشد. البته احتمالا اشکالاتی هم در سازماندهی نیروهای پیشمرگه وجود داشت و آقای ‌بارزانی هم در بیانات خود به این احتمال اشاره کردند هر کم‌کاری و سهل‌انگاری که رخ داده بررسی شده و مسببان آن مجازات خواهند شد. البته این جنگ است با همه واقعیت‌هایش هیچ‌گاه در جنگ‌ها شرایط یکنواخت و کاملا قابل پیش‌بینی نیست، گاهی عقب‌نشینی گاهی هم پیشروی می‌کنید.

 

فرای کم‌وکیف تحولات نظامی، اقلیم از کشورهای خارجی درخواست کمک کرده و بنابر اظهارات آقای ‌بارزانی اولین کشوری که این درخواست را اجابت کرده ایران بود، چه شد که از ایران کمک خواستید؟


قبل از هر چیز باید بگویم نگاه اقلیم به ایران نگاهی تاریخی و عمیق است. ما در یک حوزه تمدنی باستانی قرار داریم، زبان، تاریخ و فرهنگ ما دارای ریشه‌های مشترک فراوان است و در تاریخ سیاسی معاصر، کردها با وجود جدایی از ایران و تقسیم‌شدن و قرارگرفتن در حوزه مرزهای سیاسی کشورهای ترکیه، سوریه و عراق، همچنان با ایران پیوندهای ناگسستنی دارند. بعد از انقلاب اسلامی هم با وجود دشمن مشترکی با نام صدام ‌حسین و حزب بعث، ایران از مبارزات ملت کُرد در عراق پشتیبانی کرد و برای سال‌ها صدها هزار آواره کُرد را پناه داد. از سوی دیگر اقلیم کردستان هیچ‌گاه اجازه نداده منافع ایران مورد تهدید واقع شود و رفتار سیاسی اقلیم نیز نشان داده تمام تلاش‌های خود را انجام داده که روابط گسترده‌ای با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. تروریسم داعش تهدید مشترک علیه همه ماست و شکی نبود که ایران در جنگ با این پدیده ضدبشری به ما کمک خواهد کرد؛ همان‌گونه که در هنگام فاجعه حلبچه ما را تنها نگذاشت. در نهایت باید بگویم کمک‌های ایران بسیار ارزنده و به‌موقع بود، قدردانی بسیار ویژه آقای‌ بارزانی نیز از ایران نشان از اهمیت قابل‌توجه این کمک‌ها دارد.

 

پس از صحبت‌های آقای ‌بارزانی، یکی از تحلیل‌هایی که شکل گرفت، این بود که سیاست خارجی اقلیم در حال تغییر است و بار دیگر حضور ایران در اقلیم از رقیب منطقه‌ای خود یعنی ترکیه سبقت خواهد گرفت. شما فکر می‌کنید با توجه به کمک فوری ایران و تعلل و در نهایت عدم کمک از سوی آنکارا، این تحلیل قریب‌الوقوع است؟

تصور نمی‌کنم تغییری در رابطه اقلیم با ترکیه رخ دهد. ما همواره سعی کردیم توازن را در سیاست خارجی خود رعایت کنیم و تلاشمان این است که عاملی برای همگرایی در منطقه باشیم. این را هم باید گفت رابطه دولت اقلیم کردستان با یک کشور به این معنی نیست که رابطه‌اش لزوما با کشور دیگری نوسان پیدا کند. ایران و ترکیه دو همسایه مهم ما هستند. طبیعی است هر کشور سیاست خاص خود را دنبال و براساس اصول و برنامه‌های خود رفتار می‌کند. جمهوری ‌اسلامی ‌ایران به‌عنوان کشوری مهم و بسیار تأثیر‌گذار در منطقه، جهان و در همسایگی ما و عراق، منافع زیادی در این بین دارد، اکثریت جامعه عراق شیعه هستند و ایران، مرکز تشیع در جهان اسلام است. این برای ما کاملا قابل درک و احترام است. اما در عین حال، این نقد حتی گاه از سوی کارشناسان و پژوهشگران سیاسی در داخل ایران نیز به سیاست خارجی ایران وارد می‌شود که حضور فعالی در اقلیم کردستان نداشته و بیشتر این حضور در بغداد بوده است، هر چند روابط سیاسی در سطوح عالی همواره برقرار بوده، اما در حوزه دیپلماسی عمومی، روابط اقتصادی و فرهنگی مناسبات فی‌مابین در سطح مناسبی نیست، اینها بخشی از عواملی هستند که موجب شده شرایط برای کشورهای دیگر با مشترکات به ‌مراتب کمتر با مردم کُرد مهیاتر باشد.

 

یکی از بن‌بست‌ها که تا چندی‌پیش سایه‌اش بر بحران عراق سنگینی می‌کرد، مسأله تشکیل دولت و اصرار مالکی بر ماندن و رقبای او بر رفتن بود تا اینکه ناگهان آقای‌ حیدر العبادی از داخل حزب الدعوه ظهور پیدا کرد و پس از مدتی قدرت به او منتقل شد. کم‌وکیف این پروسه انتقال قدرت چگونه بود؟


پروسه سیاسی عراق به یک بن‌بست رسیده بود و تصور نمی‌شد با حضور آقای ‌مالکی تغییر شگرفی در این بن‌بست به وجود آید. در عین‌ حال، تهدید داعش روزبه‌روز گسترش پیدا می‌کرد و شرایطی را به وجود آورد که لازم شد برای مقابله با گسترش آن برخوردی همه‌جانبه و بین‌المللی صورت گیرد. لازمه برخورد با بحران موجود قبل از هر چیز، تغییر و اصلاح رفتار حاکمیت در بغداد بود؛ بالاخص که آقای ‌مالکی نگاهی انعطاف‌ناپذیر و سخت به حل مسایل سیاسی داشتند و راهکارهای جامع و مناسبی را جست‌وجو نمی‌کردند. در نهایت، تقریبا همه کسانی که از شخص آقای ‌مالکی حمایت می‌کردند، متوجه شدند نارضایتی از مالکی حتی در داخل خود حزب او هم رو به‌افزایش است و در ادامه شرایطی به وجود آمد که حتی مرجعیت هم در خصوص ضرورت تغییر بیانیه دادند.


‌به ‌سراغ حیدر العبادی نخست‌وزیر فعلی برویم، عملکرد او را تاکنون چطور ارزیابی می‌کنید؟


آقای‌ بارزانی اعلام کرده‌اند همچنان پشتیبان تلاش‌های موجود برای پیشرفت روند سیاسی در عراق هستند. اما اقلیم کردستان همچنان در شرایط سختی به‌سر می‌برد. الان مهم‌ترین جبهه جنگ علیه داعش را جبهه‌های اقلیم کردستان تشکیل می‌دهد. دولت بغداد اما حدود 9 ماه است کل بودجه اقلیم کردستان را قطع کرده است. اقلیم کردستان همچنان خویشتندارانه و با درک مسوولیت سنگین اخلاقی و برای اثبات حسن‌نیت خود، در فرآیند تشکیل دولت جدید شرکت کرد، در حالی که هنوز مشکلات بدون حل باقی مانده‌اند. اظهارات آقای ‌عبادی در مقام نخست‌ وزیری تاکنون مثبت ارزیابی می‌شود، اما پیداست هنوز برای اقدام عملی و پشت‌سرگذاشتن مشکلات، راه زیادی را باید پیمود. رهبر سیاسی کردستان مدت‌ زمان سه ‌ماهه‌ای را برای اقدام عملی دولت جدید در مسیر حل مشکلات در نظر گرفته است. اما توقع بجایی از سوی مردم و رهبران در کردستان وجود دارد که آقای ‌عبادی اراده و حسن‌نیت خود برای مرتفع‌کردن مسایل فی‌مابین نشان دهد.

 

آمریکا با ائتلاف نزدیک به 50 کشور و همکاری پنج‌کشور عربی، مواضع داعش را مجددا در هم کوبید. این حملات تا چه حد به مبارزات پیشمرگه‌های شما یاری رساند؟


این بمباران‌ها بسیار مؤثر بوده و توانسته بسیاری از مراکز مهم دولت خلافت خودخوانده داعش را منهدم کند. ملت کردستان عراق به نمایندگی از جهان آزاد با این تهدید خطرناک تروریستی جهانی مقابله می‌کند. رهبر اقلیم کردستان از همه دولت‌ها و ملت‌هایی که در این رویارویی سخت، پشتیبان مردم کردستان و عراق بوده‌اند، صمیمانه قدردانی کرده است. بدون‌ شک برای ریشه‌کن‌کردن تروریسم داعش کمک‌ها و حمایت‌های بیشتری نیاز است.

 

عراق همچنان جامعه‌ای است که اشخاص کاریزماتیک در آن کارایی بیشتری نسبت به تشکل‌ها دارند، برای همین می‌خواهم اسم تعدادی از چهره‌هایی را بیاورم تا شما مختصر در مورد نقش‌آفرینی آنان بگویید؟ «جلال طالبانی» رییس‌جمهوری سابق عراق و تأثیر فقدان حضورش؟


رهبری مبارز و رییس‌جمهور شایسته کُرد عراق در این شرایط سخت. غیبت ایشان به‌دلیل بیماری برای کردستان و عراق بسیار ناگوار بود.

 

«مسعود بارزانی» رییس اقلیم کردستان عراق؟


نماد آزادیخواهی، صلح‌طلبی و دموکراسی‌خواهی ملت کردستان.

 

آیت‌الله ‌سیستانی، مرجع عالیقدر شیعیان؟


شخصیتی بسیار قابل احترام و تأثیر‌گذار در جهان اسلام.

 

«عمار حکیم» رییس مجلس اعلای اسلامی عراق؟


 این نام برای ما کردها همواره یادآور رهبری معتدل تشیع در عراق و فتوای معروف آیت‌الله‌ سیدمحسن حکیم در حمایت از ملت کُرد و روابط صمیمانه‌شان با رهبر بزرگ ملت کُرد ملامصطفی بارزانی است.

 

«فواد معصوم» رییس‌جمهوری کنونی عراق؟


سیاستمداری انقلابی و باتجربه و جانشینی مناسب برای آقای‌ طالبانی.


«قاسم سلیمانی» سردار ایرانی؟


شخصیتی بسیار توانمند و تأثیرگذار در سیاست خارجی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران. نقش ایشان بسیار برجسته و قابل‌توجه در نزدیکی جریان‌های سیاسی عراق با یکدیگر و اقلیم کردستان با ایران بسیار قابل‌توجه است.

 

به‌عنوان آخرین سؤال، برآوردتان از آینده بحران داعش چیست؟


با وجود خطر تروریسم، به‌طور شگفت‌انگیزی در فضای سیاسی عراق اجماع ایجاد شده و با توجه به مقاومتی که پیشمرگه‌ها و ارتش با همراهی نیروهای مردمی از خود و با حمایت جامعه جهانی نشان می‌دهند، مبارزه با تروریسم و گروه تروریستی داعش تداوم می‌یابد و به یاری پروردگار توانا در آینده‌ای نزدیک شاهد محو این پدیده تروریستی منفور و استقرار ثبات و آرامش در منطقه خواهیم بود.

روزنامه شرق، سه‌شنبه 15 مهرماه 1393، سال دوازدهم، شماره 2132، صفحه 8.

 

 

 

 

نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران، خطاهای نخست وزیر سابق عراق را فرصتی برای رشد و قدرت‌گیری گروه‌های تکفیری ـ تروریستی در این کشور دانست.

 

گروه راهبرد خبرگزاری دانا (داناخبر) - «ناظم دباغ» سیاستمدار کُرد، در حال حاضر نمایندگی اقلیم کردستان عراق در ایران را بر عهده دارد.

 

او که از افراد نزدیک به «مسعود بارزانی» رییس اقلیم کردستان عراق، است با مقامات عالی رتبه ایران نیز روابطی گرم دارد.

 

به دیدار دباغ رفتیم تا درباره پدیده داعش به عنوان مهمترین معضل امروز خاورمیانه با وی به گفت‌وگو بنشینیم. مشروح این مصاحبه در زیر می‌آید:

 

امروز معضل اصلی منطقه و عراق داعش است. اساسا این پدیده را چگونه باید تفسیر کرد؟

در کل، هر شرایطی که در منطقه و حتی دنیا پیش بیاید، عللی دارد و نتیجه اتفاقات دیگری است. پدیده تکفیری‌ها هم نتیجه اختلافات مذهبی و هم ناشی از برخوردهای غرب و شرق بعد از جنگ جهانی دوم است.

 

دنیای غرب دنبال ابزاری برای کاهش هزینه‌های نبرد با اردوگاه شرق بود و از درون قرائت‌های خاصی از اسلام، گروه‌های تکفیری را به‌وجود آوردند که سپهر رشد و بالندگی این جریان، عربستان سعودی بود. به دنبال اشغال افغانستان از سوی شوروی، این جریانات تقویت شد.

 

باید توجه داشت که دولت‌های حاکم در خاورمیانه نیز عملا فضای رشد این گروه‌ها را فراهم کردند چرا که این گروه‌ها را ابزاری کارا برای مقابله با رقبای منطقه‌ای خود دیدند.

 

تا اینکه به 11 سپتامبر رسیدیم که ائتلافی علیه القاعده ایجاد و به سقوط طالبان منجر شد. در مرحله بعد، سقوط صدام پیش آمد که متهم به اعمال تروریستی و داشتن سلاح‌های کشتار جمعی بود.

 

به بهار عربی رسیدیم که البته خیلی زود به خزان عربی منجر شد. غرب و مخصوصا آمریکایی‌ها با سقوط دیکتاتورها کمکی به برقراری دموکراسی نکردند تا آرامش برقرار شود؛ بلکه برعکس به ناآرامی‌ها دامن زدند. به عنوان مثال برای سقوط «بشار اسد» فضایی فراهم کردند که از درون آن داعش به‌وجود آمد.

 

به گمان من داعش، زاده حزب بعث نیز هست همچنان‌که بعثی‌های فراری در سوریه در مقابل «بشار اسد» نیز جنگیدند امروز البته کسی اسمی از بعثی‌ها نمی‌شنود.

 

در عراق متأسفانه سوءمدیریت «نوری مالکی» و کنار زدن بیش از اندازه اهل سنت، زمینه روی‌گردانی مردم را فراهم کرد. بعدا کردها نیز توسط او به حاشیه رانده شدند. تکفیری‌ها از این نقطه ضعف استفاده کردند. هر چند برخی کردها را متهم به همکاری با داعش کردند اما اتفاقات فلوجه و انبار چه؟ آنجا که کردها حضور ندارند ولی یک سال است که به دست داعش افتاده است. نباید فراموش کنیم اهل سنت در ابتدا به داعش روی خوش نشان دادند والا آن‌ها فقط سه هزار نفر بودند وقتی که از سوریه به عراق آمدند. این راز تصرف موصل، تکریت و ... در 12 ساعت توسط آنان است. نزدیک بیش از 100 هزار نفر نیروی انتظامی و نظامی در منطقه حضور داشتند که به سرعت از هم پاشیدند. فقط سه فرمانده تیپ در آنجا بودند که حتی فرصت نکردند با هلی‌کوپتر فرار کنند! آن‌ها حتی مناطق ماده 140 قانون اساسی عراق را نیز تخلیه کردند. پیشمرگ‌ها قبلا هم آنجا بودند؛ اما در کنار ارتش عراق. حال طبیعی بود در غیاب ارتش، موضع خود را ترک کنند و حتی به تقویت نیرو هم بپردازند. نمی‌شود گفت خوشبختانه، اما حمله داعش باعث شد همه دنیا بفهمد کردها با داعش همکاری نداشتند و امروز هم تنها نیرویی که به صورت جدی با نیورهای تروریستی داعش می‌جنگد؛ پیشمرگ‌ها هستند. به همین علت هم مقامات اکثر کشورهای اروپایی و همین طور ایران، به کردستان رفتند و بر همکاری با کردها علیه داعش تأکید کردند. آقای بارزانی نیز در نامه‌ای از رییس جمهوری ایران تشکر و قدردانی کردند و در کنفرانس خبری نیز با آقای ظریف اعلام نمود؛ اولین کشوری که به ما کمک کرد، جمهوری اسلامی ایران بود. پس همان‌طور که گفتم داعش حاصل اتحاد تکفیری‌ها، بعثی‌ها و اخوانی‌هاست.

 

اخوان المسلمین؟ چه طور جریان اخوان می‌تواند با سلفی‌ها همکاری کند؟

در ابتدا این همکاری بود، حالا اوضاع تغییر کرده است.

 

اخوان در عراق هم پایگاه دارد؟

بله. در کل منطقه پایگاه دارد. چرا الان گفته می‌شود قطر، ترکیه و عربستان سعودی اگر هم با داعش همکاری نکنند، دست‌کم از جنایات آنها چشم‌پوشی می‌کنند؟ حداقل قطر و ترکیه که سلفی ـ تکفیری نیستند بلکه اخوانی هستند. حتی جالب است بدانید برخی چهره‌های برجسته سلفی در کردستان وجود دارند که صراحتا داعش را محکوم کرده‌اند. چرا که این گروه کارهایی را مرتکب شدند که کسی نمی‌تواند آنها را تأیید کند.

 

علت این رفتارها چیست؟

آنها کشور ندارند. گروه داعش از تکفیری‌های فراری از کشورهای خود تشکیل شده است؛ تعدادی از نیروهایشان حتی از اروپا آمده‌اند. آنها سوریه و عراق را که میهن خود نمی‌دانند؛ فامیل و آشنایی ندارند، لذا به خود اجازه می‌دهند هر کاری که می‌خواهند انجام دهند. اگر هم کاری نتواند بکنند؛ خود را منفجر می‌کنند تا به خیال خود به بهشت بروند.

 

از سوی دیگر، بعثی‌های سابق به‌خوبی می‌دانند که مجددا به قدرت بر نمی‌گردند لذا انتقام می‌گیرند. چرا؟ چون اکثریت مردم عراق برای سقوط آنها با نیروهای آمریکایی همکاری کردند. در این مورد مثالی بزنم؛ من مسئول لجستیک نیروهای پیشمرگه بودم و به همه آمارها دسترسی داشتم. کل نیروهای ما در مقابل صدام در بهترین حالت 5 هزار نفر بود. پس ما که نبودیم که توانستیم عراق را از چنگال صدام خارج کنیم بلکه این مردم کردستان و عراق بودند. حتی سایر کسانی‌که با بعثی‌ها مبارزه مسلحانه می‌کردند؛ تعداد قابل توجهی نبودند. همکاری مردم، باعث فروپاشی رژیم بعث شد. در جریان حوادث اخیر هم، بسیاری از مردم در مقابل مالکی قرار گرفتند و بعثی‌های سابق نیز به میدان آمدند.

 

در حال حاضر، تقریبا یک سوم عراق در دست داعش است؛ یک بخش دست کردها و قسمت دیگر نیز در قلمرو شیعیان است، هر چند در این 2 بخش در کنار اکثریت، اقلیت‌های دیگری نیز حضور دارند. ولی در منطقه تحت تصرف داعش، فقط داعشی‌ها می‌توانند زندگی کنند! دیدید که چگونه با مسیحیان و ایزیدی‌ها برخوردی کردند.

 

داعش بین اقلیم کردستان و دولت بغداد فاصله ایجاد کرده است و هم اکنون کردستان مرزی با دولت مرکزی ندارد. تازه چند روز است که نیروهای بغداد و پیشمرگه‌ها راه کرکوک ـ بغداد را باز کرده‌اند وگرنه برای رفتن زمینی به بغداد از کردستان، باید ابتدا به ایران آمده و سپس وارد خاک عراق شویم و برعکس.

 

آینده داعش را چگونه می‌بینید؟

به گمان من، داعش رو به سقوط است اما در اینجا کمک‌ها نباید مقطعی باشد. تجربه افغانستان و گذشته عراق و سوریه باید در برابر دیدگان همه باشد. مبارزه با تروریسم باید ادامه پیدا کند؛ گروه‌های تکفیری مثل ویروس هستند. مصرف دارو باید منظم باشد و چرخه درمان تکمیل شود وگرنه بیماری بهبود نمی‌یابد و دوباره برمی‌گردد.

 

ائتلافی که امروز، غرب در حال راه‌انداختن آن است نباید موقت باشد. نباید تروریسم از یک منطقه دور شود و در منطقه‌ای دیگر رشد کند.

 

هر دولتی که به فکر حفظ داعش باشد خطای فاحشی مرتکب شده است چراکه این اندیشه‌ها فضای مساعد برای رشد پیدا می‌کنند. به علاوه، حمله هوایی کافی نیست؛ ائتلاف علیه داعش، باید نیروی زمینی وارد کند. این نیروی

زمینی است که باید منطقه را پاکسازی کند.

 

نقش کشورهای همسایه عراق در ایجاد این وضعیت چیست؟ مثل سعودی‌ها و ...؟

خیلی از کشورها می‌خواهند عراق را تضعیف کنند؛ چون عراق، همیشه باعث وحشت اسراییل و کشورهای منطقه بوده است؛ موارد تاریخی هم کم نداریم، برای صحت این ادعا می‌توان از؛ حمله به ایران و کویت تا موشک‌پرانی به سوی اسراییل نام برد. متأسفانه در عراق، همیشه زمینه برای رشد دیکتاتوری و تعصب وجود دارد و برخی کشورهای همسایه به این مسأله دامن می‌زنند.

 

اسراییل نیز از فرصت حمله داعش، سوءاستفاده کرد و به غزه یورش برد و جنایات آنها در غزه به حاشیه رفت چراکه تمام نگاه‌ها به سمت مردم ایزیدی، مسیحی و مسلمان در عراق رفت و البته به کردها اشاره‌ای نشد.

 

تنها راه حل این مسأله این است که باید عراق جدیدی ساخته شود تا این توهمات نیز از بین برود. نقش اساسی در سقوط صدام را آمریکا و ایران داشتند چرا که امنیت عراق منافع آنان را نیز تأمین می‌کند.

 

من بعد از انتخاب «حیدر عبادی» هم گفتم؛ تغییر چهره مهم نیست بلکه تفکر باید عوض شود. «حیدر عبادی» فردی ناشناس نیست. از خارج از سیستم که وارد نشده است، او نفر دوم حزب الدعوه بوده و مغز متفکر آنهاست.

 

یعنی معتقدید عبادی هم به راه مالکی می‌رود؟

اگر تفکر عبادی، تفکر مالکی باشد اوضاع بدتر خواهد شد.

 

پیش‌بینی شما چیست؟

فقط می‌توانم تمنا کنم او به راه مالکی نرود؛ ما به رویکرد جدید نیاز داریم. مثلا به یاد دارید که مالکی هم در ابتدای نخست وزیری خود با کردها توافقنامه‌هایی امضا کرد اما به توافقات پایبند نماند. آقای ظریف هم در کنفرانس خبری با آقای بارزانی گفتند: جمهوری اسلامی همه توافقات اقلیم کردستان و دولت بغداد را تأیید می کند.  

 

حتی شیعیان هم از مالکی ناامید شدند. نزدیک به 100 سال، اهل سنت بر عراق حکمرانی کردند. وقتی صدام سقوط کرد همه جشن گرفتیم و گفتیم 2 مظلوم (شیعه و کُرد) به قدرت رسیدند و این دولت مظلومان باعث آرامش و رفاه  مردم می‌شود. متأسفانه ما اشتباهات اهل سنت را تکرار کردیم. ما باید آنها را نیز در قدرت شریک می‌کردیم که نکردیم. خود شیعیان اکنون چندپارچه هستند، از جمله؛ جریان صدر، مجلس اعلا و ائتلاف قانون.

 

من همیشه گفته‌ام ما به همه شیعیان احترام می‌گذاریم. اما متأسفانه نتوانستند با هم متحد شوند اما بعثی‌های سابق با

 مالکی متحد شدند و در حالی‌که 27 میلیارد دلار هزینه ارتش جدید عراق شد ولی 27 ساعت نتوانست در برابر داعش دوام بیاورد.

 

چرا؟

مالکی برای تشکیل ارتش جدید به فرماندهان سابق بعثی روی آورد. کردها و حتی برخی از شیعیان فریاد برآوردند که؛ «آقای مالکی اشتباه نکن»، اما توجهی به این مسأله نکرد. قانون اساسی عراق مقرر کرده است انتخاب فرماندهان تیپ‌ها باید به تصویب پارلمان برسد اما مالکی، قانون را دور زد؛ لذا ارتشی که ارتش عراق نبود عملا، در روز بحران به استقبال بعثی‌ها رفت. تا امروز دولت مالکی حقوق پیشمرگه‌ها را پرداخت نکرده است آن هم در حالی‌که تاکنون پیشمرگه‌ها دست از مقاومت در برابر نیروهای تروریستی داعش نکشیده‌اند. در عین حال که 7 ماه است از طرف دولت مرکزی عراق، بودجه‌ای به اقلیم کردستان اختصاص نیافته است. در نهایت هم مالکی اقلیم کردستان را خانه تروریست‌ها نامید.

 

پس الان چه کسانی به نام ارتش عراق در کنار پیشمرگه‌ها می‌جنگند؟

بازمانده‌های همان ارتش هستند که بخش عمده‌ای از آن فرار کرده بودند. به علاوه نیروهای مردمی نیز حضور دارند.

 

یعنی از جنبه نظامی، پیشمرگه‌ها دست بالا را در تهاجم علیه داعش دارند؟

صد در صد. حتی «هادی العامری» (رییس سازمان بدر) بعد از آزادسازی آمرلی از نیروهای پیشمرگه تشکر کرد ولی مالکی به آنجا رفت و اسمی از پیشمرگه نیاورد.

 

ظاهرا خوشبین نیستید که تفکر عراقی‌ها عوض شود.

نه، خوشبین نیستم. تعصب در عراق زیاد است و امکان همزیستی مسالمت‌آمیز را سلب کرده است و تا این وضع

تغییر نیابد، مشکلی حل نخواهد ‌شد.

 

در روزهای ابتدایی تهاجم داعش، «مسعود بارزانی» سخنانی را مطرح کرد مبنی بر برگزاری همه پرسی و استقلال اقلیم کردستان. آیا واقعا او قصد انجام این کار را داشت یا صرفا مانور سیاسی انجام می‌داد برای امتیازگیری؟

تعیین سرنوشت و رسیدن به آرامش و رفاه خواست هر کسی است. آقای بارزانی چیزی مخالف اعتقاد مردم کُرد نگفته است؛ هر چند ممکن است تفسیرهای اشتباهی از سخنان ایشان صورت بگیرد. آقای بارزانی می‌گوید عراقی می‌خواهد که به قانون اساسی کشور پایبند باشد، که خود این قانون صراحتا این حق را داده است اگر قانون اساسی رعایت نشد، کُردها حق تعیین سرنوشت خود را دارند.

 

به علاوه در ماده 140 قانون اساسی آمده است مناطق مورد تنازع می‌توانند با برگزاری رفراندوم تعیین کنند که آیا به اقلیم کردستان بپیوندند یا بخشی از دولت بغداد باقی بمانند و یا این‌که مستقل باشند. هر چند من مخالف این اصل هستم. برای نمونه این اتاق مال من است؛ چه نیازی دارم مدرک بیاورم و به شما ثابت کنم مال من است؟

 

من جایی دیگر هم گفتم ایرانی‌ها بر مبنای نقشه‌های معتبر جغرافیایی می‌گویند عنوان خلیج فارس درست است نه خلیج عربی. ما هم بر مبنای همین نقشه، مرز کردستان را تعیین می‌کنیم.

 

بارزانی قصد مانور ندارد، حرف او حرف همه کردهاست اما تأکید ما این است می‌خواهیم با عراقی باشیم که به همه احترام بگذارد. همه پایبند قانون اساسی باشند و تجربه‌های رژیم‌های گذشته تکرار نشود.

 

پس بارزانی کماکان به موجودیت عراق واحد اعتقاد دارد؟

اگر غیر از این بود هم اکنون «هوشیار زیباری»، «بابکر زیباری»، «فواد معصوم» و ... که در قدرت نبودند.

 

آیا نمی‌توان گفت بارزانی با تغییرات رخ داده در عراق ناچار شد مواضع خود را تعدیل کند؟

این تحولات باعث تجدیدنظر در مواضع عراقی‌ها شد نه کردها. کُردها مدتها قبل به مالکی هشدار دادند که داعش در حال پیش‌روی است ولی او به این هشدارها اهمیتی نداد. حتی «اثیل نجیفی» (استاندار نینوا تا قبل از ورود داعش) در مصاحبه‌ای گفته که بارها از مالکی خواسته است اجازه دهد بارزانی نیرو بفرستد اما مالکی اجازه نداد. اگر به عقب برگردیم مالکی حتی گفته بود با استقلال کردستان موافق است اما بدون کرکوک. این حرف یعنی چه؟ یعنی به کردها فشار می‌آورد تا با او همراه شوند چرا که پیش خود، این طور ارزیابی کرده بود که ترکیه و ایران و حتی اعراب اجازه نفس کشیدن به کردها بعد از استقلال را نخواهند داد. اما کردها از این همه تحرکات دیپلماتیک ماه‌های اخیر سواستفاده نکردند.

 

یعنی شما همچنان تلاش می‌کنید برای یک عراق یکپارچه؟

ما تلاش نمی‌کنیم، این عربها هستند که باید تلاش کنند. ما هر کاری توانستیم انجام دادیم؛ حالا نوبت بقیه است. از ابتدا عراق یکپارچه نبوده و الان هم نیست. باید دولتی قوی تشکیل شود که با پایبندی به قانون اساسی و احترام به همه اقوام و گروه‌ها، فضای جدیدی ایجاد کند وگرنه ما مشکلی نداریم و هم اکنون نیز  با همه از جمله؛ با ترکیه و ایران روابط مطلوبی داریم.

 

یعنی شما فکر می‌کنید همسایگان اجازه می‌دهند کردستان عراق مستقل شود؟

آنها بر حسب منافع خود عمل می‌کنند. ما به دنبال منافع خودمان در این چهارچوب جغرافیایی (یعنی کردستان عراق) هستیم. من همیشه اقلیم را به جنگلی تشبیه می‌کنم که از همه سو در محاصره آتش است. از هر طرف آتش بیاید می‌سوزد. این وضعیت، علی‌القاعده فکر استقلال را از سر بیرون می‌آورد؛ اما زمانی‌که چاره‌ای نداریم به سمت استقلال می‌رویم. مگر ما سال‌ها با صدام نجنگیدیم؟ استقامت بر حق، باعث بقای انسان است. من بروم کسی دیگر به جای من می‌آید. صدام می‌گفت: عراق از آن همه مردم است غیر از 2 نفر از رهبران کُرد، آقایان طالبانی و بارزانی. که یکی رییس جمهوری عراق شد و دیگری هم رییس اقلیم و هم اکنون نیزآقای «فؤاد معصوم» رئیس جمهور عراق است، چرا صدام چنین می‌گفت؟ برای استقامت بر حق این رهبران.

 

روابط کردستان عراق با اسراییل چگونه است؟

ما با اسراییل رابطه‌ای نداریم. البته اسراییل می‌خواهد به ما نزدیک شود لذا وقتی مسأله استقلال کردستان مطرح شد، شیطنت کرد و به عنوان تنها کشوری از حرکت ما حمایت کرد که خود این حمایت، به ضرر کُرد بود چرا که جهان اسلام را علیه ما تحریک کرد. چرا؟ چون همان‌طور که گفتم نمی‌خواهد عراق قدرتمند و باثبات باشد. چه کسی از پیش‌روی داعش سود می‌جوید؟ مگر می‌شود 300 ماشین داعش به سمت عراق حرکت کنند و هیچ ماهواره جاسوسی و ... متوجه آنها نشده باشد؟

 

در گفت‌وگوهای قبلی نیز یکبار گفتم اگر بخواهیم رابطه برقرار کنیم می‌رویم به سفارت اسراییل در مصر و اردن و نمایندگی تجاری آنها در قطر! منظورم این است که وقتی خود اعراب با اسراییل کنار آمده‌اند به ما ربطی ندارد.

اسراییل دشمن عرب است نه کُرد. من که از عرب، عرب‌تر نیستم! (با خنده)

 

در کل، من به آینده کردستان خوشبینم و به مردم کُرد و نیروهای پیشمرگه اعتماد کامل دارم. امروز کُرد بهترین وضع را دارد. پیشمرگه‌ها در حال پیش‌روی هستند و تروریست‌های بین‌المللی را کنار می‌زنند. ایران بیشترین حمایت را از ما داشته و دارد و در کنار دولت‌های غربی عامل تقویت ما هستند تا پیروزی‌های بیشتری به‌دست بیاوریم. دولت عراق باید از پیشمرگه‌ها حمایت کند کما این‌که ما 3 بار ثابت کردیم که حامی عراق هستیم؛ پیشمرگه‌ها سنگ بنای ارتش جدید عراق بودند؛ به علاوه، نیروی پیشمرگه همراه با ارتش عراق، در بصره، فلوجه و نجف با تروریست‌ها جنگیدند و امروز نه فقط قلمرو کردستان را از دست‌اندازی داعش محفوظ نگه داشته است بلکه مناطق تحت اشغال را با همکاری ارتش عراق آزاد می‌کند.

 

 

 

 

 

 

 

جعفر تكبيري ـ «ناظم عمر دباغ» نماينده اقليم كردستان عراق در جمهوري اسلامي است. وي متولد شهريور ماه 1327 در شهر كويه در کردستان عراق است و پيش از آنكه خود را ديپلمات بداند، يك معلم معرفي مي‌كند. وي در حالي نمايندگي اقيلم كردستان عراق در ايران را به‌عهده دارد كه از هم‌رزمان و اقوام «فؤاد معصوم» رئيس جمهور فعلي عراق است. اگرچه مي‌گويد اين دوستي نزديك، قرار نيست تأثيري در ارتقای سمت وي داشته باشد. اين موضوع را هنگام نشان دادن عكس‌هاي قديمي خود با «فؤاد معصوم» در كوه‌هاي كردستان به ما مي‌گويد. مصاحبه با «ناظم دباغ» در حالي در محل دفتر كارش شكل گرفت كه اين دفتر، نمادها و المان‌هاي زيادي از فرهنگ كردي در خود جاي داده بود؛ از تابلوها و تصاوير رقص كردي گرفته تا پرچم كردستان عراق در كنار تصاويري از «جلال طالباني» و «مسعود بارزاني». اگرچه بر خلاف ديدگاه مصاحبه كنندگان، «ناظم دباغ» كه سکاندار اين نمايندگي را به عهده دارد، لباس كردي به تن نكرده است. وي در توضيح اينكه چرا از لباس كردي استفاده نمي‌كند، مي‌گويد: «از روزي كه از كوه پايين آمديم؛ ديگر لباس كردي نپوشيدم. تعصب ملي اين نيست كه من لباس كردي بپوشم و عملم عكس این باشد. وقتي شما مظلوم باشيد مجبور هستيد لباس كردي بپوشيد و آهنگ كردي پخش كنيد تا اثبات كنيد كه هستيد، اما من به اين موضوع اعتقاد ندارم.»

«ناظم دباغ» در گفت‌وگو با خبرنگاران روزنامه جوان به سوالات مختلف اين روزنامه، پيرامون موضوع داعش و ديگر مسائل مربوطبه اين اقليم پاسخ داد. آنچه در ادامه مي‌خوانيد حاصل اين گفت‌وگوي يك ساعته است:

 

آقاي دباغ با تشكر از زماني كه به ما اختصاص داديد. در پاسخ به سوال اول بفرماييد كه چرا پس از فروپاشي رژيم صدام و آرامش نسبي كه پس از خروج نيروهاي خارجي از عراق در اين كشور شكل گرفته بود، گروهكي مثل داعش در خاك اين كشور سر بيرون آورد؟

ببينيد آن آرامشی که شکل گرفته بود؛ نسبي‌تر از نسبي بود. پس از سقوط صدام، انفجارهاي مختلفي در سطح عراق به وقوع مي‌پيوست و اين طور نبود كه آرامش كامل برقرار باشد. به نظر من، اين به سياست آمريكا باز مي‌گردد. تاريخ آمريكا را اگر خوب دقت كنيم،‌اكثر ديكتاتورهاي دنيا زيردست آمريكايي‌ها رشد كردند و توسط خود آمريكايي‌ها نيز سرنگون شدند. «صدام حسين» در عراق، «علي محمد صالح» در يمن، «حسني مبارك» در مصر، «معمر قذافي» در ليبي، «طالبان» در افغانستان و حتي «شاه ايران» همگي جزو ديكتاتورهايي بودند كه توسط آمريكايي‌ها حمايت مي‌شدند و سپس توسط آمريكايي‌ها سرنگون شدند. نكته مهمتر اين‌كه به جز ايران، در بقيه كشورها باز حكومت‌هاي آمريكايي قدرت را در دست گرفتند. البته نبايد فراموش كرد كه در برخي اوقات ديكتاتور يك فرد است و در ديگر اوقات نیز، ديكتاتوري يك سيستم است. آنها مي‌خواهند كه مردم كشورهاي مختلف همواره به آمريكا نيازمند باشند و گمان كنند كه اگر توانست ديكتاتور قبلي را بردارد، ديكتاتور جديد را نيز مي‌تواند سرنگون كند. من قبلا يك يادداشت براي روزنامه ايران نوشتم و در آن عنوان كردم كه داعش زاده سياست‌هاي اشتباه غرب است و ريشه آن در جنگ جهاني اول است. شما مشاهده كنيد زماني كه دنيا به بلوك شرق و غرب تقسيم شد، بلوك غرب هزينه‌هاي زيادي بر روي جنبش ديني و مذهبي انجام دادند تا مقابل ماركسيسم و لنينيسم بايستند. اين حركت از دو نقطه شروع شد، اول در افغانستان بود و زماني كه شوروي اين كشور را اشغال كرد، غرب سعودي‌هاي سلفي و اخواني نظير «اسامه بن لادن» را برجسته كرد تا عليه شوروي بجنگند. اين جريان‌ها در ادامه، از خط كشورهاي حامي خود خارج شدند و يك نوع استقلال را تجربه كردند. اين روند تا آنجايي ادامه داشت كه واقعه 11 سپتامبر به وقوع پيوست و آمريكايي‌ها به هوش آمدند. آنها به افغانستان حمله كردند و باعث فروپاشي طالبان شدند و سپس با همين بهانه به عراق لشكركشي كردند و ارتش اين كشور را نيز از بين بردند. اما پس از فروپاشي ارتش عراق، القاعده عراق، بعث سابق، جهاد اسلامي، انصار السنه، انصار الاسلام و چندين گروه تروريستي ديگر تشكيل شدند.

در جريان بيداري اسلامي نيز ديديم، كه در مصر حكومت مبارك سرنگون شد و مرسي با انتخابات روي كار آمد اما پس از گذشت يكسال، وي را كنار زدند و حكومتي ديگر را بر سركار آوردند. سپس آمريكا دست روي سوريه گذاشت و به بهانه برداشتن «بشار اسد»، براي تقويت حكومت اسرائيل، اپوزيسيون سوري را حمايت كرد. «بشار اسد» در اين ميان دچار اشتباه شد و از بعثي‌هاي عراقي، حمايت كرد و با توجه به رشد سيستم اسلامي در رژيم بعث عراق در آخرين روزهاي حكومت صدام، اين روند باعث افزايش افراطي‌گري به نام اسلام در سوريه شد. قطر، ‌عربستان و تركيه در آن زمان متحد شدند تا حكومت سوريه را در عرض 30 روز از بين ببرند و همين موضوع باعث شد كه داعش را مورد حمايت‌هاي خود قرار دهند. در اين ميان، ‌داعش كه مخفف «دولت اسلامي عراق و شام» است، ‌از بعثي‌ها و انصار السنه سابق و ديگر گروه‌هاي سني شكل گرفت. آنها به دنبال وحدت عراق و شام بودند، حركتي كه يك  تفكر بعثي بود. در زمان شكل‌گيري حزب بعث، يكي از شعارهاي اصلي آنان اتحاد عراق،‌ سوريه و مصر بود كه سه ستاره وسط پرچم اين كشورها در گذشته، هركدام به نمايندگي از يك كشور و نشانه همين تفكر بود. البته در ادامه، مصر از اين اتحاد خارج شد و عراق و سوريه باقي ماندند.

در كنار اين، ما شاهد بوديم كه به خاطر سوء‌مديريت آقاي «نوري المالكي»، زمينه براي رشد داعش در عراق فراهم شد. آقاي «نوري مالكي» در آن دوره، با كردها و سني‌ها بسيار درگير بود و يك تشكيلات مذهبي متعصب تشكيل داد و حتي كار تا آنجا پيش رفت كه از بعثي‌هاي سابق كه در ارتش عراق بودند؛‌ تنها به خاطر شيعه بودن، استفاده كرد. البته در ادامه آقاي مالكي ديد كه ارتش عراقی كه وي آن را بازسازي كرده بود در مدت 6 ساعت، 100 هزار نيروي آنها در منطقه تكريت، سامرا، نينوا و كركوک دچار فروپاشي شد. آنها يا به داعش پيوستند و يا اسلحه‌های خود را زمين گذاشتند و فرار كردند.

 

پس، سكوت اقليم كردستان عراق در خصوص حمله داعش به خاك عراق، يك نوع انتقام گيري از دولت آقاي مالكي بود؟

خير، ما هرگز اين را به نام انتقام تفسير نمي‌كنيم. ما هيچ‌گاه از داعش حمايت نكرديم؛ اما هرگز نمي‌توانيم اشتباهات دولت «نوری المالكي» را نيز بپذيريم و در اين اشتباهات نيز شريك شويم. آقاي «نوري المالكي» بسياري از سني‌ها را از مناسب دولتي كنار گذاشت و همين موضوع باعث شد كه سني‌ها با داعش متحد شوند، چون تنها قدرت مخالف «نوري المالكي» همين گروه داعش بود.

شما مشاهده كنيد كه دو فرمانده تيپ در منطقه موصل كه 36 هزار نيروي ارتشي در اختيار داشتند و هر كدام يك فروند بالگرد در اختيارشان بود، نتوانستند براي فرار از دست داعش، خود را به هليكوپترهايشان برسانند و مجبور شدند با خودرو به اربيل بيايند و از آنجا با هواپيما به بغداد بروند. دليل اين موضوع چه مي‌تواند باشد؟‌ پاسخ بسيار ساده است؛ آنها هيچ‌گونه ارتباطي با مردم نداشتند و نتوانستند كاري كنند كه مردم، ارتش عراق را به عنوان ارتش ميهني خود قبول داشته باشند. در آن منطقه، مردم طرفدار دولت نبودند. مسئولين عراقي بايد درك كنند كه ارتش اين كشور چندبار شكست خورده است و نياز به يك بازسازي اساسي دارد. اين ارتش از ايران شكست خورده، در جنگ با شيعيان و كردها شكست خورده و همين ارتش در جنگ خليج فارس نیز شكست خورده است،‌ پس همين ارتش كه 4 بار شكست‌هاي سختي متحمل شده است، ‌چرا بايد كارهاي سخت به آنها محول شود؟ اين ارتش نياز به يك تفكر جديد دارد.

بگذاريد من جور ديگري مسئله را براي شما شرح دهم، زماني كه داعش از سوريه به خاك عراق حمله كرد، كلا اين گروهك 3 هزار نفر بودند. يعني آنها 300 ماشين داشتند و اگر فرض كنيم كه هر ماشين 10 نفر را حمل كند كه قطعا كمتر حمل كرده، جمعيت آنها در مجموع 3 هزار نفر بيشتر نبود. واقعا چگونه اين 3 هزار نفر توانستند در زمان كوتاهي،‌ اين مناطق وسيع در عراق را تصرف كنند؟‌ چه كسي با آنها همدستي كرد كه تا فلوجه جلو آمدند؟‌ آيا كردها به كمك آنها رفتند؟‌ آيا 6 ماه قبل موصل در اختيار آنها نبود؟ شايد ما در قبال اين حمله سكوت كرديم،‌ اما اين سكوت به معناي حمايت و همدستي از داعش نبود.

 

بسياري در آن زمان معتقدند بودند كه اقليم کردستان با سكوت در قبال اين تهاجم، به دنبال زمينه‌سازي براي تشكيل كشور مستقل بود. آيا اين حرف درست است؟

بگذاريد من شفاف‌تر صحبت كنم. زماني كه اين اتفاقات به وقوع پيوست، آقاي مالكي 8 ماه حقوق اقليم کردستان عراق را پرداخت نكرده بود. ما دو توافق با آقاي مالكي داشتيم كه قبول كرده بوديم ايشان نخست وزير بشود، ايشان اين توافق را ناديده گرفت. بعدها مالكي و دوستان ايشان بارها عنوان كردند كه ما موافق جدايي كردستان از عراق هستيم، ‌با اين شرط كه كركوك از عراق جدا نشود.

قبل از فروپاشي ارتش عراق، ما 1050 كيلومتر مرز مشترك از سوريه تا خانقين و نفتخانه با دولت مرکزی داشتيم. اين مرز مشترك عمق‌هاي مختلفي داشت و ما به اين مناطق مي‌گوييم مناطق «مورد تنازع» كه ماده 140 قانون اساسي عراق را شامل مي‌شود. ما در سال 2011 توافق كرديم كه تا زمان حل اين مناقشه با دولت مركزي عراق اين منطقه توسط ارتش عراق و پيشمرگه به صورت مشترك محافظت شود و اينكه مي‌گويند پيشمرگه اين منطقه را تصرف كرده اشتباه است. ما از قبل، در اين مناطق حضور داشتيم و زماني كه ارتش از اين مناطق فرار كرد، ما در منطقه مانديم و در مقابل داعش مقاومت كرديم. در حال حاضر، در عراق بين مرز جغرافیایی اقلیم كردستان و بغداد، داعش حضور دارد و اگر كسي بخواهد از كردستان به بغداد برود، بايد به ايران بيايد و از قصر شيرين به بغداد برود. ما در ادامه، بعد از آزادي آمرلي توانستيم چند راه براي رفتن به بغداد باز كنيم.

 

كردستان در آزادسازي آمرلي چه نقشي داشت؟

من مي‌توانم بگويم كه نقش اصلي در آزادسازي آمرلي را پيشمرگه‌هاي كُرد برعهده داشتند.

 

در حال حاضر هم داعش در موصل حضور دارند. آيا خطر همچنان اربيل را تهديد مي‌كند؟

نيروهاي ما در موصل هم اكنون حضور دارند و در حال پيشروي هستند؛ اما همچون گذشته آزادسازي مناطق را رسانه‌اي نمي‌كنيم. چند روز گذشته، نزديك به 12 روستا از داعش پس گرفته شد و هم اكنون در شرق موصل مستقر هستيم.

 

آقاي دباغ،‌ يكي از مسائلي كه همواره در كشورهاي مختلف به‌ويژه در كشورهاي اسلامي زمينه‌ساز اتحاد داخلي شده،‌ حمله يك دشمن خارجي به مرزهاي كشور بوده است. چرا به‌رغم حمله داعش به عراق، شما حاضر به متحدشدن با دولت مركزي عراق نشديد؟‌

شما يك طرف موضوع را مي‌بينيد، «اثیل نجيفي» برادر «اسامه نجیفی» از سياستمداران عراق در تلويزيون رسما گفت،‌ ما از مالكي رسما درخواست كرديم، كه از پيشمرگه براي مقابله با داعش كمك بگيرد اما مالكي اين درخواست را رد كرد. دوم اينكه در آخرين لحظات سقوط موصل، ما به آقاي مالكي گفتيم كه موصل در حال سقوط است و اجازه دخالت پيشمرگه را بدهيد اما مالكي عنوان كرد كه بگوييد «مسعود بارزاني» با من تماس بگيرد. بر اساس پروتكل موجود، نيروهاي نظامي پيشمرگه زماني مي‌توانند وارد مناطق غيركُرد شوند و همچنين نيروهاي نظامي عراق زماني اجازه ورود به مناطق كردنشين را دارند كه رئیس اقليم كردستان رسما از نخست وزير عراق اين درخواست را بكند و يا برعكس ... .

البته بعد از حمله داعش به اقلیم كردستان اين وحدت شكل گرفت، چرا كه حضور داعش در كردستان باعث گستردگي و قدرت گرفتن اين گروه مي‌شد. البته اولين تلاش داعش براي تصرف بغداد بود اما وقتي ديد كه نمي‌تواند بغداد را فتح كند، به كردستان حمله كرد. دليل هم مشخص است،‌ چرا كه داعش  با تحريك تركيه، قصد جلوگيري از استقلال كردستان را داشت.

 

يعني شما معتقد هستيد كه حمله داعش به كردستان، با تحريك تركيه صورت گرفته است؟

بر اساس آنچه كه رسانه‌ها بازگو مي‌كنند، به نظر مي‌رسد كه اين طور باشد. چرا كه داعش هم اكنون نیروهای زخمي‌اش را در تركيه درمان مي‌كند و به‌رغم اين‌كه داعش به نزديكي مرزهاي تركيه رسيده بود، تركيه نه تنها يك گلوله به سمت اين گروه شليك نكرد، بلكه حتي حاضر نشد يك گلوله به كردها براي مقابله با داعش بدهد. از سوي ديگر، ما مي‌بينيم كه جمهوري اسلامي ايران همكاري‌هاي خوبي با كردها براي مقابله با داعش داشت. اين موضوع را من نمي‌گويم بلكه در نامه قدردانی رئیس اقليم کردستان به ايران به آن اشاره شده است، و پس از آن نیز با حضور آقاي ظريف وزیر امورخارجه ایران در كردستان عراق، اين تشكر و قدردانی از ایران يك بار ديگر نيز تكرار شد. ايران اولين دولتي بود كه براي مقابله با داعش، به كردستان كمك فرستاد.

 

پس شما در كل منكر اين موضوع هستيد كه قصد استفاده از حمله داعش براي اعلام استقلال را داشتيد؟

موضوع استقلال يك تيغ دولبه است، چرا من نخواهم كه كردستان يك كشور مستقل باشد؟‌ چرا شما نخواهيد كه كردستان يك دولت مستقل باشد؟ هم اكنون بسياري از قوميت‌ها در مناطق مختلف دنيا خواستار تشكيل دولت مستقل هستند و فقط به دنبال يك شرايط مساعد هستند.

شما يك نقشه قديمي در دست مي گيرید تا از حقوق خود در خصوص خليج فارس دفاع كنيد، ما نيز همين نقشه را براي كردستان قبول داريم.

در گذشته، اكثر جغرافياي كردستان متعلق به ايران بوده است و بعد از جنگ چالدران و شكست ايران به حكومت عثماني، كردستان به دو بخش تقسيم شد. يك سمت آن تابع حكومت عباسي و طرف ديگر نیز تابع حكومت عثماني شد. در جنگ جهاني اول، منطقه تقسيم شد و عراق جديد ساخته شد. در عراق جديد، ولايت موصل از تركيه جدا شد و به عراق پيوست. سپس شيعيان فقير جنوب را وادار كرد كه در منطقه كركوك ساكن شوند و از طرف ديگر، كُردها و ارمني‌ها را از اين مناطق بيرون كرد تا جمعيت آنها دچار تغيير شوند. نبايد به تغييرات عراق به اين سادگي نگاه كرد و شما چون يك عراقي نيستيد، ‌نمي‌توانيد به سادگي موضوع را درك كنيد. ما در زمان جنگ ايران و عراق مي‌خواستيم كه هر منطقه از كردستان عراق آزاد شد، به ايران بپيوندد اما در آن زمان مسئولين ايراني گفتند كه آقاي طالباني شما از اين طريق مي‌خواهيد كردستان بزرگ را كليد بزنيد.

ما خواستار استقلال هستيم اما بايد شرايط اين استقلال مهيا شود. من معتقدم در شرايط فعلي،‌ كردها اگر مستقل شوند، دچار ضرر خواهند شد. سياست ما در امروز، جدايي‌طلبي نيست و خواهان حفظ وحدت عراق هستيم.

 

يعني شما خود را ايراني مي‌دانيد؟

ما خود را آريايي مي‌دانيم. چون ايران يك جغرافيا است اما آريايي يك نژاد است. ما همواره تأكيد مي‌كنيم كه ايران كشور دوم ماست.

 

نظر شما در خصوص نخست وزير جديد عراق چيست؟

من هيچ تفاوتي بين آقاي مالكي و العبادي در برنامه‌ها نمي‌بينم. البته امكان دارد كه آقاي العبادي با استفاده از تجربيات گذشته،‌ راه حل‌هاي تازه‌اي پيدا كند. آقاي العبادي شخصي قدرتمند در حزب الدعوه هستند و ايشان مسئول كميسيون حل مشكلات مالي در پارلمان عراق بودند. ما كردها گاهي اوقات از آقاي مالكي مي‌خواستيم كه به آقاي العبادي بگويد كه مشكلات مالي را برطرف كند. بنابراين تغيير چهره مهم نيست؛ تغيير تفكر و كار بسيار مهم است.

 

يكي از مهمترين سوالات ما اين است با توجه به حضور مجدد آمريكا در منطقه به بهانه مقابله با داعش، چه تضميني وجود دارد كه آمريكا در كردستان عراق پايگاه نظامي تشكيل ندهد؟

آمريكا به منطقه نيامده است كه از آن خارج شود، البته اين موضوع به شرايط منطقه باز مي‌گردد. ما مشكلات زيادي در این زمینه داريم؛ يكي از مشكلات ما كردها اين است كه در گذشته يك دوست واقعي نديديم. حتي سني‌ها نيز با ما صادق نبودند، به‌ويژه در موضوع مقابله با داعش. نكته دوم اينكه ما به‌عنوان كردها خواستار تقويت هم‌پيماني كردها و شيعيان هستيم؛ چراكه خاطره خوبي از حاكميت اقليت سني در عراق نداريم. حال بايد ببينيم كه

شيعيان اين موضوع را قبول دارند يا خير؟ حال اگر قبول نكنند ما تنها مي‌مانيم. بنابراين نبايد مقطعي فكر كنيم و ايران و كردها بايد يك همپيماني دو طرفه و با اطمينان خاطر داشته باشند. به نظر من شرايطي كه بتواند مانع از حضور نيروهاي خارجي در عراق باشد، وجود همين وحدت استراتژيك ميان ایران، شیعه‌ها و كردستان است. وقتي كه من به ايران پشت‌گرم باشم، نيازي به حضور آمريكا و یا دیگر نيروهاي خارجي نمي‌بينم.

 

من سوالم را صريح‌تر مي‌پرسم و توقع دارم كه شما با يك بله يا خير،‌ به من پاسخ دهيد. آيا در حال حاضر خواستي در بين دولت اقليم کردستان براي ايجاد پايگاه نظامي آمريكا در اين منطقه وجود دارد يا خير؟

اين خواست وجود ندارد.

 

آيا شما پيش‌بيني حمله داعش را مي‌كرديد؟

من قبل از حمله داعش مصاحبه كردم و گفتم كه داعش به عراق و كردستان حمله خواهد كرد.

 

يكي از موضوعاتي كه همواره براي جمهوري اسلامي خطري جدي بوده، احتمال نفوذ رژيم صهيونيستي در خاك كردستان عراق است و گاهي گزارش‌هايي نيز در اين زمينه منتشر شده است. علاوه بر اين، اخيرا هم عنوان شده كه يكي از نفت‌كش‌هاي كردستان، نفت به اين رژيم تحويل داده است. شما اين نگراني را چه‌طور براي ايران رفع مي‌كنيد؟

من انتقال نفت كردستان به اسرائيل را رد نمي‌كنم ولی نه به آن شيوه كه شما مي‌گوييد. اگر نگاه كنيد متوجه مي‌شويد كه يهوديان در همه جاي دنيا حضور دارند. حضور يهود در يك منطقه به معناي حضور رژيم صهيونيستي در آن منطقه نيست. همان‌طور كه حضور ايران در مناطق شيعه، به معناي حضور شيعيان در آن مناطق است. از لحاظ سياسي ما بارها تأكيد كرديم كه به‌عنوان حكومت اقليم كردستان عراق، هيچ رابطه‌اي با اسرائيل نداريم و نخواهيم داشت، ما تابع دولت مركزي عراق هستيم. اگرچه ما از اعراب، ‌عرب‌تر نيستيم و حتي از فلسطيني‌ها، فلسطيني‌تر، چراكه آنها رو در روي اسرائيل مي‌نشينند و با آنها مذاكره مي‌كنند. ما به هيچ وجه اين كار نكرده‌ايم. در خصوص موضوع نفت هم بايد بگويم كه ما به‌صورت مستقيم نفت به اسرائيل نداده‌ايم. اين كشتي‌ها در بازار جهاني حضور داشته‌اند و شركتهاي مختلف خارجی اين نفت را از ما خريده‌اند و سپس به اسرائيل داده‌اند. من فكر مي‌كنم خود اسرائيلي‌ها دستور داده‌اند كه اين نفت را بخرند، چراكه اين يك شيطنت است. آنها در گذشته تنها حكومتي بودند كه از استقلال كردستان عراق حمايت كردند و اين به معناي آن است كه به دليل حمايت اسرائيل، كل كشورهاي

عربي و اسلامي در مقابل شما مي‌ايستند. آنها به دنبال ايجاد ناامني در منطقه هستند و مي‌خواهند روابط كردستان با عراق، ايران و تركيه را برهم بزنند.

 

بر اساس قانون اساسي عراق،‌ شما بايد نفت خود را تحت‌نظر دولت مركزي به فروش برسانيد اما چند وقتي هست كه برخلاف قانون اساسي،‌ نفت را به‌صورت مستقل مي‌فروشيد. دليل اين موضوع چيست؟

ما دوبار اين موضوع را در دادگاه فدرال مطرح كرديم و هر دوبار نيز پيروز اين دعوي،‌ اقليم كردستان بود. ما به قانون اساسي عراق پايبند هستيم اما آقاي مالكي حقوق ما را قطع كرد و ما مجبوريم كه براي تأمين هزينه‌هاي خود نفت بفروشيم. اين براي ما بهتر است كه بودجه خود را از دولت مركزي بگيريم و نفت خود را زير زمين نگه داريم. ببينيد، ما 17 درصد بودجه خود را از عراق مي‌گيريم كه ساليانه حدود 12.5 ميليارد دلار مي‌شود. نفتي كه ما صادر مي‌كنيم روزانه 20 هزار بشكه است و تاكنون 10 ميليون و 630 هزار بشكه نفت صادر كرده‌ايم كه اگر بشكه‌اي 100 دلار هم حساب كنيم كلا 1 ميليارد و 630 ميليون دلار مي‌شود؛ كه در مجموع 8 ماه فروش ما بوده است. حال در اين مدت، ما بايد از عراق 8 ميليارد دلار بودجه مي‌گرفتيم. حال نكته اينجاست كه از اين مبلغ فروش، 30 درصد در اختيار شركتهاي سرمايه‌گذار و استخراج‌كننده قرار مي‌گيرد. 3 دلار نيز ما حق لوله مي‌دهيم، 5 دلار هم به‌عنوان هزينه جبران جنگ خليج فارس را پرداخت مي‌کنيم. يعني از اين مبلغ دريافتي نزديك 380 ميليون دلار كم مي‌شود و خالص 600 ميليون دلار براي ما باقي مي‌ماند.

 

سوال بعدي ما در خصوص بحث بعثي‌زدايي از ارتش و دولت عراق است. اين طرح تا كجا پيش رفته است؟

اين طرح به درستي پيش نرفته است و اگر درست اجرا مي‌شد امروز عراق، با اين معضل روبرو نبود. متأسفانه آقاي مالكي اجازه اجراي طرح را نداد. قانون تصريح كرده است كه بعثي‌ها نبايد به كار دولتي بازگردند چه برسد به آنكه فرماندهي ارتش را در اختيار داشته باشند. ما بارها در خصوص نفوذ بعثي‌ها در بدنه دولت و ارتش هشدار داده بوديم و حتي 5 ماه قبل از حمله داعش به عراق در اين خصوص هشدارهاي لازم را داده بوديم اما ايشان توجهي نكرد.

 

سوال آخر هم اينكه، با توجه به حضور شركتهاي ايراني در كردستان عراق، چه زماني اين شركتها مي‌توانند با آرامش براي ادامه فعاليت‌ خود به كردستان بازگردند؟

ناآرامي در كردستان كلا يك ماه بود و هم اكنون منطقه آرام است و همه مي‌توانند فعاليت‌هاي خود را ادامه دهند. مشكل اصلي شركتهاي ايراني، مشكل بودجه است و دولت كردستان نتوانست بودجه ادامه فعاليت آنها را فراهم كند. به ناچار ما به آنها گفتيم كه براي جلوگيري از ضرر و زيان، پروژه‌ها را متوقف كنيد تا اين مشكل مرتفع شود.

 

روزنامه جوان، دوشنبه 31 شهریور 1393، سال شانزدهم، شماره 4349، صفحه 9.

 

 

 

 

 

 

 

 

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران با اشاره به اینکه نظر کردها این است که جلوی گسترش داعش در منطقه گرفته شود، گفت: ترجیح می‌دهیم که دوستان ما (ایران) جلودار این موضوع باشند.

«ناظم دباغ» نماینده دولت کردستان عراق در تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل و سیاست خارجی خبرگزاری فارس در خصوص «تشکیل ائتلاف واقعی بر علیه داعش»، گفت: حمله به گروه تروریستی داعش دارای یک نفع کلی است. هر جای دنیا این امر صورت بگیرد خوب است. به نظر من اختلاف بین قدرت‌ها باعث رشد بیشتر نفوذ داعش در منطقه می‌شود. فرقی نمی‌کند که رهبری ائتلاف مبارزه با گروه تروریستی داعش آمریکا باشد یا ایران یا کرد یا عرب مهم نابودی کامل آن‌ها مد نظر است.

وی افزود: داعش که اکنون به عنوان حامی دولت اسلامی شام در منطقه رشد یافته تروریست است و  اسلامی نیست؛ نظر کردها در این شرایط بر این است که جلوی رشد و گسترش داعش در منطقه گرفته شود.

نماینده دولت کردستان عراق در تهران یادآور شد: کردها از نظر قومی و نژادی و جغرافیای با ایران مشترک و به این کشور نزدیک هستند و نمی‌شود این را تغییر داد. ما از آن جهت که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داریم از این امر استقبال می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران بر علیه داعش اقدامات بیشتری انجام دهد؛ در شرایط کنونی طرفدار حمله به داعش هستیم و برای ما فرق آنچنانی ندارد و همیشه تأکید کرده‌ایم که روابط خوب و حسنه‌ای میان ایران و اقلیم کردستان عراق وجود دارد و این را در نشست خبری آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران که مدتی پیش در اربیل حضور داشت شاهد بودیم که بر چگونگی ادامه همکاری‌ها میان دو طرف تأکید شد.

وی تصریح کرد: خواهش من این است که نگذارید اختلافات بر سر موضوعاتی در منطقه، باعث رشد و نفوذ داعش شود. ترجیح می‌دهیم که دوستان ما (جمهوری اسلامی ایران) جلودار این موضوع باشند.

وی با بیان اینکه گروه تروریستی داعش، زاده بلوک شرق و غرب از زمان جنگ جهانی است، گفت: داعش مراحل رشد خود را طی کرده است و امروز کامل شده و اگر از بین نرود چیزی بدتر از داعش به‌وجود می‌آید همانند آن چیزی که در افغانستان بر علیه طالبان و القاعده صورت گرفت اما ادامه نیافت و مقطعی بود و یا در عراق شاهد این هستیم که بعثی‌ها و گروه‌هایی دیگر به وجود آمدند که تکفیری‌ها آن را رشد دادند و دولت عراق و شام را به وجود آوردند.

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران در پایان خاطرنشان کرد: شاید امروز در منطقه شاهد تضعیف آن باشیم ولی اگر دقت نکنیم این ضعف باعث رشد آنها می‌شود. کشور جمهوری اسلامی ایران، اروپا و آمریکا باید کاری انجام دهند تا داعش از بین برود نه اینکه تضعیف شود.

 

 

 

 

 

 

 

جرس: مژگان مدرس‌علوم ـ «ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران در گفت‌وگوی اختصاصی با جرس معتقد است که داعش یک خطر بین‌المللی و منطقه‌ای است که همه کشورهای منطقه و جهان باید علیه آن متحد شوند اما این ائتلاف و اتحاد، نباید مقطعی باشد زیرا در آن صورت داعش امروز از بین می‌رود اما یک داعش جدید بوجود می‌آید.

متن کامل گفت‌وگو را بخوانید:

 

آقای دباغ، اخباری از درگیری نیروهای نظامی ایران و داعش در مناطق غربی ایران منتشر شده است، این اخبار تا چه حد صحت دارد؟

هیچ اطلاعی در این زمینه در دست ما نیست.

 

خطر بین‌المللی گروه داعش را تا چه اندازه باید جدی گرفت؟

ظهور داعش در منطقه، خطر بسیار بزرگ و جدی بر علیه تمدن و بشریت در کل کشورهاست. داعش یک گروه متشکل از اقوام و اجناس مختلفی است که کشور ندارند و به همین دلیل جز کشتار و خرابکاری چیزی از خود به‌جای نمی‌گذارند.

 

جدای از پایگاه نظامی نیروی داعش که بیشتر رزمی هستند، آیا از پایگاه حمایتی سنی‌ها در عراق برخوردار هستند؟ آیا در سوریه هم چنین ساختار مشابهی دارند؟

باید توجه داشت که رشد این گروه‌ها دارای دلایلی است که یکی از آن دلایل وجود زمینه در منطقه است و عملکرد دولت‌ها و سوء مدیریت، فضا و زمینه را برای فعالیت این‌ گونه گروهک‌های تندرو در داخل کشور‌ها به‌ویژه کشورهای اسلامی ایجاد می‌کند. از سوی دیگر خیلی از داعشی‌ها ساکن کشورهای اروپایی هستند و مسلم است که از سوی برخی کشور‌ها و قدرت‌های بزرگ حمایت می‌شوند و این باعث پیشروی آن‌ها شده است در غیر این صورت چطور می‌توانستند از کشورهای اروپایی به عراق و سوریه سفر و رفت و آمد کنند؟

بنابراین، همانطور که گفتم سیاست داعش ایجاد ناامنی، ترس و کارهای تروریستی است و خطر داعش تنها محدود به خاورمیانه و عراق و سوریه نمی‌شود و در همه جای دنیا این گروه‌های تروریستی و سلفی ریشه دوانده‌اند و به طور کلی برای همه تهدید محسوب می‌شوند. داعش یک خطر بین‌المللی است که به سرعت باید جلوی آن گرفته شود. در مورد کرد‌ها هم باید بگویم مناطق کُرد تنها مناطقی هستند که صادقانه با داعش جنگیده و در حال جنگ هستند.

 

طی هفته‌های گذشته آمریکا حملات نظامی خود را برای مقابله با داعش افزایش داده اما از طرفی اعلام کرده که مقابله با داعش نیازمند یک ائتلاف جهانی است آیا شکل‌گیری چنین ائتلافی با توجه به معادلات منطقه وجود دارد؟

آمریکا زمانی حملات خود را آغاز کرد که خطر واقعی داعش را حس کردند. در هر حال حمله به داعش و تروریست‌ها باید در مبدأ صورت بگیرد زیرا زمانی‌که در سوریه این گروهک گسترش یافت آن‌ها فکر کردند فرصت خوبی به دستشان آمده تا علیه نظام بشار اسد اقدام کنند اما وقتی در سوریه موفق نشدند به عراق آمدند. همانطور که می‌دانید داعش متشکل از بعثی‌های سابق و القاعده است که هدفشان طرح دوباره شعار سابق بعثی هاست که می‌گفتند آمده‌اند تا عراق، سوریه و مصر را متحد کنند و امروز داعش با این تشکیلات عراق و سوریه را هدف قرار داده است. بنابراین باید این مسائل را ریشه‌ای بررسی کرد تا بتوان آن را ریشه‌ای حل کرد نه اینکه موردی و مقطعی حل شود. تمام کشور‌ها مانند ترکیه و عربستان و آمریکا که گوش و چشم خود را بر خطر داعش می‌بستند الان باید بدانند که اگر داعش در عراق پیروز شود به سوی کشورهای دیگر پیشروی خواهند کرد همانطور که در برنامه‌های خود این موضوع را پنهان نکرده‌اند. بنابراین اقدام آمریکا خوب بود اما نباید مقطعی باشد همانگونه که متأسفانه اقداماتشان در افغانستان و عراق بدلیل اینکه به فکر منافع خود بودند باعث ایجاد و گسترش داعش شد. اگر با داعش هم مانند طالبانی‌ها برخورد کنند گروه افراطی و تروریستی دیگری بوجود خواهد آمد. بنابراین ائتلاف و همپیمانی نباید مقطعی باشد.

 

برخی از تحلیلگران تشکیل اتحاد بزرگ با حضور ایران و آمریکا و سوریه و روسیه را برای مقابله با داعش مؤثر می‌دانند، نظر شما چیست؟

جنگ با داعش نیازمند اتحاد قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است و اگر این اتحاد صورت نگیرد، در آینده این گروهک‌ها بر علیه خود آمریکا یا روسیه در این کشور‌ها گسترش پیدا می‌کنند اما اگر تمام قدرت‌ها حضور فعالی داشته باشند قطعا می‌توانند داعش را نابود کنند. داعش مانند یک نیروی سرطانی در حال رشد است که اگر نیروی قوی و محکمی در مقابل آن شکل نگیرد به همین راحتی از بین نخواهد رفت.

 

اخیرا صحبتهای پیدا و پنهانی از همکاری اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی برای مقابله با داعش در داخل سوریه به گوش می‌رسد. ارزیابی شما از رویکرد اتحادیه اروپا در قبال تحولات عراق و مقابله با داعش چیست؟

هر رویکرد و تصمیمی که قدرت‌های دنیا در قبال تحولات اخیر و مقابله با داعش می‌گیرند نباید به گونه‌ای باشد که داعش امروز از بین برود و داعش فردا جایگزین آن شود، یعنی یک داعش را از بین برود و یک داعش جدید بوجود بیاید. اگر آرامش و ثبات و امنیت را در منطقه و جهان بخواهیم باید قاطعانه و ریشه‌ای با مسائل برخورد کرد و باز تکرار می‌کنم مشکلات منطقه را باید ریشه‌ای حل کرد و نه مقطعی.

 

ایران در این تحولات چه نقشی دارد و چگونه باید برای مقابله با داعش وارد عمل شود؟

مواضع ایران بیانگر وجود اراده برای کمک به عراق جهت مقابله با تهدیدات داعش بوده است. در هر حال هیچ فرقی هم نمی‌کند چه ایران، چه آمریکا و چه کشورهای اروپایی باید همگی یک نقش را ایفا کنند و آن نقش، وحدت قدرت‌ها جهت مبارزه با داعش و نابودی آن است.

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعی از فعالان فرهنگی غرب ایران در بیانیه‌ای از دکتر «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران خواستند دستور دهد تا نهادهای ذیربط ایرانی به‌ویژه سازمان هلال احمر، اقدامات امدادی و درمانی خود را در جهت کمک به مردم آواره در اقلیم کردستان عراق تشدید نمایند.

به گزارش کردپرس، متن کامل این بیانیه که به امضای 48 نفر از فعالان فرهنگی غرب ایران رسیده است به شرح زیر می‌باشد:

 

به‌نام خدا

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای دکتر روحانی

 

با سلام

 

همانگونه که مستحضرید پس از حمله گروه تروریستی داعش به استان‌های نینوا و صلاح‌الدین و سایر نقاط غربی عراق، این جریان تروریستی توانست بر بخش‌هایی از عراق مسلط شود. در نتیجه حملات داعش هزاران تن از مردم بی‌گناه قربانی و کشته و زخمی و اسیر شدند.

در هفته‌های گذشته این جریان تروریستی ـ سلفی با شروع حملات به اقلیم کردستان عراق به ویژه شهرهای سنجار (شنگال)، مخمور و جلولا به سیر حملات خود شدت بخشید و ضمن آنکه در جریان این حملات ده‌ها شهروند کُرد عراقی قربانی مطامع این گروه شدند؛ دهها هزار تن از شهروندان نیز از خانه و کاشانه خود آواره شده و هزاران تن از آوارگان به کوهستان‌های اطراف شنگال پناه بردند. نبود امکانات و گرمای طاقت فرسای هوا نیز موجب شد تا دهها تن از آوارگان پناه گرفته در کوهستان‌های اطراف نیز از فرط تشنگی و کم آبی یا کمبود مواد خوراکی و درمانی تلف شوند. همچنین داعش در جریان حملات خود دهها تن از زنان جوان کُرد ایزدی را به گروگان گرفته و بدین ترتیب برگ غیرانسانی دیگری بر لیست جنایات خود در منطقه افزوده است.

 

ریاست محترم جمهوری

 

همانگونه که جنابعالی به خوبی آگاهید کُردها در هر جای جهان ساکن باشند بخشی از هم‌تباران تاریخی و فرهنگی و تمدنی ایرانیان محسوب می‌شوند و از نظر فرهنگی و تمدنی با همه ایرانیان پیوندهای عمیق و ناگسستنی دارند. بر این اساس و بر مبنای روابط سیاسی و راهبردی گسترده ایران با مردم کُرد در اقلیم کردستان عراق در جریان بحران اخیر و در روزهای دشوار و سختی که دولت و ملت عراق و به ویژه مردم کُرد عراقی با آن روبرو هستند دولت و ملت ایران به یاری این مردم مظلوم و ستمدیده برخاست و ریاست اقلیم کردستان یعنی آقای «مسعود بارزانی» نیز در نامه‌ای خطاب به جنابعالی از کمک‌های دولت و ملت ایران به مردم اقلیم کردستان قدرادانی نموده است.

 

جناب آقای دکتر روحانی

 

مردم آواره و رنجدیده کُرد عراقی به ویژه صدها هزار تن از آوارگان شنگال و نیز آوارگان عرب پناه گرفته در اقلیم کردستان عراق در این روزهای بحرانی با کمبود شدید مواد خوراکی، درمانی و سرپناه روبرو هستند و نیازمند امداد همه جانبه دوستان و از جمله دولت و ملت ایران هستند.

ما جمعی از فعالان فرهنگی و اجتماعی غرب ایران ضمن تشکر از کمک‎‌ها و اقدمات دولت در حمایت از دولت و مردم در اقلیم کردستان عراق و با درک مشکلات پیچیده پیش روی آوارگان مستقر در اقلیم کردستان عراق از جنابعالی درخواست می‌کنیم دستور فرمایند تا نهادهای ذیربط ایرانی به‌ویژه سازمان هلال احمر اقدامات امدادی و درمانی خود را در جهت کمک به مردم اقلیم کردستان عراق تشدید نمایند. بذل توجه جنابعالی به مردم رنجدیده کُرد عراقی و افزایش امدادرسانی و یاری به دولت اقلیم کردستان عراق در حوزه‌های مختلف و از راه‌های مختلف و مقتضی در این روزهای سخت و دشوار، برگ تاریخی دیگری از همراهی‌های دولت و ملت ایران با مردم کُرد عراق خواهد بود.

با سپاس

 

1 ـ ابراهیم فتاحی 2 ـ شهاب تجری 3 ـ کیوان عزیزی 4 ـ محسن فلاح 5 ـ حامد بهرام‌آبادی 6 ـ میترا امیری 7 ـ علی اسدی 8 ـ ارشد امجدی 9 ـ مصطفی احمدیان 10 ـ افسانه فلاحی 11 ـ جواد ظاهری 12 ـ محبت کمری 13 ـ مصطفی مرادکیهانپور 14 ـ ایرج حشمتی 15 ـ کورش صباغیان 16 ـ سید محمد وهاب میرزاده  17 ـ تورج تشنه‌دل  18 ـ بابک معبدی  19 ـ حامدشاهینی 20 ـ مجمد جوادعبدی 21 ـ مسعوداکبری 22 ـ امیرکرمی 23 ـ مهدی موقوفه 24 ـ مجتبی ساسانی 25 ـ احد خسروی 26 ـ یوسف عزیزی 27 ـ پرویز پیروزمند 28 ـ اصغر امیرخانی 29 ـ علیرضا الیاسی 30 ـ وحید رنجبر 31 ـ فرهاد نصیریان  32 ـ ابوبکر مؤمنی 33 ـ حسن رمضانی 34 ـ منوچهر پسندی 35 ـ  خلیل مرادی 37 ـ انور هاشمی 38 ـ روزبه عزتی 39 ـ عرفان پیرصاحب 40 ـ چراغعلی گروسی 41 ـ احسان روحانی 42 ـ ایرج سلیمی 43 ـ هوشنگ دولتیاری 44 ـ کاوه سلیمی 45 ـ جلال سلیمی 46 ـ احسان زندی 47 ـ کامران تکوک  48 ـ احسان هوشمند

 

 

 

 

به‌دنبال قتل و عام مردم بی‌دفاع غزه، بار دیگر دستان پلید قدرتهای شیطانی از آستین گروهک تروریستیبعثی داعشی درآمده و با توحشی بی‌سابقه ضمن حمله به مردم بی‌دفاع در شهرهای شنگال عراق و کوبانی سوریه، باعث آوارگی صدها هزار انسان و مرگ دردناک صدها زن و کودک بیگناه شده‌اند.

جامعه کردهای مقیم مرکز ضمن محکومیت شدید این تجاوز آشکار و جنایت دهشتناک از تمامی انسانهای آزاده درخواست می‌نماید که در مقابل این گروهک سیه فکر اهریمنی به پاخواسته و از هر طریقی که مقدور است به یاری این ملت ستمدیده بشتابند.

 

ضمنا از مجامع بین‌اللملی، گروههای مدافع حقوق بشر، دولتها و سازمانها در خواست می‌نماید ضمن محکومیت این جنایتها، در اسرع وقت برای متوقف نمودن گروهک تروریستی داعش اقدامات قاطع انجام دهند.

 

 

 

 

خبرگزاری تسنیم: رئیس جمهور فرانسه در تماس تلفنی با رئیس اقلیم کردستان عراق، از آمادگی کشورش برای کمک به نیروهای مبارز این اقلیم علیه دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) خبر داد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از روزنامه رای الیوم، «فرانسوا اولاند» رئیس جمهور فرانسه در تماس تلفنی با «مسعود بارزانی» رئیس اقلیم کردستان عراق برآمادگی کشورش برای کمک به نیروهای مبارز این اقلیم علیه تروریست های دولت اسلامی در عراق و شام ـ داعش ـ تأکید کرد.

رئیس جمهور فرانسه ضمن تأکید بر کمک به نیروهای مبارز علیه داعش به ماهیت این کمک‌ها اشاره نکرد.

در این تماس تلفنی، اولاند و بارزانی تأکید کردند که عزم خود را برای همکاری در راستای متوقف کردن حملات داعش در شمال شرق عراق، جزم کرده‌اند.

اولاند همچنین اعلام کرد که فرانسه تصمیم دارد به تلاش‌های خود در سطح بین‌المللی در راستای کمک به مسئولان کردستان چه علیه گروه تروریستی داعش و چه در تعامل با وضعیت مهاجران و یا ساکنان اقلیم کردستان که در معرض خطر قرار دارند، ادامه دهد.

وی تأکید کرد که ظلم داعش در حق اقلیت‌های دینی به ویژه مسیحیان و ایزدی‌ها جنایتی بسیار خطرناک است و این گروه از زمان تسلط بر قره‌قوش، بزرگترین شهر مسیحی‌نشین عراق، اقدامات جنایت باری را مرتکب شده‌اند که جدیدترین نمونه جنون ویرانگر آنان را به تصویر کشیده است.

به گفته وی، اقدامات داعش درد و رنج اقلیتی ضعیف را که به کمک و تعهد همه نیاز دارند، دو چندان کرده است.

دفتر ریاست جمهوری فرانسه با صدور بیانیه‌ای در این ارتباط اعلام کرد که اولاند در تماس تلفنی با بارزانی بر لزوم ادامه حمایت از مسیحیان تأکید کرده و گفت که باید امکانی را فراهم کرد که آنان در سرزمین خود باقی بمانند.

رئیس جمهور فرانسه همچنین اظهار داشت، کشورش آماده است که امکان پناهندگی کسانی را که مایلند عراق را ترک کنند، تأمین کند.

وی به بارزانی گفت که فرانسه در نظر دارد در چارچوب نشست شورای امنیت، جامعه جهانی را علیه تروریست در عراق بسیج کرده و به این ترتیب ارائه کمک به تمام کسانی که در معرض خطر هستند، تضمین کند.

 

شورای امنیت به درخواست پاریس و به منظور بررسی اوضاع عراق،  نشست فوری تشکیل می‌دهد.

 

 

 

 

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی