امروز: پنج شنبه 19 تیر 1399 برابر با 09 جولای 2020

ناظم دباغ: تاجر کُرد به خاطر 50 دلار بنزین آلوده از ایران خریده ‌است

ناظم دباغ در پاسخ به‌ آن هایی که‌ از عملکرد وی در ایران انتقاد کرده‌ و می گویند بیشتر نماینده ایران است تا اقلیم کردستان، تصریح کرد: به نظرم افرادی که چنین چیزی را مطرح می کنند، دشمن خود و ملت و دولت اقلیم کردستان هستند، تاکید می کنم که من نماینده دولت اقلیم کردستان هستم و مسئول نهاد روابط خارجی دولت اقلیم و مقامات مافوق او نیز من را به عنوان نماینده دولت اقلیم خطاب می کنند و با من مشورت کرده و سوالات مربوط به این حوزه را از  من پرسیده و من نیز مجاز به پرسش از آنان هستم و خوشبختانه تاکنون هیچ گونه انتقاد رسمی، شکایت و یا توبیخی از نحوه عملکرد من و اظهاراتم و آنچه در گفتگو  و مصاحبه با رسانه ها و مقامات عنوان کرده ام، صورت نگرفته است.

به گزارش کردپرس، ناظم دباغ در بخش سوم از مصاحبه با شبکه تلویزیونی روداو که با بررسی نقش سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی در عراق و اقلیم و روابط وی با احزاب و مقامات این منطقه آغاز شد، به تشریح نقش خود در روابط اقلیم کردستان و احزاب سیاسی با جمهوری اسلامی ایران و نیز روابط تجاری اقتصادی ایران و اقلیم و همچنین عوامل تقویت و تضعیف این روابط  پرداخته است.

منزل شخصی شما در ایران است یا در اقلیم کردستان؟

ناظم دباغ: من خود نیز نمی دانم که واقعا خانه ام کجاست؟ از سال 1966 تنها زندگی می کنم. زمانی در هلند زندگی می کردم، اما پس از توافق واشنگتن و بنا به خواست جلال طالبانی دبیر کل فقید حزب اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی)، به ایران آمده و از آن زمان تاکنون در ایران زندگی می کنم. هم اکنون خانه ای در هلند دارم.  فرزندانم نیز که یک دختر و یک پسر هستند، هر دو در اربیل مرکز اقلیم کردستان، اقامت دارند و منزل کنونی خودم نیز که در آن جمع می شویم، در تهران است.

 13 سال است که شما مسئول هماهنگی و  روابط اقلیم کردستان و جمهوری اسلامی ایران هستید، آیا هرگز درخواست پایان این ماموریت  و وظیفه و بازگشت به اقلیم را مطرح نکرده اید؟

ناظم دباغ: خیر، همیشه به من امر شده که در آنجا باشم.

 رضایت از عملکرد شما چقدر است؟

ناظم دباغ:  این سوال نباید از من و بلکه باید از مقامات مافوق من پرسیده شود. من پیشتر با یکی از مقامات ایرانی دیدار و گفتگو کردم که او اکنون بازنشسته شده، اما من هنوز در جایگاه خود هستم،  وی در مورد نظر و موضع خود نسبت به کردها گفتگو می کرد و باید اذعان کنم که اگر از من برای کردها بهتر نبوده باشد، بدتر هم نبوده، در این دیدار من به وی گفتم زمان آشنایی ما به سردشت و سال 1986 بازمی گردد و از آن زمان تاکنون (که در آن زمان سال 2018 بود)، هر دو در جایگاه خود باقی هستیم و دلیل آن نیز این است که هر دو دلسوز و متعهد به منافع میهن خود هستیم و بر این اساس عمل می کنیم، من 19  سپتامبر 1999 و با فرمان مکتوب مام جلال به عنوان مسئول هماهنگی و روابط اتحادیه میهنی و ایران به تهران آمده و از آن زمان تاکنون در تهران مانده و این منصب را در دست دارم و اگر دلسوز میهن خود نبودم، برکنار می شدم.

در کابینه نهم دولت اقلیم کردستان، بحثی از تغییر و برکناری شما مطرح نشد؟

ناظم دباغ: من خود شخصا دو بار به صورت مکتوب درخواست کرده ام که فردی دیگر به جای من این مسئولیت را بر عهده بگیرد؛ چرا که دیگر سنی از من گذشته  و پیشتر هم از سوی دولت اقلیم و  با پست وزارت و به صورت قانونی بازنشسته شده ام و بیش از این نیز نمی خواهم و به مقام بالاتری هم نمی رسم و قرار نیست که نخست وزیر شوم.

 در دهه هشتاد میلادی که در سردشت ایران بودید، چه مسئولیتی داشتید؟

ناظم دباغ: من از ماه می سال 1986 مسئول روابط اتحادیه میهنی کردستان و ایران بودم و دفتر کاری در دولکوگه داشتم و اکنون پژاک در این منطقه حضور دارد و در حقیقت ساختمان هایی که اکنون در اختیار پژاک است را من ساختم.

چند سال عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی بودید؟  

ناظم دباغ: از سال 1985 میلادی تا سال 1990 عضو دفتر سیاسی این حزب بودم.

چرا در کنگره چهارم اتحادیه میهنی که در آخرین ماه از سال 2019 میلادی برگزار شد، خود را نامزد عضویت در نهادهای حزب نکردید؟

ناظم دباغ: من در اولین کنگره اتحادیه میهنی با مام جلال قراری گذاشتم، مبنی بر اینکه نه من مسئول کسی باشم و نه کسی نیز مسئول و مافوق من باشد و گفتم که من فقط خود او را قبول دارم و تمام.

 مام جلال نیز از شما نخواست که نامزد تصدی مناصبی شوید؟

ناظم دباغ: وی چند بار از من پرسید که چه انتظاری دارم و من گفتم که فقط پیشمرگ دبیر کل هستم و برای رای دهی نیز در کنگره باقی نمی مانم، حتی گاهی برخی اعضای دفتر سیاسی به اعتماد مام جلال نسبت به من حسادت کرده اند.

 روابط کنونی میان ایران و اقلیم کردستان در چه سطحی است؟

ناظم دباغ: تا به این لحظه روابط در سطحی خوبی است، اما بدون شک گاهی با تاثیر پذیری از وقایع و رویدادهای گوناگون، سطح روابط دچار فراز و نشیب هایی می شود، اما عزم  دو جانبه برای حفظ این روابط مانع از بروز مشکلات جدی  و ایجاد مانع در پیشبرد امور می شود.

مدتی است اخباری در مورد ایجاد چند دروازه و گذرگاه مرزی جدید میان ایران و اقلیم کردستان شنیده می شود، از جمله گذرگاه مرزی کیلی که قرار بود تبدیل به گذرگاهی رسمی شود، چرا این پروژه هنوز عملی نشده است؟

ناظم دباغ: به جز گذرگاه کیلی، چند گذرگاه مرزی دیگر نیز وجود دارند، تصمیم لازم در مورد این گذرگاه ها نیز از سوی دولت ایران اتخاذ شده، اما عدم اقدام و تصمیم مقتضی از سوی دولت اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق، موجب تعویق گشوده شدن این گذرگاه ها است. ایران آماده است، در دوران نخست وزیری برهم صالح در اقلیم کردستان گذرگاه کیلی گشوده شد و من همراه با هیئت ایرانی به این مرز آمدم و برهم صالح تاکید کرد که به زودی جاده ارتباطی این مرز آسفالت می شود و این وعده تاکنون هم، اجرایی نشده است. پس از برگزاری رفراندوم استقلال اقلیم کردستان ما دچار مصائب بسیاری شده و کاملا تحت سلطه یکپارچگی عراق قرار گرفتیم و دولت اقلیم برای هرگونه تصمیمی در مورد مرزهای خود نیازمند موافقت و مجوز دولت مرکزی عراق است و فقط بغداد می تواند در این مورد تصمیم گیرد و فرمان اجرایی و ابلاغ نیاز به رسمی شدن و گشوده شدن گذرگاه های مرزی را صادر کند.

پیش از برگزاری رفراندوم اقلیم اختیارات بیشتری داشته و در مورد مسائل بسیاری مستقلا تصمیم گیری می کرد و اختیارات بیشتری خارج از چارچوب قانون اساسی به اربیل داده شده بود. از جمله گذرگاه های مرزی باشماق، پرویز خان و حاجی عمران را حاج قاسم و خارج از چارچوب قانون اساسی عراق برای ما گشود. من واقعیت این موضوع را عینا و به همان شکل که هست بازگو می کنم، ایرانی ها طی نامه ای اعلام کردند امضای لازم برای گشودن این گذرگاه مرزی را انجام می دهند و به توافقنامه الجزائر رجوع می کنند. اما من با این پیشنهاد مخالفت و تاکید کردم که این توافقنامه، بر ضد کردها است و به همین دلیل ما زیر بار آن نمی رویم. از طریق حاج قاسم هم برخی پیام های مام جلال را به ایرانی ها انتقال دادم و حاج قاسم نیز گفت مرز را بگشایید.

سپس بر سر این موضوع که تا کجا مرز ایران و کجا مرز عراق است به بحث پرداختیم و من سخنی گفتم که ایرانی ها را به خنده انداخت و گفتم که تا کجا را می خواهید من برایتان امضا می کنم و پرسیدند چرا؟ در پاسخ گفتم هر نقطه و  فاصله ای از طرف ایران و یا عراق را در نظر بگیریم یک کیلومتر کمتر یا بیشتر فرقی ندارد و به هر حال همه کردستان است، برای من هر دوی این ها کردستان است. شما هر کجا را می خواهید تعیین کنید، از نظر من هیچ یک تفاوتی ندارد، آن ها نیز با خنده پذیرفتند. همچنین یک مشکل دیگر را نیز حل کردم، همانطور که میدانید رودخانه ای در مرز باشماق وجود دارد و پل آن نیاز به تعمیر داشت و در آن جا باز هم مشکل مرز مطرح شده بود و من توصیه کردم که برای پرهیز از مشکل تعیین مرز، از اصطلاح ساخت پل استفاده نشده و فقط به تعمیر آن اشاره شود.

گشودن گذرگاه های مرزی کار آسانی نیست و امکان ندارد که شما بتوانید بدون توافقات بین المللی چنین کاری انجام دهید و بسیاری از موانع این راه در ارتباطات حسنه رفع می شود و به همین دلیل من و حاج قاسم هر دو در دو طرف به دنبال راهکارهایی برای بهبود هرچه بیشتر روابط بودیم، من در اقلیم و حاج قاسم در ایران. حکمت و تدبیر چنین دیدگاهی نیز به دیدگاه های مام جلال بازمی گردد، همچنانکه چندین بار نیز گفته ام، مرز و  جغرافیا قابل تغییر نیست، هر چقدر هم تلاش کنیم، نمی توانیم این جغرافیا را از ایران جدا کنیم. ممکن است بتوان تاریخ را تغییر داد، اما جغرافیا غیرقابل تغییر است.

علیرغم اینکه مقامات ایرانی همیشه بر اشتراکات فرهنگی و زبانی میان کردها و فارس ها تاکید می کنند، اما میزان روابط و مبادلات تجاری اقلیم کردستان با ایران کمتر از ترکیه است، این در حالی است که اقلیم با ترکیه دارای فقط یک گذرگاه رسمی مشترک و با ایران دارای سه گذرگاه رسمی مشترک و چند گذرگاه فعال غیر رسمی است، چرا میزان روابط تجاری و مبادلات کالا با ایران کمتر است؟

ناظم دباغ: آنچه عامل و دلیل کاهش مبادلات و روابط تجاری با ایران می شود، همان عامل روابط تجاری اقلیم با ترکیه را افزایش می دهد و این عوامل نیز به وضعیت سیاسی، نظامی و اقتصادی منطقه مربوط است، ایران دچار تحریم است همچنین مشکلات جدی در زمینه دلار و روابط بانکی دارد، اکنون ارزش لیر ترکیه افت پیدا کرده، اما مبادلات بانکی به قوت خود باقی است و جریان دارد و در مقابل ایران روابط بانکی با اقلیم ندارد و بسیاری از امور تجاری از طریق پیله وری انجام می شود. بخشی دیگر از عوامل کاهش روابط اقتصادی با ایران نیز مسائل رفاهی و آسانی انجام امور است، زیرا تجار وقتی به آنکارا سفر می کنند، تفاوت های بسیاری را با تهران می بینند و تاجری که 10 روز را به تهران سفر می کند می خواهد در کنار خرید و تجارت از رفاه و آسایش برخوردار باشد، اما در ایران چنین چیزی به آسانی در دسترس نیست و دلیل آن نیز سیاسی است، وگرنه کشوری مثل ایران که دارای 80 میلیون جمعیت است، امکان ندارد با کیفیتی پایین اداره شود.

در دورانی که عدنان مفتی (عضو کنونی شورای عالی خبرگان سیاسی حزب اتحادیه میهنی کردستان) رئیس پارلمان کردستان بود، یکی از نمایندگان آن دوره پارلمان به نام خورشید شیره، طی سخنان خود در پارلمان، به شدت به ایران حمله کرده و می گفت که ایران کالاهای بی کیفیت را به اقلیم می فرستد، من این سخنان را از تلویزیونی دیده و بلافاصله طی پیامی به او گفتم جای تاسف است که بدون مدارک و تحقیقات لازم، در حالی که اطلاعات کافی نداری  به یک کشور همسایه حمله می کنی و من با مدرک ثابت می کنم که این تجار اقلیم هستند که در ایران برای خرید کالاهای ارزانتر حتی به قیمت فدا کردن کیفیت تلاش می کنند. یک بار آقای زیتون نژاد دستیار وزیر بازرگانی ایران در تماسی تلفنی به من گفت که یکی از تجار اقلیم برای خرید پودر شوینده به تهران آمده  و درحالی که وزارت بازرگانی عراق عدد اکتیو پودر شوینده را 20 تعیین کرده و آن را سالم تر می داند، اما این تاجر اقلیم به خاطر اینکه پودر شستشو با اکتیو 12 از نظر قیمت 200 دلار ارزانتر است، درخواست کرده پودر اکتیو 12 را در بسته بندی های پودر اکتیو 20 از طرف ایرانی خریداری کند و من تاکید کردم که چنین کاری را برای وی انجام ندهند.

برای مثال به میزان غلظت  رب گوجه فرنگی بریکس گفته می شود و عدد استاندارد آن 28 برای وزن 1 کیلوگرم است، اما دیده شده تاجر کُرد از طرف ایرانی درخواست کرده رب با بریکس 20 را در قوطی های 1 کیلوگرمی خریداری کند که در حقیقت وزن آن 100 گرم کمتر از 1 کیلو است و به این ترتیب 100 گرم به مصرف کننده اقلیم کم فروشی و در حق وی اجحاف می کند. اما خود من حتی در مواردی که افرادی با پشتوانه و حمایت مسئولان با نفوذ حزبی، از من خواسته اند مبادلات تجاری آنان را انجام دهم، بدون اطمینان از ترکیبات شیمیایی و کیفیت خوب محصولات،  هیچ اقدامی نکرده ام.

البته ممکن است بخشی از کمتر بودن مبادلات تجاری با ایران به کیفیت پایین کالاهای ایرانی برگردد، آیا در این مورد با مقامات مربوطه در ایران گفتگو کرده اید؟

ناظم دباغ: تا جایی که در توان داشته ام در این مورد نیز گفتگو  و رایزنی انجام داده ام، اما کالاهای ایرانی بی کیفیت نیستند. برای مثال در ایران نوعی بنزین وجود دارد که به آن بنزین احمدی نژادی می گویند و حاوی ترکیبات شیمیایی خطرناکی است و در مقطعی استفاده از آن آسمان تهران را تیره و تار کرد و یک تن از آن 50 دلار از دیگر انواع بنزین ارزانتر است و یکی از تجار اقلیم نیز برای خرید بنزین و واردات آن به ایران آمد و هماهنگی های لازم را برای این که بنزین استاندارد را خریداری کند، برای وی انجام دادم، اما او  بازنگشت و وقتی پیگیری کردم متوجه شدم این بنزین بی کیفیت را خریداری کرده و به او گفتم آیا این سم را فقط برای اینکه 50 دلار ارزانتر است به سلیمانیه می بری؟

 گاهی از عملکرد شما در ایران انتقاد شده و گفته می شود، بیشتر نماینده ایران هستید تا اقلیم کردستان، پاسخ شما به این انتقادات چیست؟

ناظم دباغ: به نظرم افرادی که چنین پرسش هایی را مطرح می کنند، دشمن خود و ملت و دولت اقلیم کردستان هستند، تاکید می کنم که من نماینده دولت اقلیم کردستان هستم و مسئول نهاد روابط خارجی دولت اقلیم و مقامات مافوق او نیز من را به عنوان نماینده دولت اقلیم خطاب می کنند و با من مشورت کرده و سوالات مربوط به این حوزه را از  من پرسیده و من نیز مجاز به پرسش از آنان هستم و خوشبختانه تاکنون هیچ گونه انتقاد رسمی، شکایت و یا توبیخی از نحوه عملکرد من و اظهاراتم و آنچه در گفتگو  و مصاحبه با رسانه ها و مقامات عنوان کرده ام، صورت نگرفته است.

کسانی که این انتقاد را از من مطرح می کنند دو دسته هستند، یکی افراد بیکاری که در فیسبوک می چرخند  و برخی هم در اروپا بوده و به سرقت برق مشغولند و با دریافت کمی پول برای جلب رضایت برخی افراد دیگر که خود جرائت اظهار نظر مستقیم ندارند، مانند شعرای درباری به سخن آمده و هیچ اطلاعی از سیاست هم ندارند. زیرا فردی که در کشور جمهوری اسلامی ایران حضور دارد و نماینده دولت اقلیم است، جایگاه مشخصی دارد و  نماینده اپوزیسیون نیست که بنا به خواست اپوزیسیون عمل کرده و سخن بگوید. من در تهرانم، آیا امکان دارد که مانند فواد حقیقی (خبرنگار روداو) علیه ایران سخن بگویم؟ آیا دولت ایران من را اخراج نمی کند؟ هرگونه اظهار نظر و سخنی از سوی ما تبعات و پیامدهایی دارد. آیا تبعات و مسائلی را که به دلیل اظهارات غیرمسئولانه  افراد نادان و ناآگاه از مسائل سیاسی  را که بی محابا در مورد آینده ملتی سخن می گویند، بر ما تحمیل می شود را قبول داریم؟ البته افرادی هم هستند که با اطلاع از حساسیت های موجود  به مسائل می نگرند  و واقف هستند که نمی توان از واقعیات جغرافی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و نژادی، چشم پوشی کرد. ایران، ترکیه و سوریه، همسایگان ما هستند و با یکدیگر دارای مرزهای مشترک جغرافیایی هستیم و بودن و نبودن و امنیت و ثبات ما به یکدیگر گره خورده است. امیدوارم همه طرف ها با چنین تفکری مسائل را تحلیل کنند.

پایان بخش سوم مصاحبه ناظم دباغ با روداو

کد خبر: 837

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی