امروز: پنج شنبه 27 خرداد 1400 برابر با 17 جون 2021

نخست وزیر اقلیم کردستان عراق با بیان اینکه نقش ایران در دو مرحله برای حل بحران های منطقه ای و کردستان عراق تاثیرگذار بوده است، گفت: ایران سعی کرد گروه های داخلی کردستان را به یکدیگر نزدیک کند.

به گزارش خبرنگار مهر، «نیچیروان بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان عراق در حاشیه نشست مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ که صبح امروز در دفتر مطالعات وزارت امور خارجه در تهران برگزار شد، در جمع خبرنگاران با بیان اینکه درگیری های سیاسی در اقلیم کردستان وجود دارد، اما خوشبختانه این درگیری ها بیشتر نشده است، اظهار داشت: این درگیری ها با گفتگو قابل حل است و هدف ما نیز این است که با همه گروه ها به خصوص با اتحادیه میهنی توافق داشته باشیم و امیدواریم که به نتیجه برسیم.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص نقش ایران در مبارزه با تروریسم توضیح داد: نقش ایران در دو مرحله برای حل بحران های منطقه ای تاثیرگذار بوده است. در مرحله اول زمانی که داعش به کردستان عراق حمله کرد، ایران اولین کشورهایی بود که به ما کمک کرد و بعد از آن نیز در تحولات سیاسی کردستان عراق، نقش ایران یک نقش سازنده بوده است.

بارزانی افزود: نقش ایران در کردستان از این نظر سازنده بود که توانست همه گروه ها را در داخل اقلیم کردستان به یکدیگر نزدیک کند.

وی ادامه داد: ما هر تحولی که در منطقه صورت بگیرد و هدفش سرکوب داعش و تروریست ها باشد، اقدام مثبت در منطقه ارزیابی می‌کنیم و در همین راستا هم فکر می کنیم در سوریه روند تحولات نمی تواند نظامی باشد، بلکه باید از طریق یک پروسه سیاسی مشکلات را حل کرد.

نخست وزیر اقلیم کردستان عراق تاکید کرد: ما فکر می کنیم هر گامی در جهت تضعیف تروریست ها در منطقه انجام بگیرد، مورد استقبال ما خواهد بود و این ائتلاف چهار جانبه اگر در راستای سرکوب تروریست ها و داعش باشد، به هر حال اقدام مثبتی از جانب ما تلقی می شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «نیچیروان بارزانی» ظهر شنبه در حاشیه اجلاس مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: درگیری‌های سیاسی در اقلیم کردستان وجود دارد ولی خوشحالم بگویم که به درگیری‌های بیش‌تری نیانجامیده و قابل حل است.

او ادامه داد: ما با طرف‌های سیاسی و به خصوص با اتحادیه میهنی در حال گفت‌وگو هستیم و امیدواریم به توافق برسیم.

 

نخست‌وزیر اقلیم کردستان عراق در پاسخ به سوالی در رابطه با اظهارنظرهای که از سوی برخی در اقلیم کردستان در مورد نقش منفی ایران مطرح می‌شود نیز خاطرنشان کرد: به نظر من دقیقا عکس این اتفاق رخ داده است و نقش ایران در زمان حمله داعش بسیار مثبت بود و ایران جزو اولین کشورهایی بود که به کمک ما آمد و ما همواره شاهد نقش مثبت ایران بودیم.

سرویس: سياسي ـ سياست خارجي: «نیچیروان بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان عراق و «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران، آخرین تحولات روابط دوجانبه، مسائل عراق و منطقه را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا )، وزیر امور خارجه ایران با اشاره به روند پیشرفت همکاریهای اقتصادی بین جمهوری اسلامی ایران و عراق اظهارکرد : دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای رفع موانع، همه گامهای لازم را برای ارتقاء و تعمیق مناسبات فیمابین برخواهد داشت.

وی با اشاره به ارزیابی های مسئولان بخشهای اقتصادی و تجاری در عرصه های دولتی و خصوصی ابراز امیدواری کرد با اهتمام بیشتر مقامات عراقی ، زمینه های پیشرفت توافقات حاصله تسهیل گردد.

«محمدجواد ظریف» با حمایت از وحدت و تمامیت ارضی عراق خاطرنشان ساخت که باید با اراده دولتمردان عراقی و همبستگی هرچه بیشتر ، زمینه های آزادسازی مناطق تحت اشغال داعش حاکمیت دولت مرکزی بر آن فراهم گردد.

در این دیدار «نیچیروان بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان عراق اظهار کرد :خرسندیم که با به نتیجه رسیدن تلاشهای وزیر امور خارجه و تحقق توافق برجام ، زمینه های گشایش اقتصادی بیشتری در روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق متبلور خواهد گردید.

 

وی این تلاشها را تبریک گفت و تصریح کرد : همه طیف های عراقی با اراده ای جدی در صدد مقابله با افراط گرایی و تروریسم در عراق هستند.

سرویس: بين الملل ـ گزارش و تحليل: کُردها در خاورمیانه به طور عمده در چهار کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه حضور دارند که با توجه به شرایط موجود در این کشورها هر یک راهی را برای تعامل با دیگر هموطنانشان برگزیده‌اند؛ در این بین کردهای عراق با توجه به دیکتاتوری محض در دوران صدام و بیش از یک دهه نا‌آرامی‌ و جنگ پس از برکناری دیکتاتور، به سمت ایجاد نوعی حکومت خودگردان در شمال عراق رفته‌اند که به نظر می‌رسد با درنظر گرفتن شرایط ویژه این کشور، تا حدود زیادی نمونه‌ای موفق بوده‌ است.

کردهای عراق اکنون منطقه‌ای خودمختار با دولت، پارلمان، قانون اساسی، ارتش و دستگاه قضایی خود را دارند. آنها در یک دهه گذشته در شرایطی که عراق در آتش جنگ می‌سوخت با برقراری روابط مناسب با همسایگان خود به ویژه ایران و ترکیه توانسته‌اند به رشد اقتصادی قابل توجهی دست یابند که این مهم را باید مرهون مدیریت بحران‌های موجود با همسایگان توسط دولت اقلیم کردستان دانست، گرچه آنها در برخی پرونده‌ها به ویژه چگونگی تقسیم قدرت در داخل و تعامل با دولت مرکزی بغداد هنوز با مشکلات جدی مواجه هستند.

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس بین‌الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به بررسی چالش‌های موجود در روابط اقلیم با دولت مرکزی بغداد، جنگ با داعش، چگونگی کنترل بحران‌ها توسط اقلیم و مناسبات اقلیم کردستان با ایران و ترکیه پرداخته است.

 

ایران و اقلیم کردستان دو همپیمان منطقه‌ای

وی کردها و ایرانی‌ها را دو ملت جدا از هم نمی‌داند و معتقد است که تشابهات فرهنگی و تاریخ مشترک باعث شده کردهای عراق همواره ایرانی‌ها را بخشی از خود بدانند. دباغ می‌گوید: اکنون هزاران نیروی کار متخصص ایرانی در اقلیم کردستان حضور دارند و در حال کمک به پیشرفت و ترقی اقلیم کردستان هستند، ما در اقلیم، ایرانی‌ها را از خود می‌دانیم، از نظر کردها شهروندان ایرانی در اقلیم کردستان از اتباع دیگر کشورها جدا هستند. ما شهروندان دیگر کشورها را خارجی می‌نامیم اما به ایرانی‌ها می‌گوییم ایرانی، همانطور که می‌گوییم اربیلی، دهوکی و سلیمانیه‌ای (استان‌های اقلیم کردستان). وقتی به کردستان می‌روید خیلی اوقات احساس می‌کنید که در ایران هستید و این به دلیل تشابه فرهنگی زیاد دو طرف است.

این نزدیکی تاریخی و فرهنگی اما باعث نمی‌شود تا از برخی اقدامات گروهک‌های مخالف علیه منافع ایران از طریق خاک اقلیم کردستان عراق غافل شد و سئوالی در این باره نپرسید. دباغ در این باره می‌گوید: من نماینده رسمی اقلیم کردستان عراق در ایران هستم. عملکرد اقلیم در این باره به قدری مناسب و درست بوده که هیچ اخطار رسمی یا گلایه‌ای از سوی مسئولان رسمی ایران به خاطر کوتاهی در باره تحرکات اخیر این گروه‌ها از طریق خاک اقلیم کردستان، دریافت نکرده‌ایم. اگر گروه‌های کُرد مخالف دولت ایران در اقلیم حضور دارند ما با ایران در این رابطه هماهنگی امنیتی لازم را داریم. ما برای اینکه با همسایگان خود با مشکل برنخوریم برای اینگونه مشکلات راه‌حل‌هایی یافته‌ایم.

وی ادامه می‌دهد: همین همکاری‌های امنیتی میان دو طرف باعث شده که اگر اتفاقی هم در مرزها بیفتد ایران همانند ترکیه دست به بمباران مناطق مرزی اقلیم نزند و به جای این کار بیهوده از راه‌های کارآمد دیگر به حل مشکل بپردازد. برخی مسائل پیش می‌آید و انتظار نداریم بشود به شکل صد درصد مانع رخ دادن چنین اتفاقاتی شویم ولی اگر برای شروع به جنگ به دنبال بهانه نباشیم (همانگونه که در مورد ترکیه و پ‌ک‌ک شاهد آن بودیم) این مسائل با توافق، سریعاً قابل حل است و تاکنون نیز این مسائل را حل کرده‌ایم. به نظرم در آینده نیز چنین مواردی را حل خواهیم کرد چراکه دو طرف نیت ندارند امنیت منطقه را خدشه‌دار کنند. خوشبختانه به دلیل عزم و جدیتی که بین مسوولان دو طرف وجود دارد اصرار داریم با مذاکره، امنیت و ثبات منطقه را حفظ کنیم. ما برای ایران اهمیت خود را داریم و اهمیت ایران هم برای اقلیم بر کسی پوشیده نیست. دشمنان ایران و دشمنان اقلیم در پاره‌ای موارد منافع مشترک دارند و به دنبال ایجاد ناامنی هستند ولی خوشبختانه ما تاکنون توانسته‌ایم مانع تحقق اهداف آنها شویم. گروه‌های مذکور نیز حسن‌نیت خود را نشان داده‌اند و همه فعلا به توافق‌های موجود میان ما و ایران پایبند هستند.

اعضای برخی از گروهک‌های کُرد ضد انقلاب اکنون در اقلیم کردستان عراق حضور دارند و حتی به انجام برخی فعالیت‌ها می‌پردازند؛ ناظم دباغ می‌گوید: این مسئله با اطلاع دولت ایران است و بر اساس توافق‌های موجود این گروه‌ها حق فعالیت علیه منافع ایران را ندارند.

او درباره گزارش‌های اخیر مبنی بر مسلح شدن برخی از گروهک‌های کُرد و رفتن به جبهه‌های اقلیم برای جنگ با

داعش به ایسنا گفت: حتی اینکه برخی گروه‌هایی که سابقه مخالفت با ایران را داشته‌اند سلاح برداشته و به جنگ با داعش رفته‌اند مخالف با توافقاتمان با تهران نبوده است. هر مورد این‌چنینی که پیش آمده ما و ایران برای آنها راه‌حل یافته‌ایم.

 

"چه کسی باور می‌کند به خاطر اسرائیل رابطه با همپیمانان خود را قربانی کنیم"

شایعات رسانه‌ای درباره فعالیت‌های سیاسی امنیتی رژیم صهیونیستی و میزان صحت گزارش‌ها درباره روابط اقلیم با این رژیم نیز یکی دیگر از سوالات از نماینده اقلیم کردستان در ایران بود و او با رد این ادعاها تاکید کرد که تاکنون هیچ دلیل و یا سند رسمی در این باره به اقلیم کردستان داده نشده است. دباغ گفت: برخی‌ها به دنبال ایجاد اختلاف عمیق میان ما با ایران هستند و با مطرح کردن چنین مسائلی در پی اهداف خود می‌روند اما ما به عنوان نماینده اقلیم در ایران تاکنون یک بار هم چنین مطلبی را از زبان مسوولان در جلسات رسمی نشنیده‌ایم و این مسائل تنها در برخی خبرگزاری‌ها مطرح می‌شود. روابط ما با اسرائیل در چارچوب قانون اساسی عراق است، آیا کسی می‌تواند باور کند که کردها به دنبال ایجاد مشکل با جهان عرب و ایران باشند آن هم به خاطر اسرائیل؟! گرچه برخی کشورهای عربی و اسلامی اکنون با اسرائیل رابطه دارند و آن هم به شکل رسمی و در حد سفارتخانه مانند مصر، اردن یا قطر که نمایندگی اسرائیل را در خود جای داده. ما هم مسلمان هستیم و هم عراقی، اگر عراق یک روزی به سمت برقراری رابطه با اسرائیل باشد ما نیز در آن شرایط حرف خود را خواهیم زد اما مادامی که دو طرف رابطه‌ای نداشته باشند هیچ‌گاه در اقلیم نیز شاهد چنین چیزی نخواهید بود.

وی می‌افزاید: ایران در اقلیم دو کنسولگری دارد و تعداد زیادی از کارکنان دولتی و امنیتی تهران در اقلیم رفت و آمد می‌کنند. اگر ما با اسرائیل رابطه‌ای داشتیم حتما آنها مطلع می‌شدند و به ما هم گوشزد می‌کردند اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است.

وی برخی اشخاص را عامل ایجاد چنین سوءظن‌هایی دانست و گفت که یقیناً این افراد راه اشتباهی در پیش گرفته‌اند.

 

استقلال کردستان، آرزو یا واقعیت

«ناظم دباغ» درباره مسئله حساس "استقلال کردها" که برای همسایگان اقلیم به ویژه ایران و ترکیه یک مساله امنیتی

مهم تلقی می‌شود نیز گفت: مساله استقلال کردها و داشتن کشور مستقل نه‌ تنها در میان رهبران کُرد مطرح است بلکه خواسته قلبی همه کردها در همه جای جهان است اما مساله "آرزوی استقلال" با "اعلام استقلال" کاملا از هم جدا هستند. اعلام استقلال نیاز به شرایط خاص خود دارد و به نظر من این شرایط اکنون فراهم نیست. ما به عنوان اقلیم خواهان این هستیم که در چارچوب قانون اساسی کشور عراق به حقوق کامل خود برسیم نه اینکه یک روز بودجه ما را قطع کنند، یک روز داعش را برای ما به وجود بیاورند و یک روز حمله نظامی به ما بشود؛ وقتی چنین مسائلی پیش می‌آید ما نیز بهتر می‌بینیم که در شرایط فعلی نه به طور کامل اما از استقلال بیشتری برخوردار باشیم.

 

اختلاف با دولت مرکزی و مساله نفت

وی درباره اختلافات دولت اقلیم با دولت فدرال عراق نیز گفت: در گذشته قطع بودجه اقلیم از سوی دولت بغداد کردها را به سوی فروش نفت سوق داد صرف نظر از اینکه این مساله قانونی باشد یا خیر، چاره‌ای دیگر نبود. دولت بغداد اگر کردها را قبول داشته باشد و به وحدت کشور ایمان داشته باشد باید حاضر به امتیاز دادن باشد. ما نفت خود را می‌فروشیم و توافق کردیم که از ابتدای سال جاری میلادی برای این کار با هماهنگی دولت مرکزی وارد عمل شویم و دولت مرکزی نیز پول نفت فروخته شده را به ما بدهد اما با اینکه ما نفت را در چارچوب توافق با دولت عراق صادر کردیم، بغداد از دادن پول آن خودداری کرد. این مشکل قابل حل است. ماهیانه 800 میلیون دلار نفت می‌فروشیم و پول آن به خزانه دولت مرکزی واریز می‌شد اما هیچ‌گاه بیشتر از 400 میلیون دلار در ماه دریافت نکردیم.

دباغ افزود: پیشمرگ‌ها یکی از نیروهای مهمی هستند که علیه داعش می‌جنگند و اکنون از اقلیم به عنوان بخشی از خاک عراق با اقتدار حفاظت می‌کنند، گرچه پیشتر در تمام خاک عراق می‌جنگیدند و پیشمرگ‌ها بارها در بصره، کربلا، نجف، بغداد و دیگر مناطق عراق جنگیده‌اند. دولت مرکزی می‌تواند از توان بالای پیشمرگ‌ها استفاده کند، چرا مالکی (نخست وزیر پیشین عراق) از پیشمرگ‌ها برای حمایت از موصل استفاده نکرد؟ اینها اختلاف‌هایی است که باید حل شود. دولت بغداد می‌توانست بیشتر به کردها نزدیک شود و در آینده هم این امکان را دارد. اگر کردها به عنوان یک نیروی تاثیرگذار وحدت در عراق را حفظ نکند هیچ قدرتی در جهان قادر به این کار نخواهد بود و بازمی‌گردیم به درگیری‌های گذشته که امیدواریم به آن دوران بازنگردیم. اگر اختلافات سیاسی و مذهبی در عراق نبود و از همه ظرفیت‌های کشور و گروه‌های موجود استفاده می‌شد هیچ‌گاه کشور در این شرایط نبود و داعش به

اینجا نمی‌رسید.

رئیس دفتر نمایندگی اقلیم کردستان در ایران ادامه داد: اختلافات ما با دولت مرکزی بر سر اجرای قانونی اساسی است. ما اکنون مناطق مورد مناقشه را عملاً با نیروهای نظامی از دست داعش آزاد کرده‌ایم. اگر پیشمرگ‌ها نبودند همین مناطق هم الان در کنترل داعش بود؛ حال فقط این مساله باقی مانده که مساله مناطق مورد مناقشه در قالب قانون اساسی درآید. پیشمرگ‌ها در طول جبهه‌ای به طول 1050 کیلومتر در حال جنگ با داعش هستند که برای حفاظت از خاک کشور عراق است. اما وزارت دفاع و دولت بغداد برای پیشمرگ‌ها چه‌کار کرده‌اند؟ آیا باید پیشمرگ‌ها منتظر کمک‌های خارجی باشند؟ دولت فدرال عراق باید صادق باشد و نباید با بهانه بحران و جنگ حل اختلافات را به تاخیر بیندازد. حل اختلافات خود باعث پیروزی بر داعش خواهد شد؛ باید دلایل به وجود آمدن داعش را از بین ببریم.

 

کردها در جنگ با داعش متحداند

«ناظم دباغ» در بخش دیگری از سخنان خود هرگونه دودستگی میان کردها در رویارویی با داعش را نفی می‌کند و می‌گوید: تمام کردها اعم از پیشمرگ‌های اقلیم، پ‌ک‌ک و کردهای سوریه در جنگ با داعش متعهد هستند و این اتحاد در بیش از 1050 کیلومتر جبهه جنگ با داعش وجود دارد. شاید اختلافاتی باشد اما این اختلافات بر سر مسائل جزئی و تاکتیک‌های نظامی است. کردها در این باره اختلاف اساسی ندارند. اگر اختلافات ما عمیق و اساسی باشد اکنون داعش باید در اربیل و سلیمانیه می‌بود. برخی تحلیل‌ها و تفسیرهایی که بعد از سقوط سنجار منتشر شد تا حدود زیادی غیرواقعی است. در سنجار یک تراژدی رخ داد، باید این کار جبران شود و کمیته‌ای برای تحقیق در این باره تشکیل شد، با توجه به بافت مذهبی و قومی سنجار که ساکنان آن را ایزدی‌ها تشکیل می‌دهند دشمنان کُرد می‌خواهند میان ما و ایزدی‌ها اختلاف بیندازند و آنها را از مسلمانان و کردها جدا کنند و از این مساله سوءاستفاده کنند تا قدرت خود را بگسترانند. برنامه‌هایی برای آزادی سنجار وجود دارد و طرح آن از لحاظ نظامی در دست بررسی است که آیا عملیات نهایی پیش از آزادی موصل انجام شود یا پس از آن.

 

حملات ترکیه به پ.ک.ک و موضع اقلیم

به عنوان سوال آخر موضوع تحرکات ترکیه در مناطق کردنشین شمال سوریه پرسیده شد که نماینده اقلیم در پاسخ

گفت: هر کشوری باید قوانین دیگر کشورها را رعایت کند. ایجاد چنین منطقه‌ای برمی‌گردد به قوانین بین‌المللی که آیا اجازه چنین کاری را می‌دهند یا نه. اگر چنین چیزی به جلوگیری از خون‌ریزی و کشتار غیرنظامیان بینجامد قابل قبول است اما این تنها به دست ترکیه نیست بلکه مجامع بین‌المللی باید در این باره تصمیم‌گیری کنند و تا حدودی نیز برمی‌گردد به مسائل داخلی سوریه. اردوغان تحلیل‌های اشتباهی درباره سوریه دارد، در آغاز جنگ سوریه، آنکارا و دیگر همپیمانان آن از جمله قطر، عربستان و کشورهای غربی می‌گفتند دولت سوریه ظرف 30 روز سقوط می‌کند اما اکنون بیش از چهار سال است که جنگ ادامه دارد و اکنون همه به این نتیجه رسیده‌اند که مشکل باید از راه سیاسی حل شود. حقیقت این است که شکست اردوغان در انتخابات و شکست‌های داعش در مقابل کردها، اردوغان را به سمت یک سری تفکرات و برنامه‌های جدید سوق داد که باید مشخص شود آیا برای مقابله با کردهاست یا داعش. طرح اردوغان هرچه باشد ما به عنوان اقلیم کردستان با هرگونه دخالت در امور دیگر کشورها مخالف هستیم اما باید بگویم از هر تلاشی برای حمایت از مظلومیت کردها استقبال می‌کنیم.

 

 

 

 

 

 

طرح اصلاحات در عراق طرح خوبی است اما باید مشخص شود که کردها در کجای این طرح و خصوصاً نظام سیاسی عراق واقع شده‌اند همانگونه که در ترکیه هم این موضوع به مشکل بزرگی تبدیل شده است.

 

«ناظم عمر دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در جمهوری اسلامی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با تشریح جغرافیای سیاسی و اقلیمی کردها در منطقه خاورمیانه تصریح کرد: درست است که کردستان کشور نبوده اما یک جغرافیای متحد بوده است ولی شرایط زمانی، تاریخی، اتفاقات و جنگ‌هایی که میان امپراتوری ایران و امپراتوری عثمانی روی داد؛ باعث شد تا زمین و قسمتی از این سرزمین‌ها از هم جدا شود. این موضوع باعث شد تا سرزمین‌های کردنشین به دو فاز تقسیم شود. یعنی قسمتی از آن در امپراتوری عثمانی و قسمتی دیگر در امپراتوری ایران یا همان امپراتوری عباسی قرار گرفت. پس از جنگ جهانی اول، مجدداً یک تقسیم‌بندی دیگری به وجود آمد که قسمتی از آن به سوریه پیوست و از ترکیه جدا شد و قسمت دیگر آن نیز به عراق پیوست که در واقع از ایران و ترکیه جدا شده بود. لذا مواردی که ذکر شد یک حقیقتی در جغرافیای کُردی است و به نوعی کردها در این جغرافیا مستقر شدند.

 

وی ادامه داد: در طول تاریخ عراق جدید، کردها در مبارزه بوده‌اند و به دلیل مظلومیت و ظلم‌هایی که در حق آنها صورت گرفته است، نتوانسته‌اند در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی دولت مرکزی عراق حضور داشته باشند. به گونه‌ای که پس از سقوط صدام و جنگ خلیج‌فارس، منطقه‌ای مستقل برای کردها به وجود آمد؛ با توجه به اعتقاد خودمان و همچنین با توجه به شرایط زمانی و موضوعی، از آن زمان تاکنون و به نظرم برای آینده هم، این شرایط پابرجاست و کردها مجدداً با عراق جدید متحد شدند و در چارچوب قانون اساسی عراقی پذیرفتیم که یک اقلیم فدرالی در چارچوب یک عراق فدرالیزم محسوب شویم. متأسفانه یک واقعیتی مانند داعش در عراق به وجود آمد و حقیقت کردها و پیشمرگه‌ها خودش را بیشتر نشان داد. به طوری‌که آنها از مناطق خودشان دفاع می‌کنند و علیه تروریسم فعال هستند و باید به این واقعیت اعتراف کرد که امروز تنها نیروی قدرتمند در عراق و منطقه که علیه داعش می‌جنگد، کردها هستند. درست است که کمک و همکاری بعضی از کشورها و به خصوص دوستان نزدیک همچون ایران به پیشمرگه‌ها رسیده است ولی اگر نیروی قدرتمند پیشمرگه و مردم اقلیم کردستان هم نبود این پیروزی‌ها به دست نمی‌آمد. شاید ده‌ها اسلحه و تکنولوژی دیگر به نیروهای نظامی در عراق داده شد، ولی نتیجه جنگ آنها با داعش چه شده است؟

 

دباغ با اشاره به صحبت‌های اخیر رئیس سابق ستاد ارتش ایالات متحده گفت: موضوع دیگر یا به بیانی گویاتر بعد دوم این مسأله این است که یک سوم اراضی عراق به دست داعش افتاده است که ساکنان آنها کُرد و شیعه نیستند بلکه اهل تسنن هستند. و اینجا این واقعیت را نشان می‌دهد که به عنوان اکثریت مطلق، در عراق شکلاً هم منطقه کُردنشین، هم منطقه سنی‌نشین و هم منطقه شیعه‌نشین در آن مشخص شده است. باید بگوییم در این مناطق، همه طیفی از اقوام اعم از کُرد، سنی و سایرین حضور دارند و به عنوان اکثریت مطلق در این مناطق، هم کُرد شیعه وجود دارد، هم عرب سنی و هم عرب شیعه. اما در منطقه اهل تسنن، قدرت دست داعش است و در مناطق دیگر عراق، قدرت دست شیعه‌ها است و هم اکنون اگر دقت کنیم می‌بینیم که عراق به سه قسمت تقسیم شده است و اینکه رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا حرفی از تجزیه می‌زند، در حقیقت یک بررسی نظامی را صورت داده و تمامی تفکرش بر اساس معادلات نظامی است و نه سیاسی. یعنی به لحاظ نظامی بررسی می‌کنند که کمک‌های ارائه شده به دولت و ارتش عراق تا چه حد توانسته است مناطق تحت سلطه داعش را آزاد بکند؟ اما به اندازه خیلی کمتری از این مقدار امکانات، کمک‌های ارتش آمریکا از طریق دولت عراق در اختیار پیشمرگه‌ها قرار گرفته است و از آنان حمایت کردند و آنها نیز توانستند درصد بیشتری از مناطق اقلیم کردستان را از وجود داعش پاکسازی کنند.

 

وی افزود: بعد از آن، باید به تجربه کردها در سوریه اشاره کرد؛ به گونه‌ای که مقاومت کردها در کوبانی به نمادی برای مبارزه و مقاومت تبدیل شد تا جایی که زن و مرد در کنار یکدیگر توانستند مناطق خود را حفظ کنند و پس از آن هم توانستند مناطق دیگری که در دست داعش بود را آزاد کنند. لذا اگر از این لحاظ بررسی کنید می‌فهمید که کردها به عنوان یک نماد قدرتمند حقیقی؛ هم برای خودشان و هم در مبارزه با داعش تبدیل شدند و باید به این موضوع اشاره کرد که چرا این موضوع در مناطق سنی و شیعه به وجود نیامد؟ به طوری که در عراق، حشد الشعبی‌ها به وجود آمدند و نتایج مثبتی خصوصاً در مناطق تکریت و سامرا به دست آوردند ولی بعد از آن، سکوت در این جریان حاکم شد که البته دلایل خودش را دارد.

 

نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در ایران در تشریح بیانات مقامات نظامی آمریکا در خصوص بحث تجزیه عراق عنوان کرد: به طور کلی و با توجه به اینکه مناطق سنی، شیعه و کُرد در عراق وجود دارند، باید بگویم که دولت بغداد درصدد است تا یک وحدتی را در عراق به وجود آورد و به نظر سخنان مقام‌های نظامی ایالات متحده به این دلیل بوده که اگر این مناطق فدرالی شوند هر بخش مسئولیت دفاع مناطق خود در برابر داعش را به عهده خواهد داشت برای نمونه اگر منطقه سنی در اختیار اهل سنت باشد آن وقت مشخص خواهد شد که مسئولیت بر عهده چه کسی خواهد بود. اما امروز هر اتفاقی که در عراق بیافتد مسئولیت آن بر عهده فرمانده کل نیروی زمینی و ارتش عراق و همچنین بر عهده سیاست دولت عراق خواهد بود و در جبهه جنگ، هر شکستی که باشد به آنها برمی‌گردد. حقیقت این است که اقوام در مبارزه با داعش نقش و مسئولیت دارند اما این مسئولیت را انجام نمی‌دهند و نقش اساسی خود را ایفا نمی‌کنند. به نظرم تفکرات "ریموند اودیرنو" رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا را می‌توان از حیث نظامی بررسی کرد؛ چراکه وی دیپلمات یا فردی سیاسی نیست و تنها یونیفرم پوش نظامی است و نظر خود را بازگو می‌کند و نظر اصلی و نهایی را وزارت خارجه آمریکا اعلام می‌کند که توسط سخنگوی این وزارتخانه منتشر می‌شود، لذا ما نباید یک نظری را تحلیل کنیم که از پایه و اساس باطل است.

 

وی با اشاره به انتخابات آینده ترکیه و چالشی که میان دولت اردوغان با احزاب کردی در این کشور به وجود آمده است بیان داشت: به نظرم امروز پ.ک.ک به عنوان یک تشکیلات کردی در ترکیه، خودش را نماد و نماینده کردهای ترکیه اعلام کرده که در چارچوب کُرد و کردستان خود را مطرح کرده است. در ترکیه تشکیلات ترکی به نام حزب دموکراتیک خلق‌ها ( H.D.P ) وجود دارد که اکثریت آنها کُرد هستند و عده‌ای بر این عقیده‌اند که پ.ک.ک شاخه نظامی و حزب دموکراتیک شاخه سیاسی هستند.

 

دباغ در تشریح و توصیف حادثه انتحاری شهر سوروچ و کشته‌شدن تعدادی از کردها در این حادثه تصریح کرد: متأسفانه مسأله سوروچ یک توطئه برنامه‌ریزی شده بود تا بتوانند شعله این آتش را بر افروخته کنند. چراکه اگر دو پلیس در نقطه‌ای از ترکیه کشته می‌شوند یا یک انفجاری در مکانی به وقوع می‌پیوندد، مسئولان حقیقی باید برای مقابله با ناامنی به فکر خنثی‌سازی ناامنی و توطئه باشند نه اینکه به آن دامن بزنند و به نظرم ترکیه در بازی‌های اخیر سیاسی خود شکست خورد. یعنی پس از اینکه در موضوع کردها در ترکیه شکست خورد، چالش دیگری را پیش‌روی خود می‌بیند که آن‌هم مسأله انتخابات آینده خواهد بود. بنابراین در این وضعیت باید یک بحرانی خلق می‌شد تا ترکیه بتواند شکست‌های خود را پرده‌پوشی کند. بخش دیگر این موضوع؛ در ترس مقام‌های ترکیه از کودتای ارتش این کشور نهفته شده است. به گونه‌ای که در قدیم‌الایام سابقه‌ای از کودتای ارتش ترکیه وجود داشت. در این بین حزب عدالت و توسعه ( A.K.P) نتوانست دولت تشکیل دهد و پیروزی به دست بیاورد و در نتیجه یک بازی دیگری را کلید می‌زند تا بتواند در آینده از آن بهره‌برداری کند. یعنی از اتفاقات به وجود آمده به نفع خود در انتخابات استفاده کند و یا اینکه همین اوضاع بحرانی را به پیش ببرد تا به این بهانه در انتخابات حرفی برای گفتن داشته باشد. به همین دلیل حزب اردوغان فکر کرده است که به یک نحوی از طریق مذاکره با  (M.H.P) حزب حرکت ملیو حزب دموکراتیک خلق  (H.D.P) و حزب جمهوری‌خواه خلق (C.H.P ) می‌توانند این موضوع را خصوصاً به حزب حرکت ملی  (M.H.P) بفهماند که با کردها مذاکره و آشتی کرده است و این موضوع را خلاف سیاست‌های اردوغان می‌دانند. به بیانی دیگر حرف اصلی حزب دموکراتیک خلق‌ها این است که باید با کردها مذاکره شود و دو حزب جمهوری‌خواه خلق و حزب حرکت ملی مشترکاً بر این عقیده‌اند که حزب عدالت و توسعه به داعش کمک می‌کند. در اینجا اردوغان و حزبش درصدد این است تا آرایی که از این احزاب به سمت آنها سرازیر شده است را مجدداً و به تنهایی به سمت خود بازگرداند تا بتواند یک دولت تک حزبی را به وجود آورد و با توجه به صحبت‌های اخیر احمد داوود اوغلو باید گفت که ترکها درصدد به وجود آوردن امپراتوری عثمانی هستند و تا زمانی که دولت ترکیه تک حزبی نشود نمی‌توانند این ایده را عملی کنند.

 

وی در بیان جایگاه آینده کردها در نظام سیاسی ترکیه اعلام کرد: به مسأله کردها باید در یک چارچوب کلی در منطقه نگاه شود. یعنی موضوع کردها در سوریه، عراق و ترکیه؛ تماماً باید در یک قالب بررسی شود و باید بدانیم کردها در منطقه حضور دارند و در هر نقطه‌ای که حضور آنها بیشتر باشد امنیت هم بیشتر خواهد شد. در سیاست کُردی تنها این موضوع مطرح است که در چارچوب قانون اساسی باید فعالیت شود تا درخواست مردم به دولت‌های مرکزی برسد. یعنی در عراق، ما هیچ وقت نگفتیم که کاملاً می‌خواهیم اعلام استقلال کنیم و زمانی که مشکلات کردها در سوریه و ترکیه حل و فصل شود؛ مسلماً در اوضاع عراق مفید خواهد بود. لذا باید بگوییم که کردها در به روی کارآمدن دولت فعلی عراق نقش بسزایی داشته‌اند. به همین دلیل می‌توان گفت که شاید در انتخابات آینده ترکیه، کردها بتوانند آراء زیادی را به خود اختصاص دهند. چراکه کردهایی که در حزب عدالت و توسعه حضور داشتند در این فکر بودند که قرار است دولت آینده ترکیه، کردها را هم در نظر بگیرد و به همین جهت دیدیم که عده‌ای از احزاب کُرد به نفع حزب اردوغان تبلیغات کردند و دلیلشان هم این بود که با یک دولت مرکزی قدرتمند طرف هستند که با کردها آشتی خواهد کرد و حتماً می‌تواند کردها را پوشش دهد. لذا به نظرم در انتخابات بعدی ترکیه آرایی که از سمت کردها به حزب "آک پارتی" سرازیر شد؛ به سمت همان احزاب کُردی باز‌ می‌گردد و در حالت کنونی اگر از جنگ دور شویم و به سمت آشتی برویم منفعت آن برای تمامی اقوام و احزاب خواهد بود.

 

نماینده اقلیم کردستان عراق در توصیف وضعیت فعلی در کوبانی بیان داشت: جنگ روانی که داعش علیه مردم کُرد و خصوصاً ساکنان کوبانی انجام داد در حالت فعلی به سمت خودش بازگشته است. داعش در زمانی که به کوبانی حمله کرد در اوج قدرت بود و مقاومت مردم کوبانی یک مدلی از ترس را در داخل داعش به وجود آورد و در حالت فعلی مقاومت کردها در عراق و حتی در کوبانی به اوج خود رسیده است؛ اما در گذشته به این شکل نبود و دلیلش هم این است که در گذشته همکاری‌های بین‌المللی نداشتیم اما در حالت فعلی همکاری‌ها و ارتباطات بین‌المللی داریم و به همین دلیل حتی در داخل عراق تا حدی در منطقه کردها آن رعب و ترسی که داعش در آنجا به وجود آورده بود از بین رفته و حتی برعکس این ماجرا در آنجا حاکم است.

 

 وی با تأکید بر مثبت‌ بودن طرح اصلاحات عراق که از سوی نخست‌وزیر این کشور مطرح شده است خاطرنشان کرد: هر طرحی که به عنوان طرح مبارزه با فساد مطرح می‌شود باید آن را مثبت ارزیابی کنیم. به نظرم حیدر العبادی شجاعت به خرج داد و طرح را اعلام کرد. ولی متأسفانه اگر این طرح را قبلاً با هماهنگی گروه‌هایی که در تشکیل دولت العبادی حضور داشتند، مطرح می‌کردند قدرت بیشتری پیدا می‌کرد. امروز ما شاهد یک نارضایتی در عراق هستیم که تنها مربوط به سنی‌ها یا کُردها نمی‌شود و حتی شیعه‌ها را در برمی‌گیرد و اتفاقاتی که پیش آمده پرسش‌هایی را به وجود می‌آورد که در اجرای این طرح، از چه کسی مشاوره یا راهنمایی گرفته شده است و اصولاً هدف اصلی این طرح چیست و اینکه آیا این طرح یک کودتا است یا یک طرح اصلاحاتی؟ به نظرم در هفته‌های آینده شاید مشکلات خیلی بزرگی در عراق به وجود آید و به نوعی یک تصادف سیاسی را شاهد باشیم.

 

دباغ افزود: طرح اصلاحاتی و ماهیت آن، یک طرح خوبی است اما باید به یاد داشته باشیم که این طرح تنها با اعلام تبلیغاتی یا تأیید چند نفر اجرایی نمی‌شود و باید ابزار حسن انجام این کار در دست گرفته شود. از این‌رو باید بگویم که جایگاه کُردها باید در این اصلاحات مشخص شود و باید بدانیم که ما کجای این اصلاحات قرار گرفته‌ایم و باید کجا باشیم؟ لذا باید این موضوع را مطرح کرد که در تمامی دنیا و مخصوصاً در کشور خودمان زمانی که پروژه اصلاحی مطرح می‌شود در اقصی نقاط کشور تأثیرگذار خواهد بود و اگر ناامنی ایجاد شود به مناطق دیگر هم سرایت خواهد کرد.

 

وی با اشاره به اینکه این طرح می‌بایست قبل از اعلام رسمی از سوی نخست‌وزیر عراق بیشتر بررسی می‌شد، گفت: به این دلیل باید بگویم که طرح اصلاحی، در کل برنامه خوبی است اما به نظر می‌آید که  العبادی دچار یک اشتباه شده است. یعنی قبل از اعلام این طرح، می‌بایست با نیروها و جناح‌های اساسی و اصلی کشور مشورت و صحبت می‌کرد و بعد از آن طرح اصلاحات را اعلام ‌می‌کرد. همه می‌گویند اصلاحات و مبارزه با فساد خوب است اما آن‌چیزی که در این بین مطرح خواهد بود این است که جمعیت کردهای عراق شریک دولت این کشور هستند و برای تشکیل آن مشارکت کرده‌اند و باید بدانیم وقتی که اعلام می‌کنند وزراء باید کم شوند، سه وزیر کُرد در این میان وجود دارند و حتی در میان معاونانی که قرار است برکنار شوند یا اینکه از جمعیت آنها کاسته شود، عده‌ای کُرد و حتی سنی وجود دارند لذا باید به این موضوع توجه داشت که باید بررسی شود که نقش احزابی که در تشکیل دولت کمک کرده‌اند، چه خواهد شد؟

  

دباغ در پایان تصریح کرد: موضوع دیگر این است که تعریف سیاستمدار باید مشخص باشد و سیاستمدار به شخصی می‌گویند که تجربه سیاسی در شکست و پیروزی را دارا است و نباید از کسی که در گوشه خانه نشسته است، مشاوره سیاسی گرفت. مشاور یا رایزن سیاسی باید تجربه کاری و آکادمیک داشته باشد تا بتواند تصمیم درست را اتخاذ و نهایتاً آن را طرح کند. بنابراین نمی‌توان در ابتدا یک تصمیم را اتخاذ و اجرایی کرد و پس از آن بیاییم از دیگران هم نظر بخواهیم و به نظرم باید از کسانی استفاده شود که علاوه بر اوضاع داخلی به اوضاع خارجی هم اشراف داشته باشند.

 

سوتیترهای گفت‌و‌گوی خبرگزاری ایلنا با «ناظم دباغ»:

بعد از حضور داعش در عراق، شرایط جغرافیای سیاسی عراق بیش از پیش تغییر پیدا کرد. یعنی اقلیم کردستان از عراق یک فاصله‌‌ای پیدا کرد و این فاصله 1050 کیلومتری به عنوان طول جبهه‌های داعش باعث شد تا یک خلأ و فاصله‌ای بین اقلیم کردستان و عراق به وجود آید که تنها یک طرف این قضیه حضور داعش در عراق است.

 

موضوع این است که باید دید، تسنن در کدام بخش از این مبارزه قرار دارد؟ یعنی باید دید که آیا سنی‌ها می‌خواهند با داعش و القاعده و به طور کلی تروریسم مبارزه کنند یا نه؟ اگر هم نیرویی از سمت آنها وجود دارد در کجای نقشه مقابله با تروریسم قرار دارد و چه زمانی می‌خواهد این نیرو را فعال کند؟ در هر صورت آن‌چیزی که مسلم خواهد بود این است که در هر منطقه‌ای که اقدام به مبارزه و جنگیدن شروع شود و در آن نقطه، طرفدار واقعی نداشته باشید بدون شک پیروزی حاصل نخواهد شد.

 

به هر ترتیب باید بگوییم که مشکل کردی در ترکیه وجود دارد چراکه اگر چنین مشکلی وجود نداشت دولت ترکیه رسماً اعلام نمی‌کرد که حقوق کردها را بررسی می‌کنیم و مذاکرات آشتی با آنها انجام می‌دهیم. پس باید توجه داشت زمانی که این اظهارات را بیان می‌کنیم دیگر نمی‌توان عکس آن را از یک زاویه دیگر بازگو کنیم.

 

شاید قبل از انتخابات، ما شاهد یک جنگ یا درگیری دیگری باشیم که دلیلش هم این است تا به مردم ترکیه بفهماند که ناامنی توسط پ.ک.ک در ترکیه به وجود آمده است و تمامی تقصیرها را به گردن کردها بیاندازد. برای همین صراحتاً باید بگوییم که سیاست‌های اردوغان در این موضوع پیروز نخواهد شد.

 

خوشبختانه تا امروز مناطقی که کردها آنجا را آزاد کرده‌اند با ثبات مانده است و البته این مناطق چندین مرتبه از سمت داعش مورد حمله قرار گرفتند؛ اما نتوانستند به آنها دسترسی پیدا کنند و تنها حمله‌هایی را صورت می‌دهند و تعدادی کشته می‌دهند و مجدداً به عقب باز می‌گردند.

 

زمانی که می‌گویند معاون رئیس‌جمهوری را برکنار می‌کنیم باید قانون اساسی را هم مدنظر قرار بدهند نه اینکه به صورت دستوری این کار را صورت دهند چراکه قانون اساسی کشور این اجازه را به رئیس‌جمهوری داده است تا برای خود معاونانی به هر تعداد اختیار کند اما اینکه آنها را به اختیار خود برکنار کنیم به نظرم یک نوع مخالفت با قانون است. به همین دلیل باید با گروه‌های سیاسی مذاکره می‌کردند.

 

 

گفت‌وگو: فرشاد گلزاری    

 

 

 

 

 

 

گروه سياسي ـسارا مرادخاني: خيزش‌هاي مردمي از سال 2011 در خاورميانه از تونس آغاز و در نهايت به انقلاب هاي مردمي و دموکراتيک به جز در مواردي، منتهي شد که به بهار عربي و بيداري اسلامي مشهور شدند.

به تدريج در جريان اين تحولات، در برخي کشورها، يا با مصادره انقلاب يا به دليل نبود رهبري با شکست منجر شد. اما در سوريه شرايط اندکي متفاوت بود. در حالي که خاورميانه هنوز درگير تغيير و تحولات تاريخي بود، برخي از کشورهاي منطقه با چراغ سبزغرب از فرصت پيش آمده استفاده کرده و به تجهيز مخالفان در سوريه پرداختند. ارتش آزاد سوريه متشکل از نظامي هاي معترض و اخراجي بود که به تدريج به گروهي تروريستي تبديل و با پيوستن به گروه هاي تروريستي آموزش ديده و مسلح و مجهز تازه نفس با عناوين مختلف و آموزه هاي سلفي به بهانه تغيير نظام سوريه، شرايط را به گونه اي ديگر رقم زد.

تکثر تروريسم در اين بخش از خاورميانه که با حمايت هاي عبري و عربي اتفاق افتاد و به تدريج از کنترل حاميان خود خارج و داعش که نماد مطلق تروريسم و خشونت با انديشه هاي سلفي بود وارد عراق شد. در اين ميان کردها وارد معرکه شدند و اين تنها راهي بود که در مقابل تکثر و پيشروي داعش وجود داشت.

کوباني به عنوان دژي مستحکم راه ورود تروريست ها به عراق بود و خيلي زود سقوط کرد. پس از ماه ها نبرد در نهايت به دست کردها آزاد و ارتباط داعش هاي سوريه با عراق قطع شد. کردها علاوه بر نبرد شجاعانه در کوباني و پاکسازي آن از تروريست ها به حفاظت و از مراکز آزاد شده اهتمام دارند. اکنون کردها توانسته اند در بعد سياسي و نظامي راه جديد را آغاز کنند. مبارزه با تروريسم بر افتخارات اين قوم افزوده است. انتخابات ترکيه و پيروزي کردها دليل ديگري بر اين مدعاست. پيروزي 12 درصدي کردها باز هم اين نکته را اثبات مي کند که اقليت کرد در اين سوي خاورميانه راه جديدي را پيش رو دارد. پيروزي در نبرد با داعش براي کردها غير از افتخار نوعي تثبيت موقعيت بود. دباغ زمزمه هاي خودمختاري کردها را که برخي آن را دليل اصلي مقاومت آنها مي دانند، به شدت رد مي کند. ناظم دباغ، نماينده اقليم کردستان عراق در ايران معتقد است: «سو مديريت، منافع دولت هاي بزرگ و البته کشورهاي منطقه سبب جان گرفتن داعش شد،هرگز هم از بين نمي روند فقط تضعيف مي شوند». او، اروپا را جايي مناسب براي رشد اين تروريست ها مي داند. گفت‌وگوي زير گفت و شنود روزنامه «نوآوران» با «ناظم دباغ» نماينده اقليم کردستان عراق در ايران است.

 

شرايط عراق و سوريه را با توجه به جنگ ويرانگري که در جريان است، چگونه مي توانيد پيش بيني و تفسير کنيد؟

هر جنگي در نهايت پايان مي يابد و بعد از آن آرامش برقرار مي شود. نمي توان گفت يک جنگ تا ابد ادامه خواهد داشت، ولي براي پايان اين مخاصمه بايد زمينه هايي فراهم شود. در حال حاضر دلايلي باعث ايجاد اين جنگ ها در منطقه شده که بايد اين دلايل حتما برطرف شود تا جنگ پايان يابد. اين دلايل عبارتند از: منافع کشورهاي بزرگ، مسائل مذهبي و ديگري برخي کشورهاي منطقه که دنبال منافع خود ازاين ناآرامي ها هستند. به طور کلي شرايطي که در منطقه از سال 2011 اتفاق افتاده نگران کننده است. ترور و ناامني به اوج رسيده و اين قابل قبول نيست. در خاورميانه و حتي مي توان گفت در شمال آفريقا،افغانستان و پاکستان يک جنگ بين المللي در ابعاد کوچک برقرار است.

 

آنچه در خاورميانه در حال اتفاق است به گفته شما، جنگ جهاني تمام عيار است، کشورهايي که به اين بحران دامن مي زنند،چه هدافي را دنبال مي کنند؟

به طور کلي دو گروه را مي توان در اين زمينه نام برد: کشورهايي که عليه تروريسم و جنگ مي جنگند و ديگري حاميان تروريسم. تروريسم از آسمان نازل نمي شود، قطعا لوازم و اسبابي وجود دارد. حضور داعش در منطقه به دليل سوء مديريت، مسائل اقتصادي، اجتماعي، مذهبي و منافعي که اشاره کرديم،شکل مي گيرد. کساني هستند که در اين ميان با سواستفاده از شرايط موجود، داعش را در منطقه حمايت کردند، از طرفي نيز گروه مقابل دنبال از بين بردن آن است و به تجهيز و گرد آوري نيرو مي پردازد تا در مقابل آنها بايستد و اين گونه جنگ دائم ادامه پيدا مي کند.

 

در اين چند سال ترکيه به دليل حمايت از داعش متهم است؛ بعد از حملات تروريستي که در اروپا اتفاق افتاد، اروپا به ترکيه هشدار داد تا با کنترل مرزها از ورود اين تروريست ها جلوگيري کند و اين يکي ديگر از اين نشانه هاست، اکنون ترکيه در مرزهاي خود براي مقابله با تهديد و حمله احتمالي داعش در حالت آماده باش است، چرا و چگونه شرايط به اين مرحله رسيده است؟

بله، برخي از مسائل را نمي توان ناديده گرفت و يا نگفت، مسائلي که گفته مي شود و يا اخباري که به دست ما مي رسد، اين واقعيات را به خوبي نشان مي دهند که يکي از راه هاي ورود داعش به سوريه و عراق ترکيه است. با نگاهي به اتفاقات اخير مي توان ديد که در زمان انتخابات ترکيه آرامشي در عراق و سوريه مخصوصا در اقليم کردستان از سوي داعش برقرار بود، يعني حملات داعش محدود بود اما بعد از انتخابات اين آرامش از بين رفت. همانطور که ديديد بلافاصله اين حملات از سرگرفته شد و داعش مجددا به کوباني حمله کرد که البته از سوي کردها و ارتش عقب رانده شدند. برخي از کشورهاي ديگر از حاميان داعش هستند. به طور کلي اکنون جنگ در منطقه بيشتر روال مذهبي و قومي به خود گرفته است. با بررسي نقش ترکيه و يا عربستان در سني گرايي در خاورميانه به خوبي به اين مساله مي توان پي برد.

در طرف ديگر موقعيت عراق جديد در خاورميانه و منطقه هم قابل توجه است. اکنون اين تبليغات وجود دارد که در عراق، شيعيان و کردها حکومت مي کنند و براي مقابله با اين موضوع از ابزارهاي مذهبي يعني داعش استفاده مي کنند. عربستان و ترکيه به خاطر دشمني با سوريه سبب تشکيل داعش شدند و قرار بود که ده روزه نظام بشار اسد سقوط کند که البته اين اتفاق نيفتاد و اکنون نزديک چهار سال مي شود که سوريه و کردها مقابل تروريست ها ايستاده اند. يعني داعش براي براندازي نظام سوريه در نتيجه يک تباني در منطقه ايجاد و به يک غده سرطاني تبديل شد و پيش بيني ها هم درست از آب نيامد.متاسفانه اين کشورها به بهانه حمايت از اپوزيسيون سوريه براي سقوط بشاراسد در چاه داعش فرو افتادند.

کشورهايي که بر اين نظر بودند که بشار اسد بايد سقوط کند،اکنون بعد از گذشت چهار سال و عدم موفقيت در برنامه خود به اين نتيجه رسيده اند که مناطق عدم پرواز و يا امن در سوريه ايجاد شود، شايد به دنبال اين مساله هستند که نيروهايي که در سوريه مي جنگند را جمع کنند، اما بايد گفت که شرايط سوريه از ترکيه جداست، چرا که منطقه قابل توجهي در کنترل کردهاست و در حال حاضر مقاومت و جنگ با داعش و تروريسم توسط کردها صورت مي گيرد و در نهايت به جايي رسيد که آمريکايي نتوانستند نقش کردها را ناديده بگيرند. اخباري به گوش ما رسيده که ترکيه نتوانست نظر خود را به آمريکا تحميل کند که نيروهاي خود را به مناطق آزاد شده امن ارسال کند، چرا که آمريکايي اعلام کردند با وجود کردها درمناطق آزاد شده، نيازي به اين مساله نيست. بر همگان ثابت شده که نيروهاي (پ. ي. د) و (پ. ي. ژ)علاوه بر آزادسازي کوباني از لوث وجود داعش شجاعانه در حال مقاومت نيز هستند.

 

اگر کشورها در خصوص مساله مبارزه با داعش صداقت دارند و واقعا درصدد مقابله با اين گروه هستند نبايد به دليل انتقام جويي از يک نظام سياسي و يا يک سيستم، سبب تقويت اين گروه در منطقه شوند. مسلم است که داعش دشمن همه و حتي اسلام است، آنچه به نام دين انجام مي دهند سبب مخدوش شدن چهره اين دين مي شوند. بايد نيروهاي حقيقي اهل سنت و شيعه و کرد در منطقه براي به دست آوردن حقوق از دست رفته خود هم پيمان شوند. همانطور که ضد ديکتاتوري با هم متحد شدند بايد بر ضد تروريسم و داعش نيز متحد شوند . جنگ هميشه ادامه ندارد و در نهايت به پايان مي رسد و خرابي هاي ناشي از آن به ترميم احتياج دارد. در اين شرايط کشورهاي خارجي براي اين بازسازي هجوم مي آورند و در نهايت پول هنگفتي براي آنها به ارمغان مي آورد و تا نوسازي به پايان نرسيده جنگ ديگري آغاز مي شود؛ اين مساله بايد توسط سياست مداران و رهبران مديريت شود و به حداقل برسد.

 

در زمان صدام حسين کردها تحت فشار بودند، در دولت بشار اسد هم اپوزيسيون بودند؛ در ترکيه هم برهمگان آشکار است که دولت سال ها با کردها دچار مشکلات راهبردي است، اما با شروع اين جنگ نمي توان نقش کردها را ناديده گرفت به خصوص در انتخابات اخير ترکيه با پيروزي 12 درصدي دولت اين کشور ناچار به تشکيل دولت ائتلافي و پذيرفتن نقش کردها در فضاي سياسي اين کشور شد... و مساله اي که دائم تکرار مي شود اين است که کردها از مقاومت در مقابل داعش و جنگ با آنها دنبال خودمختاري هستند، چقدر اين مساله را تاييد مي کنيد و چگونه مي توان اين تناقض را توضيح داد؟

نمي توانيم دنبال اين حقيقت نباشيم که در عراق، سوريه و ترکيه دولت هاي مرکزي با کردها مشکل دارند، کردها متصل و ملحق به اين کشورها هستند. در جنگ جهاني اول و بعد از فروپاشي عثماني کشورهايي چون ترکيه و سوريه و عراق و يا حتي ايران با تقسيم کردستان هر قسمتي را به يکي از اين کشورها واگذار کردند. حقيقت تاريخي اين است که سرزمين اصلي کردها ايران بوده و جنگ هاي تاريخي که بين ايران و عثماني در طول تاريخ اتفاق افتاد، کردها بيشتر در هر دوطرف حضور داشتند و در کنار نيروهاي کشور خود جنگيدند.در آن زمان خبري از عراق و سوريه نبود. بعدها، در اثر برخي تحولات، قسمتي از کردستان به عراق و بخشي به ايران، ترکيه و سوريه واگذار شد.

 

مبارزه کردها با دولت هاي مرکزي هميشه براي رسيدن به حقوق پايمال شده آنها بوده است. وقتي به اين حقوق نرسيد قطعا مقاومت مي کنند. در عراق جديد مهمترين عامل در فروپاشي ديکتاتوري و تشکيل عراق جديد کردها بودند. در زمان صدام حسين اقليم کردستان عراق جدا بود و از سازمان ملل بودجه مي گرفت. به عنوان مثال نفت کرکوک که بايد مورد خوشبختي کردها در طول تاريخ باشد سبب بدبختي آنها بود. عراق و ترکيه و سوريه همواره دليل بي عدالتي در حق کردها را داشته اند و کردها نيز مجبور به مقابله و مبارزه براي به دست اوردن حقوق خود در طول تاريخ بوده اند.

در حال حاضر آيت الله سيستاني از کردها و از رهبر کردهاي عراق يعني جلال طالباني حمايت و تعريف کرده و گفت که رهبري کرد به دست هر کسي باشد،عراق بايد مساله کردها را بپذيرد. در ايران شرايط براي کردها متفاوت است. در عراق و سوريه و ترکيه کردها هرگز خارج از قانون اساسي حقوق خود را خواستار نيستند و دولت ها نيز بايد اين مساله را بپذيرند.در اروپا اين مسائل پذيرفته شده است. کردهاي ساکن اروپا زبان و فرهنگ خود را به کمک دولت ها آموزش مي بينند در حالي که در کشورهاي خود اين شرايط براي آنها فراهم نيست.

 

ايران، همواره در طول تاريخ به خصوص بعد از انقلاب از کردها حمايت کرده و پيشمرگه ها با ايران رابطه حسنه اي دارند...

انقلاب اسلامي براي ما نقطه مثبتي بود چرا که يکي از دشمنان مردم کرد در منطقه شاه سابق ايران بود. با پيروزي انقلاب اسلامي، ايران پناهگاهي محکم و امني براي کردهاي عراقي و نه فقط کردها بلکه مردم مستضعف عراق شد. در واقع پناهگاه مبارزان عراقي است. من در کل انقلاب اسلامي را يکي از اتفاقات قرن مي دانم. ما کردها به ايران بدهکاريم، چرا که حمايت هاي ايران سبب قدرت گرفتن کردها در اين کشور شد.

 

به نظر مي رسد استعمار، زياد موافق اتحاد کشورهاي خاورميانه که غالبا زبان و دين يکسان دارند نيست، چه چيزي پشت پرده اين اختلاف افکني وجود دارد؟

به طور کلي استعمار در هر زمان با هر نامي استعمار است و در زمانه هاي مختلف شرايط سلطه گري آنها متفاوت است و اين ماهستيم که زمينه اين سلطه را فراهم مي کنيم. کشورهاي استعمارگر در خاورميانه و ساير کشورهاي ديگر فقط به دنبال منافع خود هستند.

 

فکر مي‌کنيد چطور بتوان امنيت را به عراق بازگرداند؟

براي برقرار کردن امنيت در عراق بايد به قبل از فروپاشي حکومت صدام حسين بازگرديم. در زمان وي ما کردها در مبارزه و فرار و پناهندگي بوديم و همه فکرمان براي مقابله با نظام ديکتاتوري و براندازي بود و زماني توانستيم به اين مهم دست پيدا کنيم که با هم متحد شديم و دست از درگيري هاي سياسي و حزبي برداشتيم و در نهايت او را سرنگون کرديم. شايد آمريکايي ها و ايرانو کشورهاي ديگر در اين امر مشارکت داشتند، اما اگر مردم و مبارزين و اتحاد نبود، قطعا اين اتفاق نمي افتاد. يعني قيام و آمادگي مردم عامل اصلي اين مساله بود. در حال حاضر نيروهاي زيادي مدت زمان طولاني در حال جنگ با داعش هستند، اما نمي توانند ريشه آنها را از بين ببرند و دليل اين مساله اختلاف مذهبي و سوء مديريت است. از سوي ديگر، در خود عراق زمينه براي رشد آنها وجود دارد. اين گروه از داخل اهل تسنن رشد کردند، وگرنه داعش نمي توانست با 300 يا 400 نيرو در 24ساعت، 105 هزار نيرو را از هم بپاشد و يا سبب فرار آنها شود.

 

به طور کلي حضور داعش در در منطقه يک مساله نگران کننده است و به همين دليل غالب اخبار رسانه ها را به خود اختصاص داده اند و به مدد قساوت و نمايش هاي هاليودي خود تا حدودي به اهداف خود دست يافته اند، در حال حاضر نيز بخشي زيادي از سوريه و البته عراق را تصرف کرده اند،شما فکر مي کنيد در نهايت فرجام اين گروه چه خواهد شد؟

داعش، زاده امروز نيست، به اضافه شرايط قبلي که ذکر کرديم، اين گروه از زمان جنگ جهاني اول با عناوين مختلف اما با انديشه هاي سلفي در فضاي سياسي ايجاد شدند. بعد از جنگ جهاني اول و رشد افکار کمونيستي، آمريکايي ها اشتباهات بزرگي را در منطقه مرتکب شدند و يکي از اين اشتباهات حمايت از اين گروه ها بود. به نظر مي رسد، داعش از بين نمي رود، اما به شدت تضعيف مي شود. در روزي که نظام صدام حسين فروپاشيد کشوري که بعثي هاي سابق را پناه داد، سوريه بود و البته بارها به اين کشور در اين خصوص تذکر داده شد که اين مساله به ضررشان خواهد بود و شد.

بايد توجه داشت،داعش متشکل از گروه هاي مختلف اسلامي سلفي و بعثي ها و القاعده هستند. تفکر داعش اساس و پايه در انديشه هاي بعثي ها دارد، اگربه شعار بعثي ها توجه کنيم، مي بينيم که شعارشان وحدت عرب بود . با نگاهي به پرچم سوريه سه ستاره در اين پرچم ديده مي شود و معني آن اتحاد عراق، سوريه و مصر است که مصر از اين ائتلاف خارج شد، اما سوريه اين ستاره را از پرچمش حذف نکرد. چرا که تفکر بعثي داشتند، يعني داعيه و تفکر وحدت و رهبري کشورهاي عربي را دارند. بعثي ها بعد از فروپاشي نظام صدام اين شعار را حمايت کردند و شد دولت الاسلاميه عراق و شام و يا همان داعش. بعثي هايي که در سوريه زندگي مي کردند، قسمت اصلي داعش را تشکيل دادند و در حال حاضر اکثر مسئولان داعش افسرهاي ارشد سابق بعثي عراقي هستند. در سوريه نيز ارتش آزاد از همين افراد شکل گرفت و در نهايت به داعش و گروه هاي ديگر پيوستند و اکنون ديگر از ارتش آزاد چيزي باقي نمانده است. چرا مي گوييم اين گروه باقي مي ماند اما تضعيف مي شود؟ زيرا اين گروه ها به سمت مناطقي مي روند که شرايط اقتصادي و اجتماعي آنها مناسب نيست.

اروپا هم يکي از جاهاي مناسب براي رشد داعش است. در اين کشورها شايد اين گروه ها حمايت نشوند، اما جايي براي رشد آنهاست. اکثريت پناهنده هاي کشورهاي عربي و اسلامي و يا از شمال آفريقا به اروپا به دليل فقر و ديکتاتوري و محروميت از حقوق اقتصادي و اجتماعي و سياسي به اين کشورها فرار کرده يا پناهنده مي شوند. آنها در اروپا اکنون آزادند، اما باز از مهمترين مساله زندگي يعني کار محرومند و اين سبب برخي مشکلات براي آنها مي شود. آنها در نهايت يک غريبه محسوب مي شوند و با اين شرايط در آنجا رشد مي کنند، در نهايت سرخورده شده و با اين احساس به داعش مي پيوندند. اروپايي ها نيز از حضور اين مهاجران راضي نيستند، پس نيازمند جايي هستند که اين مهاجران جذب شوند، بنابراين از جذب اين افراد جلوگيري نمي کنند. قسمتي از اين مهاجران پس از پيوستن به داعش و يا ساير گروه هاي مسلح کشته مي شوند، قسمتي ديگر اگر بازگردند دستگير و زنداني مي شوند چرا که فعاليت تروريستي که غير قانوني است انجام داده اند.

 

با توجه به اين که عربستان همواره با درآمد هاي نفتي خود، همه گروه هاي تروريستي را حمايت مي کند، به دنبال چه سياست هايي است؟

نه فقط عربستان بلکه کشورهاي ديگري هم به دنبال حفظ منافع خود هستند. يکي به دنبال يافتن بازار اقتصادي است. يکي درصدد جذب طرفدار و ديگر با انگيزه هاي مذهبي اين کار را مي کند.

 

سوتیترهای گفت‌وگوي روزنامه نوآوران با «ناظم دباغ»:

عربستان و ترکیه بهخاطر دشمنی با سوریهسبب تشکیل داعششدند و قرار بود کهده روزه نظام بشار اسدسقوط کند که البته ایناتفاق نیفتاد و اکنوننزدیک چهار سال می شودکه سوریه و کردها مقابلتروریست ها ایستاده اند

 

برای برقرار کردن امنیتدر عراق باید به قبل ازفروپاشی حکومت صدام حسین بازگردیم. در زمانوی ما کردها در مبارزه وفرار و پناهندگی بودیم وهمه فکرمان برای مقابله بانظام دیکتاتوری و براندازیبود و زمانی توانستیم بهاین مهم دست پیدا کنیم

 

روزنامه نوآوران، سرویس گفت‌وگو، شنبه 17 مرداد 1394، سال دوازدهم، شماره 246، صفحه 10.

 

 

هفته گذشته انفجاری در شهر سوروچ ترکیه رخ داد که گفته می‌شود محل اقامت صدها جوان بود که برای تبادل‌نظر در مورد بازسازی شهر کوبانی سوریه گرد هم جمع شده بودند. این حادثه غم‌انگیز بازتاب گسترده‌ای داشت و با اعتراض‌ها و نا‌آرامی‌هایی در دیگر شهرهای ترکیه به‌ویژه شهرهای کردنشین این کشور در مرز سوریه همراه شد.

آفتاب: سرویس سیاسی ـ پس از این حادثه ترکیه سرانجام وارد مقابله جدی نظامی با داعش شده و جنگنده‌های ترکیه‌ای مواضع داعش را در مرز سوریه بمباران کردند و انتظار  می‌رود به مواضع گروه‌های تندرو در داخل سوریه نیز حمله کند. «ناظم عمر دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران معتقد است در صورتی که بمب‌گذاری در شهر سوروچ سناریوی از پیش تعیین شده نباشد، ورود ترکیه برای مقابله جدی با داعش را باید به فال نیک گرفت. وی همچنین تلاش ایران برای حمایت از کردها و مقابله با داعش را ستودنی توصیف کرد و امیدوار بود منطقه بتواند از تجریه ایران در مذاکرات استفاده کرده و مشکلات را با مذاکره و نه جنگ حل و فصل کند.

«ناظم عمر دباغ» نماینده اقلیم کردستان در ایران با بیان این که جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ همیشه رابطه مثبتی با کرد ها به ویژه کرد های عراق داشته و در شرایط بسیار سخت به کردها کمک کرده است به خبرنگار «آفتاب» گفت: حتی می‌توان گفت ایران از کردها حمایت کرده است. چه حمایت نظامی و چه بشر دوستانه. ما در شرایط سخت به ایران پناهنده می‌شدیم، مخصوصاً در جنایت حلبچه نقشی که ایران ایفا کرد در خاطر کرد‌ها باقی مانده است. ایران مرزهای خود را  به روی خانواده‌های آواره و هم برای خبرنگارهای بین‌المللی باز کرد تا بیایند و به چشم خود واقعیت تلخی را که در حلبچه رخ داده بود، ببینند. ما توسط ایران توانستیم این عمل جنایتکارانه صدام را که به مردم خود کرد به گوش جهان برسانیم که واکنش‌های خوبی را هم به دنبال داشت.

وی ادامه داد: ما با جمهوری اسلامی ایران چندین مرز داریم که در آن‌ها تبادلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرد. مرز پیرانشهر، مرز با شماخ که در مریوان و سنندج بوده و پرویزخان که در قصر شیرین است. در این مرزها سالانه نزدیک به 5 میلیارد دلار تبادلات بازرگانی صورت می‌گیرد. البته مدتی به خاطر داعش افت پیدا کرد که در حال حاضر در حال بازگشت به شرایط قبل بوده و شاید از گذشته نیز وضعیت بهتری پیدا کند.

«ناظم دباغ» با اشاره به بمب‌گذاری در کوبانی و مرگ جوان‌های کرد که آمادگی داشتند به کُرد کوبانی و کُرد سوریه کمک کنند، گفت: متاسفانه این انفجار شهید و زخمی‌های زیادی بر جای گذاشت، که اگر سناریویی از طرف برخی نباشد، موجب شد ترکیه هم متوجه شود که داعش برای آن‌ها نیز خطر ایجاد می‌کند‌. در حال حاضر هم شاهد بودیم جنگنده‌های ترکیه مواضع داعش را بمباران کردند. ولی متاسفانه این کار ترکیه موجب شد آتش بس به هم بخورد چون عملیات جنگنده های ترکیه در مرز عراق و اقلیم کردستان موجب شد در شهر های ترکیه، مخصوصا بین کردها آشوب به وجود بیاید.

وی ادامه داد:  توصیه من این است که به فکر جنگ نباشند چون جنگ به نفع هیچ کس نیست. لازم به ذکر است که از تجربه مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 باید استفاده کنند. بر سر میز مذاکره نشستن بهتر از این است که جنگ در بگیرد.

دباغ با تأکید بر این که کمک ایران به کردها در چارچوب سیاست جمهوری اسلامی ایران است  و در تمامی دولت‌ها این سیاست تغییر نکرده است، گفت:‌ به ویژه در مساله داعش مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان نامه تشکر ویژه برای دکتر روحانی فرستاد که در آن اشاره شده، اولین کشوری که به اقلیم برای مقابله با داعش کمک رساند ایران بود.

وی ادامه داد‌: در کل سیاست دولت روحانی به پشتوانه رهبر ایران تا کنون نتیجه مثبتی داشته است و امیدوارم که در سال‌های آینده برنامه‌هایی که برای انتخابات دارند نیز به نتیجه برسد.

نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران با بیان این که دولت‌های جهانی این درک را داشته باشند که داعش خطری برای جهان، بشریت و تمدن است، گفت: داعش حتی به مناطق باستانی نیز رحم نمی‌کند.‌ داعش حالت ترس و خوف از سوی اسلام را برای مردم ایجاد کرده است. درخواست من این است که برای انتقام‌گیری از  یک کشور نباید از داعش بلکه باید از ابزارهای دیگری استفاده کرد. شاید اولین چیزی که باعث ایجاد داعش شد این بود که پس از سقوط صدام حسین در عراق فکر کردند که بشار اسد را می‌توان با داعش ساقط کرد و داعش هم از همان جا رشد کرد.

وی ادامه داد: سوءمدیریت دولتمردان گذشته در عراق موجب شد که بعثی‌های عراق، جنبش‌های اسلامی عراق، جنبش‌های اسلامی قاعده شام و نصرت الاسلام متحد شوند و داعش شکل بگیرد. اگر شرایط به وجود آمدن داعش از بین نرود، داعش از بین رفتنی نیست. داعش زاده شرایطی است که به وجود آمد.

 

دباغ با بیان این که خوشبختانه ترکیه هم که در مسیر مبارزه با داعش نبوده و مرز اصلی و تردد داعش هم  در ترکیه قرار دارد، امروز وارد مبارزه با داعش شده است، گفت: خواهش داریم ترکیه در مسیر مبارزه با داعش جدی بوده و وسیله ای برای پروژه های دیگر نشود. چون در وحله اول برای ساقط کردن بشار اسد شکست خوردند و در وحله دوم تصور کردند داعش مرز سوریه  و ترکیه را کنترل می کند. اما امروز به واسطه کردها در سوریه توانستند داعش را از خط مرزی با ترکیه خارج کنند و حالا به جای داعش کردها در منطقه هستند و ترکیه شاید در اینجا احساس نا امنی کند.

ایلنا: سطح همکاری‌های اقتصادی ایران و دولت اقلیم ، مشکلات فی مابین و تاثیر بحران داعش بر همکاری‌های اقتصادی، موضوع گفتگوی خبرنگار ایلنا با ناظم دباغ، نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران است.

 

همکاری ایران و اقلیم کردستان عراق پیشینه‌ای تاریخی دارد. با توجه به عمق و گستره تاریخی همکاری‌های ایران و کردستان عراق، انتظار می‌رود این امر در حوزه همکاری‌های اقتصادی نیز بازتاب مناسب داشته باشد. اما آمارهای اقتصادی گویای چنین چیزی نیست. سطح همکاری‌های اقتصادی ایران و دولت اقلیم کردستان عراق، مشکلات فی مابین و تاثیر بحران داعش بر همکاری‌های اقتصادی، موضوع گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری «ایلنا» با «ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران است.

 

ایلنا: بعد از گسترش پدیده داعش در منطقه، رشد اقتصادی منطقه اقلیم کردستان عراق کاهش پیدا کرده است. زیرا عمده بودجه اقلیم دولت کردستان به امور امنیتی اختصاص می‌یابد. در حال حاضر وضعیت سرمایه‌گذاری در  پروژه های عمرانی و صنعتی در اقلیم به چه نحو است؟

ناظم دباغ: با قطع بودجه اقلیم کردستان عراق توسط دولت مرکزی و بعد از آن ظهور پدیده داعش، مشکلات بزرگی برای منطقه اقلیم کردستان به وجود آمد.  نبرد با داعش هزینه‌های دولت اقلیم را اضافه کرد. ما در حال حاضر با داعش هم‌مرز شده‌ایم و مرزی طولانی، نزدیک هزار و پنجاه کیلومتر با آنان داریم و در این محدوده مرزی با آنان درگیر هستیم. از این هزار و پنجاه کیلومتر حدود سی کیلومتر وجود  دارد که ما می‌توانیم از آن به بغداد تردد بکنیم. راه بازرگانی اقلیم کردستان عراق از همین مسیر است. این مسئله در کاهش فعالیت‌های بازرگانی اثرگذار بود. قطع بودجه دولت اقلیم از سوی دولت عراق، در کنار هزینه جنگ باعث شده است که فعلاً دولت اقلیم کردستان عراق نتواند برای  پروژه‌های عمرانی و صنعتی و بازسازی اقدام کند. حتی میزان حضور گردشگران در اقلیم کردستان، کاهش یافته و تا الان این وضع ادامه دارد. متاسفانه بحران مالی باعث شد که بیش از 250 شرکت در اقلیم کردستان اعلام ورشکستگی کنند که این امر موجب افزایش بیکاری در اقلیم شده است. شرکت‌هایی هم که اعلام ورشکستگی نکرده‌اند فعالیت‌هایشان را متوقف کردند و فعالیتی ندارند و منتظر آینده‌اند. در این میان شرکت‌های ایرانی که در اقلیم فعال بودند نیز دچار مشکل شده‌اند.

 

ایلنا: بعد از توافق هسته‌ای ایران و 1+5 به نظر می‌رسد که فضای جدیدی برای سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های مشترک ایجاد شده است. به خصوص آنکه در گذشته محدودیت‌های بانکی عامل کاهش همکاری‌ها بود و نقل و انتقال پول امکان نداشت. به زودی این موانع برداشته می‌شود. با توجه به وضعیت جدید، ایران و اقلیم در چه حوزه‌هایی می‌توانند برای فعالیت‌های مشترک اقدام کنند؟

ناظم دباغ: من توافق ایران و 1+5 را برای منطقه بسیار مثبت می‌دانم و این توافق بر روی آینده منطقه بسیار اثرگذار است. چه به لحاظ امنیتی چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی، زیرا شرایطی ایجاد می‌شود که همکاری در همه این حوزه‌ها را ممکن می‌کند. اما لغو تحریم‌های ایران اتفاقی نیست که در مثلاً در چند هفته رخ بدهد. باید منتظر اجرای این توافقات باشیم. وقتی که توافقات اجرایی شد و محدودیت‌های بانکی برطرف شد و نقل و انتقال پول ممکن شد، به تدریج تغییر فضای کنونی و افزایش همکاری‌ها آغاز می‌شود و حرکت بازرگان‌ها و شرکت‌ها شکل می‌گیرد.

 

ایلنا: احزاب کردستان عراق مثل اتحادیه میهنی کردستان عراق و حتی حزب دموکرات، پیشینه‌ای چپ گرایانه دارند و  برخی گروه‌های عضو اتحادیه میهنی، در گذشته احزاب مارکسیست یا مائونیست بوده‌اند. نگاه فعلی این احزاب به اقتصاد چگونه است؟ آیا همچنان متاثر از دیدگاه‌های مارکسیستی هستند؟

ناظم دباغ: من در حال حاضر نمی خواهم از جانب احزاب ، مثلاً اتحادیه میهنی سخن بگویم. ولی در کل، تفکرات اقتصادی و اجتماعی حاکم در اقلیم ، بیشتر مایل به سوسیال دموکراسی است. اما ما در اقلیم به صورت اصولی به بخش خصوصی اعتقاد داریم، همچنین به آزادی‌های اقتصادی اعتقاد داریم. زیرا این آزادی‌ها باعث رشد کشور ما می‌شود. ما دیگر به دنبال یک سیستم سوسیالیستی یا مارکسیستی نیستیم. دوران مارکسیسم گذشته است. این تئوری‌ها به درد شوروی هم نخورد، چه برسد به اینکه در دوران حاضر ما بخواهیم از این تئوری‌ها استفاده کنیم. در کل سیاست حکومت اقلیم ، سیاست فراهم کردن فضا برای کار و فعالیت بخش خصوصی است. ما در حوزه اقتصاد  از آموزه‌های لیبرالیستی نیز استفاده می‌کنیم.  ما به صورت یک طرفه مرزهای اقلیم را به سوی همسایگانمان آزاد کرده‌ایم مخصوصاً با ایران. در حال حاضر کسی که بخواهد برای فعالیت بازرگانی، اقتصادی و سرمایه‌گذاری وارد اقلیم کردستان می‌شود اصلاً نیازی به ویزا ندارد. به  دلیل همین فضای آزاد، شرکت‌های بسیاری در اقلیم  وارد فعالیت‌های سرمایه‌داری شده‌اند یا در حوزه استخراج نفت فعال هستند. در حال حاضر جمع قراردادهای شرکت‌های نفتی برای استخراج نفت بالای 30 میلیارد دلار است. اما همانطور که گفتم به دلیل بحران داعش و مشکلات امنیتی و بحران مالی ایجاد شده، اجرای بسیاری از پروژه‌ها کند شده و در بعضی حوزه‌ها متوقف شده است. حکومت اقلیم در تلاش است انشاالله بار دیگر شرایط مناسب را فراهم کند.

 

ایلنا: در حال حاضر سطح همکاری‌های اتاق‌های بازرگانی ایران و اقلیم چه میزان است؟

ناظم دباغ: سطح همکاری ها در گذشته خوب بود اما الان چندان مناسب نیست چون فضای فعالیت در اقلیم نامساعد شد و فضای سرمایه‌گذاری شرایط گذشته را ندارد. ولی انتظار داریم که در این حوزه هم به سوی بهبود گام برداریم.

 

ایلنا: اتاق‌های مشترک بازرگانی، حافظ منافع بازرگانان هستند و باعث تسهیل فعالیت‌ها می‌شوند. در حال حاضر اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق، فعال است. آیا تمهیداتی اندیشیده شده که با توجه به سطح همکاری‌های مناسب ایران و عراق، این همکاری‌ها میان اتاق‌های بازرگانی ایران و اقلیم هم افزایش پیدا کند؟

ناظم دباغ: بله، ما همکاری‌هایی را که از سال‌های گذشته آغاز کردیم از همین نقطه بود. یعنی همکاری‌های اقتصادی با همکاری میان اتاق‌های بازرگانی آغاز شد. ما به عنوان اقلیم که بخشی از حکومت و کشور عراق هستیم در اتاق‌های بازرگانی ایران و عراق حضور داریم و حضورمان اثرگذار بوده است. اما اقلیم کردستان عراق، خودش هم در قالب چند اتاق بازرگانی به صورت استانی مثلاً سلیمانیه، اربیل، دوهوک، ارتباطات خوبی با اتاق‌های بازرگانی استان‌های ایران، مثل تهران، اصفهان، خوزستان و کرمانشاه برقرار کرده است. اتاق بازرگانی مشترک ایران و اقلیم هم فعال بوده است. تا کنون اتاق‌های بازرگانی استان‌های ایران و استان‌های اقلیم اقدامات مشترک خوبی با یکدیگر انجام داده‌اند و همچنان ادامه دارد. مثلاً در همدان، ارومیه، تبریز و کرمانشاه.  اتاق‌های بازرگانی نمی‌توانند منافع سرمایه‌گذاران و بازرگانان و کسب سود را ضمانت کنند اما می‌توانند حافظ منافع آنها باشند. در این حوزه ما نیز پشتیبانی کرده‌ایم و تا الان این روابط برقرار بوده است.  علاوه بر آن، ستاد مشترک اقتصادی ایران و عراق هم تشکیل شده است که در آن ستاد، قسمتی به نام کردستان عراق وجود دارد که در آنجا هم برای تسهیل فعالیت‌های اقتصادی تلاش می‌شود.

 

ایلنا: در حال حاضر رقم مبادلات تجاری و اقتصادی دو کشور چه میزان است؟ قبل از بحران داعش این رقم نزدیک به 6 میلیارد دلار بود. اکنون چه میزان است؟

ناظم دباغ: بله، نزدیک به 6 میلیارد دلار بود و ما برنامه‌ریزی کرده بودیم که این رقم را به 10 میلیارد دلار برسانیم. قبل از بحران داعش نزدیک 5 میلیارد دلار آن اجرایی شد. ما قبلاً 8 میلیارد دلار پروژه تعریف کرده بودیم که 5 میلیارد دلار آن اجرایی شده بود. اما مشکلات نقل و انتقال پول اثرگذار بود. همچنین کاهش کیفیت کالاهای ایرانی باعث بی‌اعتمادی در تجار و مصرف‌کنندگان در اقلیم شده بود. بعد از بحران داعش، حجم همکاری ها بسیار افت کرد و به حدود 2.5 الی 3 میلیارد دلار در سال رسید ولی امروز با توجه به اینکه مرز ارتباطی ما با ایران  از سلطه داعش خارج شد و هم اکنون بازگشایی شده است، سطح همکاری ها و مبادلات تجاری اندکی رشد داشته است.

 

ایلنا: در حال حاضر مقدار زیادی از مایحتاج مصرفی عراق از ایران تامین می‌شود مثلاً در حوزه صنعت کاشی و سرامیک تقریباً می‌توان گفت به صورت کامل از ایران به عراق صادر می‌شود. همچنین در زمینه پلاستیک و مواد اولیه پلاستیکی، نیازهای عراق از طریق ایران تامین می‌شود. با توجه به اینکه ایران برای تامین بسیاری از نیازهای غذایی و صنعتی، در عراق حضور دارد،  آیا راهکاری اندیشیده شده که این روابط به اقلیم هم تسری پیدا کند؟ آیا صرفا مشکل داعش، عامل فقدان همکاری‌های گسترده است یا مشکلات سیاسی دیگری نیز در روابط فی‌مابین وجود دارد؟

ناظم دباغ: من می‌خواهم صحبت شما را تصحیح کنم. سیاست‌های دولت عراق و دولت اقلیم از هم جدا هستند. من در رابطه با عراق حرفی ندارم. در رابطه با عراق، سفیر عراق و رایزنی اقتصادی سفارت عراق می‌تواند توضیح دهد. ما اصلاً به سیاست مونوپل و سیاست‌های انحصاری، اعتقادی نداریم. ما معتقد به ایجاد فضای رقابتی هستیم. بازار اقلیم کردستان یک بازار آزاد است و در انحصار هیچ کشوری نیست. مثلاً شرکت ایرانی کاله که در حوزه لبنیات در اقلیم کردستان فعالیت می‌کند و نمایندگی دارد. محصولات این شرکت در اقلیم کردستان عراق توزیع می‌شود. اما ما نمی‌توانیم بگوییم چون کاله در بازار اقلیم حضور دارد، محصولات لبنی سایرشرکت‌های  ایرانی را خریداری نمی‌کنیم یا از سایر کشورهای همسایه لبنیات وارد نمی‌کنیم. ما سیاست ایجاد انحصار نداریم و با آن مخالفیم. ما نمی خواهیم وارد مونوپل شویم، همچنین هیچ شرکتی را ساپورت نمی‌کنیم. این که ما شرکتی را از ایران برای فعالیت در  اقلیم معرفی کنیم، باعث ایجاد حرف و حدیث در افکار عمومی می‌شود و به این تصور دامن می‌زند که گویا روابط خاصی بین آن شرکت و برخی افراد حاضر در دولت اقلیم وجود دارد. همه شرکت‌ها در اقلیم برای فعالیت کردن و در اختیار گرفتن بازار،  آزاد هستند و باید با هم رقابت کنند. این کار باعث افزایش کیفیت و افزایش حسن اجرای کار می‌شود. یکی از مشکلاتی که ما داریم مشکل اجرایی کردن توافقات و حسن انجام آن است. من از کارها و نوع اقداماتی  که بین شرکت‌های ایرانی و دولت عراق می‌شود اطلاعی ندارم اما در اقلیم هرگز انحصار نداریم.

 

ایلنا: بازار عراق و اقلیم برای تولیدکنندگان ایرانی یک بازار نزدیک و بسیار جذاب است. منظور من از حضور در اقلیم کردستان، حضور انحصاری نبود.

ناظم دباغ: ما نمی‌توانیم بگوییم در بازار اقلیم فقط جنس ایرانی بیاید. جنس ایرانی وقتی می‌تواند بازار را به کنترل خود در آورد که بتواند با اجناس و شرکت‌های سایر کشورها مثلاً ترکیه رقابت کند. چه به لحاظ کیفیت و چه به لحاظ سرعت در ارسال کالا و چه به لحاظ قیمت. در اختیار گرفتن  بازار اقلیم ، به نحوه فعالیت شرکت‌های ایرانی بستگی دارد و این که از طریق ارائه محصولاتی با کیفیت بالا بتوانند بخش عمده بازار را در اختیار بگیرند.

 

ایلنا: به نظر می‌رسد ظهور ناامنی و پدیده‌هایی مثل داعش به دلیل فقدان یک نظام جامع همکاری‌های امنیتی در منطقه است. دولت‌های منطقه، برخلاف اتحادیه اروپا، تاکنون وارد پیمان امنیت جمعی نشده‌اند. با توجه به این که ایجاد امنیت شرط لازم برای فعالیت‌های اقتصادی است، در این خصوص تاکنون چه اقداماتی صورت گرفته و چه اقداماتی در دست اجراست؟

ناظم دباغ: ایجاد یک مرکز امنیتی واحد در منطقه نیاز به شرایطی دارد. اقلیم کردستان تا آنجایی که قانون اساسی عراق به ما اجازه می‌دهد، دنبال این بوده‌ایم که با جمهوری اسلامی، کمیته‌های مشترک امنیتی ایجاد کنیم. ولی اگر بخواهیم نظامی امنیتی مشابه اروپا را ایجاد کنیم نیاز به ایجاد پیش‌نیازهایی است که در اروپا وجود دارد. در حال حاضر در اروپا بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا مرز از میان برداشته شده است. اگر ما مرز میان ایران و اقلیم کردستان را کمرنگ کنیم یک احساس نزدیکی بین شهروندان ایجاد می‌شود و کسی که در اقلیم است احساس می‌کند که مثل یک ایرانی است و همین طور برعکس. کسی که در ایران است به سادگی می‌تواند به اقلیم بیاید اگر چنین چیزی محقق شود نزدیکی و همگرایی میان ملت‌ها را افزایش می‌دهد. سال‌ها پیش ما به برخی مسئولین جمهوری اسلامی پیشنهاد دادیم که این ایده، یعنی برداشتن مرزها را اجرایی کنیم. ما اگر بتوانیم بین خودمان مثل اروپایی‌ها مرزها را کمرنگ کنیم، قطعا به افزایش امنیت کمک می‌کند. در حال حاضر به لحاظ وجود اراده سیاسی و جدیت برای همکاری‌های امنیتی در وضعیت خوبی قرار داریم. فعالیت بازرگانی و اقتصادی بیش از هر چیزی به امنیت نیاز دارد و اگر امنیت به خصوص در مرزها برقرار نباشد فعالیت‌های اقتصادی به حاشیه می‌رود و کاهش پیدا می‌کند.

 

ایلنا: سال‌ها پیش برخی اتاق‌های بازرگانی ایران اقدام به ایجاد بازارچه‌های دائمی در مناطق مرزی و در برخی شهرها مثلاً در سلیمانیه کردند. این بازارچه‌ها تا کنون توانسته‌اند کمک زیادی به افزایش سطح همکاری‌های بازرگانی بین ایران و اقلیم کنند. اما برخی قوانین دست و پا گیر در اقلیم، سطح مناسبات را کاهش داده است. با توجه به این که اتاق‌های بازرگانی استان‌های مرزی می‌توانند به گسترش سطح روابط کمک کنند، چه تدابیری اندیشیده شده است که بازارچه‌های محلی و مرزی گسترش پیدا کنند؟ این بازارچه‌ها می‌تواند باعث بهبود کسب و کار و ارتقای وضع اقتصادی ساکنان مناطق مرزی بشود.

ناظم دباغ: در مناطق مرزی یکی از ابزارهای مهم و ارزشمند برای گسترش یافتن فعالیت‌های بازرگانی، ایجاد مناطق آزاد است. ما در اقلیم کردستان این اقدام را چندین سال قبل انجام داده و زمینی وسیع را به این امر اختصاص دادیم. این زمین 250 هکتار بود و صرفا به شرکت‌های ایرانی واگذار کردیم. اما متاسفانه تا این لحظه کاری انجام نشده است. ما به عنوان حکومت اقلیم همه تلاشمان را برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی و تجاری انجام می‌دهیم ولی به نتیجه رسیدن آن به صورت یک‌طرفه ممکن نیست. به شرایط ایران هم مربوط می‌شود. متاسفانه در شرایط تحریم‌هایی که ایران در آن قرار داشت امکان همکاری‌های گسترده وجود نداشت. در حال حاضر دفتر رایزنی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در اربیل و سلیمانیه وجود دارد. دفتر نمایندگی اقلیم  نیز در تهران فعال است. کار این نهادها چیزی جز بسترسازی برای گسترش فعالیت‌ها نیست. کار ما این است که برای آزادسازی فعالیت‌ها کوشش می‌کنیم. چیزی که باید به آن دقت کنیم این است که ما به عنوان اقلیم چیزی برای صادرات نداریم. همکاری‌های ما در واقع صادرات از ایران است. چه صادرات مواد اولیه و چه صادرات مایحتاج مصرفی روزانه مردم از چیبس و پفک گرفته تا کالاهای پیشرفته صنعتی مثل تجهیزات نیروگاهی برق. برای همین ایران بیشتر باید پایبند به فراهم کردن شرایطی باشد که ما بتوانیم با شما مبادله تجاری داشته باشیم و همکاری‌هایمان را ادامه بدهیم. ما باید فعالیت‌های بازرگانی را در قالب شرکت‌ها افزایش بدهیم، اما الان تجارت بیشتر به صورت پیله‌وری انجام می‌شود. معمولاً استاندارهای مناطق مرزی برای  ایجاد شغل برای مردم مناطق مرزی، فعالیت‌های پیله‌وری را تشویق می‌کنند. یعنی تشویق می‌کنند که مردم به صورت فردی به مبادلات اقتصادی در مناطق مرزی دست بزنند و داد و ستد داشته باشند. من همیشه به استاندارهای ایران پیشنهاد می‌کردم که به جای فعالیت‌های پیله‌وری تلاش کنند فعالیت‌های شرکت‌های ایرانی را گسترش بدهند. در واقع ایرانی فکر کنند و نه استانی. در حال حاضر در مناطق مرزی به جای آنکه به فکر فعال کردن مثلاً 10 شرکت بزرگ باشند به فکر فعال کردن مثلاً هزار پیله‌ور هستند. چون فعالیت پیله‌وری، اقدامی رسمی و شفاف نیست، شرکت‌ها و بازرگانان اقلیم به سوی ترکیه حرکت کرده‌اند چون فعالیت در ترکیه غالبا به صورت شرکتی و شفاف صورت می‌گیرد.

 

ایلنا: یکی از مشکلاتی که در مناطق مرزی وجود دارد مشکل کول‌برها است که بعضاً توسط سربازان مرزبانی نیز مورد هدف قرار می‌گیرند. این مشکل چگونه قابل حل است؟

ناظم دباغ: کول‌بر قاچاقچی نیست اما باید از یک مسیر مشخص عبور کند. وقتی به اشتباه خارج می‌شود به سمت او شلیک می‌شود. بسیاری  از آنان دفعه اول‌شان است و از مسیر اطلاع دقیق ندارند و به اشتباه وارد مسیر قاچاق می‌شوند. این مسئله پیله وری و کول‌بری باید حل بشود زیرا به اقتصاد زیر زمینی دامن می‌زند و بر کیفیت هم اثر می‌گذارد. زیرا پیله‌وران و کول‌برها برای کسب سود به دنبال کالای ارزان و بی‌کیفیت هستند و صادرات این کالاهای بی‌کیفیت باعث می‌شود که بی‌اعتمادی شکل بگیرد و بازار از دست برود.

 

 

گفت‌وگو: مهدی الیاسی

ميثم سليماني / يك جرقه كافي بود صلحي كه سال‌ها براي آن تلاش شد از بين برود. روز گذشته پ.ك.ك اعلام كرد كه صلح اين گروه كُرد با دولت تركيه پايان يافته است و دوباره با آنكارا وارد جنگ مي‌شود. تركيه مناطق مختلفي را از گروه پ.ك.ك در عراق مورد هدف قرار داده و رسماً و عملاً به ائتلاف ضد داعش با رهبري آمريكا پيوسته است. اما هنوز تركيه مرز مشخصي را براي مبارزه با تروريسم مشخص نكرده است. بر‌اساس اظهارات داوود اوغلو، نخست وزير تركيه، به نظر مي‌رسد آنكارا در حال حاضر تروريست‌هاي داعش را با كردهاي تركيه يكي مي‌داند، از همين رو با آقاي «ناظم دباغ» نماينده اقليم كردستان عراق در ايران گفت‌وگويي داشتيم و پيامدهاي پايان اين آتش‌بس را مورد بررسي قرار داديم.

 

پ.ك.ك اعلام كرده است كه به آتش‌بس با دولت تركيه پايان مي‌بخشد، اين موضوع چه پيامدهايي مي‌تواندبراي طرفين داشته باشد؟

در كل عدم پايبندي به مساله آتش‌بس امري منفي است و نقض‌شدن آن از سوي هر طرف قطعا باعث به وجود آمدن درگيري‌هايي ميان طرفين مي‌شود. تركيه اكنون حملات هوايي را به سمت مواضع پ.ك.ك انجام داده است و همين موضوع مي‌تواند عملا بهانه‌اي براي عدم پايبندي به قرارداد صلح باشد. اما بايد گفت كه مسئله جنگ نتيجه مثبتي نمي‌دهد و بايد طرفين براي حل مسائل خود به ميز مذاكره برگردند و از جنگ دوري كنند زيرا اين اقدام بيهوده خواهد بود.

 

تركيه اعلام كرده است كه به ائتلاف ضد داعش مي‌پيوندد، اين موضوع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

به نظر من تركيه بالاخره ناچار شد با داعش بجنگد چرا كه شواهد نشان مي‌دهد بمبگذاري در منطقه كردنشين تركيه كار داعش بوده است. قطعا داعش بعد از اتمام مأموريت خود در عراق و سوريه به سمت تركيه روي مي‌آورد. خطر داعش تنها براي عراق و سوريه نيست بلكه براي كل منطقه و جهان است. اما ممكن است تركيه از داعش به عنوان ابزاري استفاده كند براي سركوب كردهاي تركيه و سوريه.

 

يعني تركيه تفاوتي ميان داعش و پ.ك.ك قايل نيست؟

براي تركيه فرقي نمي‌كند. به دليل اينكه همان‌گونه كه داعش را تروريستي مي‌داند پ.ك.ك را نيز تروريستي مي‌داند و به بهانه مبارزه با تروريسم، پ.ك.ك را مورد هدف قرار مي‌دهد. ولي بايد تعريف مشخص‌تري از تروريسم ارايه شود تا مرز ميان كردها و داعش روشن‌تر شود.

 

اگر درگيري ميان پ.ك.ك و دولت تركيه به وجود آيد چه نتايجي مي‌تواند در‌پي داشته باشد؟

قبلا نيز اين اتفاقات رخ داده است و نتايج آن را نيز ديده‌ايم. اما امروز هر كاري باشد بايد همه با هم متحد شويم تا بتوانيم تروريست‌ها را شكست دهيم.

 

پايان صلح ميان طرفين آيا پاياني براي آرامش در منطقه است؟

به نظرم اين اتفاق باعث مشكلات فراوان و بزرگي خواهد شد و آرامشي كه طي يك سال گذشته در مناطق كردنشين تركيه به وجود آمده بود از بين مي‌رود.

 

آيا پايان صلح فرصتي نخواهد بود براي داعش تا بتواند به پيشروي‌هاي خود در مناطق مختلف سوريه ادامه دهد؟

اين درگيري‌ها قطعا فرصتي براي داعش خواهد بود. درگيري ميان دولت تركيه و پ.ك.ك قطعا حركت داعش را به سمت مناطق كردنشين سوريه راحت و مواضع كردها را نيز در اين مناطقه به‌شدت تضعيف مي‌كند.

 

اگر درگيري ميان پ.ك.ك و دولت تركيه به وجود‌ آيد، موضع اقليم كردستان عراق چگونه خواهد بود؟

اقليم كردستان عراق همواره به دنبال برقراري صلح، ثبات، امنيت و آرامش و مذاكره براي صلح بوده است و اين اقليم هيچ گاه وارد چنين جنگي نمي‌شود. اما اگر اين درگيري به وجود ‌آيد يكي از مناطقي كه قطعا در اين بين ضرر خواهد كرد اقليم كردستان عراق خواهد بود.

 

 

روزنامه اعتماد، یکشنبه 4 مردادماه  1394، سال سیزدهم، شماره 3300، بخش «گفت‌وگوی روز»، صفحه 6.

 

 

 

 

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی