امروز: یکشنبه 27 آبان 1397 برابر با 18 نوامبر 2018

شنبه, 05 دی 1394 05:51

سرویس: بین الملل: «ناظم دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران آخرین وضعیت جلال طالبانی رئیس جمهور سابق عراق را تشریح کرد.

«ناظم دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران در خصوص آخرین وضعیت جسمی جلال طالبانی رئیس جمهوری سابق عراق به خبرنگار بین‌ الملل تسنیم گفت که شرایط جسمی وی در حال حاضر مناسب است و در سلیمانیه تحت‌نظر یک تیم پزشکی مجرّب که برخی پزشکان ایرانی هم با آن همکاری دارند، مستقر است.

وی افزود: آقای طالبانی چندی پیش برای انجام چکاپ کامل به آلمان سفر کرده بود و دو هفته قبل نیز پس از اتمام معاینات به کردستان عراق بازگشت.

نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق درباره نقش دبیر کل اتحادیه میهنی در تحولات عراق و اقلیم کردستان گفت: آقای طالبانی همواره جایگاه ویژه‌ای در عراق داشته‌اند و حتی زمانی آیت‌الله سیستانی گفته بودند آقای طالبانی سوپاپ اطمینان برای امنیت و رشد عراق هستند.

دباغ در عین حال گفت که طالبانی در حال حاضر به خاطر وضعیت جسمی اش در مسائل سیاسی دخالت مستقیم ندارد و دفتر سیاسی و شورای رهبری اتحادیه میهنی تمامی مسئولیت‌ها و وظایف را انجام می دهد.

وی در پایان در خصوص تعیین جانشین دبیر کل اتحادیه میهنی کردستان عراق اظهار داشت: هنوز صحبتی برای انتخاب جانشین آقای طالبانی نشده و هنگامی که کنگره حزب برگزار شود، کنگره در این زمینه تصمیم‌گیری خواهد کرد.

جلال طالبانی متولد 1933 میلادی، رئیس جمهور عراق در فاصله سالهای 2005 تا 2014 میلادی و رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان است.

طالبانی در سال 2012 برای درمان به آلمان رفت. در دسامبر 2013 عکس‌های تازه‌ای از جلال طالبانی از سوی برخی رسانه‌ها منتشر شد که نشان دهنده بهبود وضعیت جسمانی جلال طالبانی است. طالبانی در 19 ژوئیه 2014 از فرودگاه برلین به فرودگاه سلیمانیه برگشت.

 

شناسه خبر: 951748 

 

 

شنبه, 10 خرداد 1393 15:38

گروه بین‌الملل؛ مصطفی دهقان ـ مریم یوسفی: ‌گفته می‌شود او مخزن اسرار اقلیم کردستان است. شاید این عنوان برای «ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان در ایران مناسب‌ترین‌ واژه باشد. او یکی از در دسترس‌ترین دیپلمات‌های عراقی در ایران است و هماهنگی روابط ایران و اقلیم کردستان از طریق او انجام می‌شود.

 

«ناظم دباغ» 68 ساله و متولد شهریور سال 1947 میلادی در شهرستان کویه (کویسنجق)‌ استان اربیل در عراق است. در سال ١٩٩١ و در زمان قیام مردم کردستان علیه رژیم بعث، وی مسئول محور دهوک بود و در این منطقه با نیروهای بعثی روبه‌رو شد. پس از آزادسازی کردستان عراق در همان سال به‌ مسئولیت نمایندگی اتحادیه‌ میهنی کردستان در استان دهوک انتخاب شد. پس از آن در اتحادیه‌ میهنی کردستان مسئول اداره‌ دفتر سیاسی در اربیل، معاون وزیر آموزش و پرورش اقلیم کردستان در کابینه‌ یکم و دوم، 3 بار دیگر مسئول دفتر سیاسی، نماینده‌ «جلال طالبانی» و اتحادیه‌ میهنی کردستان در کنگره‌ ملی کردستان در بروکسل بوده است.

 

«ناظم دباغ» ابتدا نماینده‌ اتحادیه‌ میهنی کردستان در امور اقتصادی و بازرگانی در جمهوری اسلامی ایران بود تا اینکه در سال 2002 نمایندگی نماینده‌ اتحادیه‌ میهنی کردستان در ایران به وی سپرده شد و از سال ٢٠٠٧ میلادی نیز نمایندگی اتحادیه میهنی و مسئولیت نمایندگی‌ حکومت اقلیم کردستان در ایران توأمان به وی سپرده شد.

 

دباغ با حضور در خبرگزاری آنا به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

 

پیش از اینکه «حیدر عبادی» به عنوان نخست‌وزیر عراق انتخاب شود شما در گفت‌وگویی اعلام کرده بودید قبل از پیشروی داعش در خاک عراق؛ اقلیم کردستان به دولت مرکزی و «نوری مالکی» درباره اقدامات این گروه تروریستی هشدار داده بود، شما چه هشداری به دولت مرکزی عراق دادید که از طرف آنها نادیده گرفته شد؟

 

ما اطلاعاتی داشتیم که ممکن بود تمامی آنها صحت داشته باشد. سیستم اطلاعاتی ما این‌گونه نیست که هر خبری که به دست ما برسد صحت یا عدم صحت آن را بررسی نکنیم. آقای بارزانی رئیس اقلیم کردستان پیامدهای اقدامات و تحرکات احتمالی داعش که در منطقه انجام می‌شد را به «نوری مالکی» منتقل کرد اما متأسفانه این هشدارها نادیده گرفته شد و باعث شد که دامنه تصرفات و اقدامات داعش در خاک عراق افزایش پیدا کند.

 
 

این هشدار درباره چه بود؟

 

اطلاعاتی که در اختیار ما بود در ارتباط با تحرکات احتمالی داعش بود و همچنین متحدشدن این گروه با برخی از گروه‌های عراقی. اسامی آنها را به نوری مالکی دادیم که تعدادشان به ١٨ گروه می‌رسید که شامل بعثی‌ها و القاعده نیز می‌شد. اطلاعات در همین حد بود که این گروه‌ها با داعش هم‌پیمانی دارند و قصد دارند با همکاری برخی از اعضای ارتش عراق بخشی از خاک کشور را اشغال کنند. حتی این را هم به دولت مرکزی گوشزد کردیم که برخی از مردم موصل، تکریت و سامرا با داعش همکاری دارند. اما به این موارد توجهی نشد.

 

 

اما در همان زمان گزارش‌هایی منتشر شد که برخی از سران داعش در اربیل و استانبول با مقامات اقلیم کردستان دیدار داشته‌اند؟

 

خیر این‌گونه نبود. در زمانی که داعش بر مناطقی وسیعی از خاک عراق تسلط یافت، هر گروه یا مجموعه‌ای اخبار ضد و نقیضی را در این باره منتشر و از آن علیه سایر گروه‌ها استفاده می‌کرد و در این میان نیز انتشار اخبار کذب فراوان بود.

 

زمانی که اقلیم کردستان درباره حمله داعش به موصل هشدار داد و اعلام کردیم که داعش در حال ائتلاف با گروه‌ه‌های دیگر است، به ما می‌گفتند اطلاعات شما صحت ندارد. آنها در مقابل اطلاعاتی که ما در اختیارشان قرار داده‌ بودیم، می‌گفتند شما از سران داعش در منطقه و حضورشان حمایت می‌کنید و به برخی از سران این گروه در اقلیم پناه داده‌اید؛ در حالی که این‌گونه نبود.

 

 

مالکی هشدارهای اقلیم درباره داعش را جدی نگرفت

 

تعدادی از گروه‌های اسلامی و اهل تسنن در منطقه اقلیم کردستان حضور داشتند یا اقلیم کردستان پناهگاهی برای این افراد و گروه‌ها فراهم کرده بود اما کسی از میان این گروه عضو مجموعه داعش نبود. تعدادی از آنها بعدا تبدیل به طرفداران داعش شدند و زمانی که این رویکرد مشخص شد آنها را از اقلیم اخراج کردیم. این مساله باعث شد که برخی‌ها بگویند ما در اقلیم کردستان به سران داعش پناه داده‌ایم یا رئیس اقلیم با داعشی‌ها دیدار و گفت‌وگو داشته است.

 اما مگر می‌شود ما از یک طرف به دولت مرکزی درباره خطر داعش هشدار دهیم و از طرفی دیگری به سران داعشی‌ها در اقلیم کردستان پناه دهیم.


 

یعنی این مجموعه دیدارها انجام شده است؟

 

دیدار با مجموعه اهل سنت بوده است نه داعش. این دو کاملا باهم متفاوت هستند. تعدادی از گروه‌های اهل تسنن که در اقلیم حضور داشتند، هیچ‌گونه ارتباطی با داعش نداشتند.

 

 

ولی در همان زمان، خبری بود که در اربیل ضیافتی از سوی بارزانی در یکی از هتل‌ها برگزار شده بود؟

 

چنین خبری نبود. حقیقت همین است که من گفتم. استناد شما به خبری است که از تلویزیون روداو منتشر شده است در حالی که اگر خبر محرمانه بود اصلا منتشر نمی‌شد.

 

مجموعه‌ای که بعدا با داعش ائتلاف کردند و به این گروه پیوستند در آن زمان عضو این گروه تروریستی نبودند. اما این گروه‌ها بهطور علنی با مالکی دشمنی می‌کردند. در همان زمان ما هم با مالکی مشکل داشتیم.

 

 

سر قضیه نفت با مالکی مشکل داشتید؟

 

بله هم با خود مالکی و هم با زیرمجموعه‌ متبوعش مشکل داشتیم.

 

مجموعه بیشتر اختلاف‌ها حول بحث امنیت بود یا اختلاف نفتی جدی میان اقلیم و نوری مالکی؟

 

مسائل اختلافی خیلی بالاتر از این موارد بود. ببینید در برخی اوقات شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مسائل به شکل دیگر مطرح شود. داعش را نه کردها به وجود آورده‌اند و نه در تشکیل آن نقش داشته‌اند و نه کمکی به این گروه کرده‌اند و نه در آینده نیز کمکی صورت خواهد گرفت.

 

نباید از یاد برد که داعش زاده امروز نیست، زاده 100 سال قبل و بعد از جنگ جهانی اول است. داعش با اسامی مختلف و در جغرافیای مختلف حضور داشته است داعش امروزی نیز در همین راستا شکل گرفته است.

 
 

شما چه پیش‌بینی از وضع داعش دارید؟

 

من به شما می‌گویم داعش به‌زودی تضعیف خواهد شد ولی از بین نخواهد رفت. زیرا تا زمانی که شرایط به وجود آمدن داعش را از بین نبریم داعش و امثال این گروه نیز نابود نخواهند شد.

 

کسانی به داعش کمک کرده‌اند که از برقراری استقرار و امنیت در عراق و اقلیم کردستان خوشحال نبودند و شرایط فعلی عراق به نفع آنها نبود؛ بنابراین کاری کردند که داعش شکل گرفت.

 

داعش که از آسمان نیامده است!

 

امروز ما شاهد هستیم داعشی‌هایی که در عراق و سوریه و منطقه خاورمیانه حضور دارند، داعشی‌های متشکل از نیروهای مختلف و ملیت‌های مختلف هستند. آیا آنها از آسمان می‌آیند؟ ابزارها، اسلحه و امکانات آنها از کجا تامین می‌شود؟ به نظرم جواب اینها مشخص است. منافع برخی‌ها باعث تشکیل گروه داعش شد و منافع بعثی‌ها باعث شد داعش مناطق جغرافیایی خود را گسترش دهد، به عراق بیایند و موصل را تصرف کنند.

 

شاید من تنها کسی بودم که سه روز بعد از اینکه داعش موصل را در کنترل گرفت، گفتم داعش در مرحله اول به بغداد حمله می‌کند ولی چه در صورت تصرف بغداد یا شکست خوردن در این طرح، بعد از بغداد به کردستان حمله خواهد کرد.

 

چرا پیشمرگهها را همان زمان به مناطق تحت تصرف داعش نفرستادید؟

 

این فقط وظیفه ما نبود. ببینید اطلاعاتی که در اقلیم کردستان درباره تحرکات داعش بود، صحت داشت. برخی از گروه‌های عراقی که طرفدار داعش بودند، مشخص بودند یعنی پیش از ارتباط و همکاری با داعش از طرف ما شناسایی شده بودند.

 

شاید ما در این سیاست اشتباه کرده باشیم. پیشبینی من این بود که داعش به بغداد حمله خواهد کرد و زمان زیادی تا حمله داعش به اقلیم کردستان وجود خواهد داشت. در همان زمان نیز که داعش به منطقه موصل تسلط پیدا کرد و برخی از ارتش عراق به داعش پیوستند، پیشمرگه‌ها در منطقه حضور داشتند.

 

 

اما در آغاز بحران داعش، اقلیم کردستان خیلی وارد این موضوع نشد و مقابله با داعش را به بحث رفتن «نوری مالکی» از قدرت منوط کرده بود. دومین دلیلی که اقلیم وارد گود نشد ماجرای برگزاری همه‌پرسی و استقلال کردستان بود و همچنین مورد اختلاف دیگر حضور پیشمرگه‌ها در مناطق مورد اختلاف همچون کرکوک بین دولت مرکزی و اقلیم بود؟

 

ببینید ما در اقلیم یک سیاست مشخص داریم. ما همواره تاکید کرده‌ایم که پایبند به قانون اساسی عراق هستیم. اما وقتی حکومت و دولتی در عراق و در بغداد در راس امور باشد و منافع و مسائل اقلیم را در نظر نگیرد، قطعا اقلیم دیگر نمی‌تواند به سیاست سابق خود عمل کند. اگر باز هم نوری مالکی در قدرت بود ما همین سیاست را دنبال می‌کردیم.

 

تاکید می‌کنم سیاست حکومت اقلیم کردستان و رهبری کُرد از روز اولی که داعش به وجود آمد، مشخص و واضح بود اما در آن زمان به دلیل اختلاف‌های موجود به هشدارهای ما در اقلیم کردستان توجهی نشد و در نهایت صحت حرف‌های ما تأیید شد و داعش به بغداد حمله کرد.

 

105 هزار مسلح و عضو ارتشی که آقای مالکی به شدت به آنان اتکا کرده بود و در مدت 12 ساعت فروپاشید، کجا بودند؟ آیا ارتش عراقی این قدرت را نداشت که از منطقه تحت تسلط خود حمایت کند؟ آنها مناطق را تخلیه کردند و مقادیر زیادی سلاح و مهمات در اختیار گروه داعش قرار گرفت و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که در مرحله اول یک‌سوم اراضی عراق در تصرف داعش قرار گرفت. همچنین انبار و فلوجه به صورت کامل در اختیار داعش بود.

 

در مرحله دوم تعداد زیادی از ارتش به داعش پیوستند و ارتش عراق در آستانه فروپاشی قرار گرفت و در مرحله سوم و آخر یک مرز طولانی هزار و پنجاه کیلومتری در عراق به وجود آمد که این مرز در اختیار داعش بود و از این طریق فاصله‌ای میان اقلیم و بغداد ایجاد کردند.

 

سیاست ما در قبال داعش در آن مقطع بسیار روشن بود. ما منتظر بودیم دولت جدید در عراق بر روی کار بیاید.

 

 

با روی کار آمدن «حیدر عبادی» تغییر مطلوب اقلیم در بغداد رخ داد؟

 

من معتقدم اگر منتظر تغییر هستیم، صرفا نباید به تغییر فرد اکتفا کرد، بلکه تفکری که حاکم است باید تغییر کند. من میان عبادی و مالکی تفاوتی نمی‌بینم زیرا عبادی شخص پرنفوذی در حزب دعوه بود و همچنین تئوری‌پرداز حزب دعوه است که نوری مالکی ریاست آن را برعهده داشت.

 

مگر می‌شود تئوریسین یک حزب بدون هماهنگی با حزب دست به کاری بزند. به‌‌نظر من نمی‌شود. ولی چند بار گفته‌ام اگر تفکرات جدیدی به میان بیاید، اقلیم کردستان حاضر است بر سر تمامی موارد اختلافی با دولت مرکزی عراق مذاکره و صلح کند زیرا ما در نهایت باید پایبند به قانون اساسی عراقی باشیم. ظاهرا نیز امروز آقای عبادی با سیاست و تفکر جدیدی وارد عرصه شده است.

 

لازم است به این نکته هم اشاره کنم که مقامات اقلیم کردستان بارها رسما اعلام کرده‌اند که وارد جنگ طایفه‌ای نخواهند شد. یعنی طوری برنامه‌ریزی شده بود بین شیعه و سنی جنگی راه بیافتد و کردها را هم شریک خود کنند. ما چرا باید وارد این جنگ می‌شدیم؟

 

ولی بهجز شما که در آن زمان پیش‌بینی کردید غالب افراد تاثیرگذار در اقلیم به واسطه روابط با ترکیه و دلگرمی گرفتن از اردوغان، این تحلیل را نداشتند که داعش از بغداد به سمت مناطق شمالی خواهد آمد؟

 

من در اقلیم کردستان شاید به اندازه بعضی از دوستانی که تصمیم‌گیر باشند، قدرت نداشته باشم اما به واسطه سال‌ها همکاری نزدیک با «جلال طالبانی» این تجربه را دارم و در خیلی از تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها از تجربیات آن زمان استفاده می‌کنم. یعنی تک‌بعدی به تحولات نگاه نمی‌کنم و سعی دارم که دیدی همه‌جانبه داشته باشم و همه ابعاد مساله را ببینم.

 

در سیاست باید کل احتمالات را در نظر بگیریم حتی اگر احتمال وقوع آن کمتر از نیم درصد باشد. به‌طور مثال من سه سال قبل در مصاحبه تلویزیونی در کردستان گفتم در طول تاریخ، کردها از اشتباهات طرف مقابل یا به تعبییر خودمان دشمن استفاده کرده‌اند ولی اکنون من از این ترس دارم که طرف مقابل (دشمن) هم از اشتباهات ما استفاده کند. زمانی که این اتفاق بیفتد یعنی ما سیاست اشتباهی را در پیش گرفته‌ایم.

 

ببینید وضعیت جغرافیایی کردها مثل یک جنگل است. در داخل یک جنگل هر جرقه آتش ممکن است کل جنگل را در بر بگیرد. برگزاری همه‌پرسی و استقلال هم که شما به آن اشاره کردید برمی‌گردد به همین مساله. آقای طالبانی در این باره و استقلال اقلیم کردستان تعییر زیبایی را به کار برده‌اند و گفته‌اند که مساله استقلال اقلیم کرستان زیباست اما رویای شاعرانه‌ای است.

 

مگر می‌شود ما خواهان استقلال نباشیم؟ اما این مساله بدون رضایت بغداد امکان‌پذیر نیست. کردها هیچ‌گاه نگفته‌اند که دست‌بردار مساله استقلال شده‌اند. همان‌طور که اشاره کرده‌ام ما پایبند به قانون اساسی عراقی هستیم و البته در نهایت همه اینها وابسته به نظر و رای مردم است.

 

 

 

این جمله را آقای طالبانی زمانی که در برلین در بیمارستان بودند در واکنش به بحث همه‌پرسی که در آن مقطع مطرح شده بود، بیان کردند. گفته می‌شود آن زمانی که آقای طالبانی در برلین بودند و به عراق برنگشته بودند، آقای بارزانی از شرایط پیش آمده استفاده کرده و قصد داشت که دست بالا را در بده بستان با دولت مرکزی و تعیین رئیس‌جمهوری عراق بگیرد و با تحقق همه‌پرسی استقلال رویای پادشاهی بر کردستان بزرگ را محقق کند. این مساله چقدر صحت داشت؟

 

بعد از خلاء حضور آقای طالبانی در راس قدرت اقلیم، رقیبی برای بارزانی وجود ندارد. البته من منکر اختلافات با بارزانی نیستیم. اختلافات بوده، هست و خواهد بود. اما بارزانی یک سیاست‌مدار در خاورمیانه است و بعد از جلال طالبانی رقیبی ندارد.

 

این مسائل به نوع عملکردها در راس قدرت بستگی دارد. روش جلال طالبانی به گونه‌ای بود که کمتر مشورت می‌گرفت اما بارزانی حلقه مشاوران گسترده‌ای دارد و ممکن است در مقطعی این مشاوران در تصمیم‌‌گیریها اثرگذار باشند. اما اگر بارزانی سیاست‌مدار خوبی نباشد و تحت تاثیر سایر افراد تصمیم بگیرد دوره زمامداری او بلند‌مدت نخواهد بود. البته این مساله تنها درباره اقلیم نیست و در مورد تمامی سیاستمداران در راس قدرت مصداق دارد.

 

حتی من برای کاهش اختلافات در راس قدرت، در سال 1992 میلادی که عضو جبهه کردستان عراق و نماینده اتحادیه میهنی بودم برای حل این مشکل پیشنهادی دادم که از جانب همه طرف‌ها رد شد.

 

شرایط تصمیم‌گیری در اقلیم به گونه‌ای است که رئیس اقلیم کردستان و نخست‌وزیر هر دو توان و اراده سیاسی برای تصمیم‌گیری در ارکان قدرت را دارند. من در آن سال برای حل این مشکل پیشنهاد دادم برای مثال خانواده بارزانی‌ها با سابقه مبارزه تاریخی خود در کردستان جایگاهی مانند سیستم پادشاهای و سلطنتی در اروپا و بریتانیا داشته باشند اما مساله سیاست و دولت از این جدا شود و جایگاه حقوقی و حقیقی مشخصی به آنها داده شود.

 

 

فکر می‌کنید این پیشنهاد شما اجرایی خواهد شد؟

 

اگر ما واقعا به یک سیستم دموکراتیک، چه پارلمانی چه ریاستی، برنگردیم بسیاری از مشکلات باقی خواهد ماند. در اقلیم کردستان نمی‌شود هم رئیس اقلیم داشته باشیم و هم نخست‌وزیر با کلیه امکانات و اختیارات. این مساله نیازمند تنظیم و تصویب قانون جدیدی با توافق میان تمام گروه‌ها است.

 

ایران در این میان چه نقشی داشت؟ آیا بحث بر سر مشارکت ایران بود؟

 

موضع ایران در قبال تحولات اقلیم و دولت مرکزی عراق را بسیار مثبت ارزیابی می‌کنم. البته بعد از توافق نهایی و احتمالی هستهای با ایران احتمال بروز نگرانی وجود دارد.

 

این‌که گفته می‌شود اقلیم نگران دستیابی ایران و 5+1 به توافقی جامع است تا چه حد صحت دارد؟

 

من پیش از امضای تفاهم سوئیس درباره گفت‌وگوهای هسته‌ای لوزان، پیش‌بینی کردم که نتیجه این مذاکرات در تعطیلات سال نو مشخص خواهد شد و عیدی به مردم ایران خواهد بود. اما بعد از توافق ایران و آمریکا و گروه 1+5 من خطر بیشتری را علیه کردها حتی بیش از آنچه پیش از انقلاب بود احساس می‌کنم. یعنی ترس دارم که در این میان یک توافقات دیگری علیه کردها به وجود بیاید.

 

 

هم حضور مالکی و هم برکناری وی نظر مشترک ایرانی ـ آمریکایی بود

 

توافق ایران و 5+1 در نهایت به برقراری امنیت بیشتر در خاورمیانه و امنیت منطقه به ویژه سوریه، لبنان و عراق کمک خواهد کرد.

 

برای مثال نفوذ داعش در عراق، باعث همکاری منطقه‌ای ایران و آمریکا به‌طور غیر‌مستقیم شد. حتی تغییر دولت مرکزی در عراق و کنار گذاشته شدن نوری مالکی از قدرت هم به نوعی به این دو کشور ارتباط داشت.

 

معتقدم هم حضور مالکی و هم برکناری وی نظر مشترک ایرانی ـ آمریکایی بود. بنابراین اگر قرار باشد در آینده‌ای نزدیک میان دو کشور آشتی برقرار شود، چهار وزیر امور خارجه با هماهنگی سیاست‌مداران در راس قدرت این 4 کشور، نقشه راه را ترسیم خواهند کرد. ایران، عراق، ترکیه و سوریه از کشورهایی هستند که درباره آینده تصمیم خواهند گرفت.

 

این چهار کشور اگر بخواهند می‌توانند کشورهای دیگر را هم شریک برقراری امنیت در منطقه کنند، اگر هم نخواهند شریک نخواهند کرد.

 

آنها عوامل ایجاد نا‌امنی را بررسی می‌کنند، یکی از دلایل نا‌امنی داعش است اما تنها وجود این گروه نیست. مساله کردها نیز به ناامنی دامن می‌زند. کردها در سوریه مشکلاتی دارند، در عراق و در ترکیه هم اوضاع به همین شکل است. البته شاید مساله کردها در عراق به پیچیدگی سوریه و ترکیه نباشد.

 

جمهوری اسلامی ایران تاکنون همکاری‌های گسترده‌ای با اقلیم و کردها داشته است. در توافق الجزایر میان صدام و شاه ایران، یکی از بندهای توافق این بود که نباید هیچ کمکی به کردها صورت بگیرد اما ایران این بند را فراموش کرد و همکاری و کمک‌ها از آن زمان ادامه دارد. البته ما هم از جمهوری اسلامی ایران چنین انتظاری را داریم.

 

ولی از آنجا که دوستی‌ها و دشمنی‌ها در عرصه سیاست مقطعی است ممکن است بسیاری از توافقات نادیده گرفته شود.

 

 

اما آقای دباغ اینکه اقلیم کردستان تنها به صرف سابقه تاریخی کمک ایران به کردها فکر کند که سیاست ایران در آینده هم تغییر نخواهد کرد، برای شما کافی است؟ اینکه امنیت اقلیم صرفا متکی به سیاست‌خارجی یک کشور دیگر باشد، برای شما ایجاد امنیت می‌کند؟ یا اینکه به دلیل همین نبود اطمینان، اقلیم و آقای بارزانی برای برقرای توازن حاضر به ایجاد ارتباط با اسرائیل و گشایش کنسولگری اسرائیل در اربیل خواهد شد؟

 

آقای بارزانی دنبال این نبوده است که کنسولگری اسرائیل در اقلیم کردستان برپا کند یا فقط متکی به سیاست یک کشور باشیم.

 

اما بارزانی در مصاحبه‌های خود به این موضوع اشاره کرده است.

 

خیر. اقلیم کردستان همواره به قانون اساسی عراق پایبند است. سیاست‌ خارجی اقلیم کردستان باید متوازن با سیاست‌ خارجی دولت مرکزی عراق باشد اگر روزی اسرائیل در بغداد سفارت‌خانه‌ای داشت آن زمان حق دارد که کنسول‌گری خود را در اقلیم برپا کند.

 

 

خب بارزانی هم همین را می‌گوید.

 

ببنید مگر سیاست ایران در خاورمیانه و در کل دنیا برپایه این نبود که علیه آمریکا اقداماتی را انجام دهد؟ خوب این سیاست اکنون به مرحله‌ای رسیده است که ظریف وکری وزیران امور خارجه در خیابان‌های ژنو قدم می‌زنند و پیاده‌روی می‌کنند. آیا این سیاست در نهایت به نفع ملت ایران و آمریکا خواهد بود یا خیر؟

 

به نظر من سیاستی که به منغعت مردم بر می‌گردد، درست است و اگر سیاستی در نهایت به دنبال نابودی و ویرانی باشد آن سیاست اشتباه است.

 

ما در اقلیم کردستان تلاش کرده‌ایم که سیاست بی‌طرفی را دنبال کنیم و دشمنی با هیچ طرفی هم نداشته باشیم. نامه اخیر آقای بارزانی به رئیس‌جمهوری ایران هم در این راستا بود و در این نامه تاکید شد در طول تاریخ، جمهوری اسلامی ایران همکار و یاور اقلیم کردستان بوده است و ما ادامه این روند را انتظار داریم. این سیاست منطقی به نظر می‌رسد و همین سیاست را نیز در مقابل کشورهای دیگر داریم.

 

 

 

در آینده‌ای نه‌چندان دور آیا ممکن است اقلیم به سمت برقراری ارتباط رسمی با اسرائیل برود تا از این طریق گزینه مقابل ایران را هم روی میز داشته باشد و در روابط منطقه‌ای توازن به‌وجود آورد؟

 

خیر، اقلیم چهار مرز با چهار کشور دارد: عراق، ترکیه، سوریه و ایران. در حال حاضر ما با ایران ارتباط داریم و با شرایط فعلی منطقه نمی‌توانیم به فکر روابط سیاسی با اسرائیل در آینده باشیم و همچنین حاضر نیستیم کشورهای عربی یا مسلمان را با خود دشمن کنیم.

 

یهودی‌هایی هستند که در اقلیم حضور دارند مانند اقلیت یهودی‌های که در ایران حضور دارند اما این به منزله حضور اسرائیل در اقلیم کردستان نیست.

 

هیچ اسرائیلی در اقلیم کردستان حضور ندارد

 

چندی پیش در شبکه تلوزیونی روداو، گزارشی را دیدم که در اورشلیم خیابانی به اسم بارزانی نام‌گذاری شده است. در ابتدا کسی ساده‌انگارانه به موضوع نگاه کند به نتیجه رابطه عمیق اسرائیل و اقلیم کردستان خواهد رسید در حالی که واقعیت این‌گونه نیست و نام این خیابان به نام یک سرباز کُرد یهودی بوده است که فداکاری‌های زیادی برای اسرائیل انجام داده است. برای تقدیر از او این خیابان این‌گونه نام‌گذاری شده است.

 

بنابراین حضور یهودی‌ها در کردستان را تایید می‌کنم اما این حضور تایید اسرائیلی‌ها نیست. تاکید می‌کنم هیچ اسرائیلی در اقلیم کردستان حضور ندارد.

 

مساله دیگری که وجود دارد مساله روابط اقلیم کردستان با نیروهای پ.ک.ک است. دولت ترکیه هم نشان داده که توسعه‌طلب است و گرچه در حال حاضر به دنبال حل مقطعی مساله کردهاست اما اگر به هر مناسبتی سیاست

 

ترکیه تغییر کند اقلیم با پ.ک.ک چه خواهد کرد؟

 

ما متحد پررنگ پ.ک.ک نیستم و نخواهیم شد. زیرا زمانی که متحد پررنگ شویم در کل باید به فکر استقلال کُرد باشیم. اما ما از هر راه‌حل صلح‌آمیزی درباره دولت ترکیه و پ.ک.ک حمایت ‌می‌کنیم. شرایطی در منطقه به وجود آمده است که مرز ترکیه و اقلیم کردستان جایی است که پ.ک.ک حضور دارد و بنابراین اقدامات ترکیه در این چارچوب اثرگذار خواهد بود.

 

برگردیم به شبی که داعش به سمت اقلیم کردستان آمد. در آن شب با چه مقاماتی تماس گرفته شد؟ آیا با ایران نیز ارتباط برقرار شد؟

 

قبل از پاسخ به این سوال در باید به این نکته اشاره کنم که تا به امروز و قبل از حمله داعش به اقلیم کردستان، مسئولان و مشاورین ‌امنیتی ایران در اقلیم حضور داشتند. این همکاری از گذشته تا به الان وجود داشته است و مختص امروز نیست.

 

این‌گونه نبود که پس از حمله داعش، ایران وارد مسائل شود. ایران حضور داشت ولی در زمانی که داعش به اقلیم کردستان حمله کرد در همان روز با مسئولان ایرانی تماس گرفته شده بود. هرچند پیش از این اتفاق نیز برخی مسئولان حضور داشتند.

 

گفته شده اولین تماس با سردار سلیمانی بوده است؟

 

من نمی‌توانم بگویم که با چه کسی در ابتدا تماس گرفته شد. سردار سلیمانی مسئول پرونده خاورمیانه و عراق است. به هرحال مقامات اقلیم با او در تماس بوده‌اند و تماسی که شب حمله داعش به اقلیم کردستان با هر کسی در ایران برقرار شد، از آن طریق محتویات و درخواست اقلیم به سردار سلیمانی نیز منتقل شده است.

 

در آن شب مقامات ایرانی سریعا به درخواست اقلیم برای همکاری پاسخ مثبت دادند. نامه آقای بارزانی به رئیس‌جمهوری ایران و اظهارات وزیر امور خارجه ایران در نشست با بارزانی در همین راستا و تایید‌کننده همین مطلب است.

 

 

آیا همکاری‌ها با ایران همچنان ادامه دارد؟

 

همکاری‌ها تا به امروز، به صورت نظامی یا مشورتی ادامه داشته است. در اقلیم، سنجار، الانبار، تکریت، سامرا و بغداد. از سایر فعالیت‌های ایران در عراق نیز که مطلع هستید و در سطح بسیار گسترده رسانه‌ای شده است.

 

ماجرای هک شدن ایمیل شما در چند سال قبل، رابطه خاص شما با سردار سلیمانی را آشکار کرد، آیا این رابطه منجر به ادامه همکاری‌های گسترده ایران در اقلیم شده است؟

 

من بارها گفته‌ام به دوستی و آشنایی‌ام با آقای سردار سلیمانی افتخار می‌کنم.

 

ارادت خاصی به سردار سلیمانی دارم

 

اولین دیدار شما با سردار سلیمانی در چه زمانی بوده است؟

 

اولین باری که خدمت سردار سلیمانی رسیدم در سال 1991 میلادی بود. در آن زمان من عضو جبهه میهنی کردستان عراق بودم و در سال 1374 خدمت آقای «حسن حبیبی» معاون اول رئیس‌جمهوری وقت ایران و سردار سلیمانی رفتیم. این‌گونه نبود که دیدار شخصی با ایشان داشته باشم. از آن زمان تاکنون من آقای سلیمانی را می‌شناسم و ارادت خاصی به ایشان دارم که در مصاحبه‌های مختلف به آن اشاره کرده‌ام.

 

از آخرین وضعیت کوبانی بگویید و اینکه اقلیم همچنان به این شهر کمک ارسال می‌کند یا خیر؟

 

همیشه اقلیم کردستان به کوبانی کمک می‌کرد. چه در زمانی که داعش حمله کرد چه پیش از آن.

 

بازسازی کوبانی آغاز شده است؟

 

بازسازی شروع نشده است. در حال حاضر برنامه‌ریزی‌ها در حال انجام است. باید ابتدا دقیق برنامه‌ریزی کرد چرا که کوبانی تبدیل به ویرانه‌ای شده است.

 

 

در زمینه کمک نظامی به کوبانی چند سری پیشمرگه برای مبارزه به داعش به آن منطقه رفتند؟

 

سه سری نیروی پیشمرگه شامل سه گروه 150 نفره عازم کوبانی شدند. یعنی نیروهای تازه نفس پیشمرگه‌ها جایگزین نیروهای قبلی می‌شدند.

 

به گفته برخی تحلیل‌گران، اعزام 150 پیشمرگه کرد به کوبانی از سوی اقلیم، وضع نظامی این شهر را در مقابل داعش تغییر نمی‌داد و اعزام این پیشمرگه‌ها برای این بود که اقلیم کردستان، ترکیه و آمریکا می‌خواستند که اقلیم همچنان دست بالا را در معادلات کردهای منطقه داشته باشد و نمی‌خواستند کردهای کوبانی که گرایش‌های سوسیالیستی پررنگ‌تری هم دارند هویت مستقلی بیایند. در این باره چه نظری دارید؟

 

مساله کوبانی، کمک کردن یا قدرت دست گرفتن ما در این شهر نبود. در کل حکومت اقلیم کردستان و خودم مردم کردستان عراق دنبال این بودند که در هر شرایطی به کردهای کوبانی کمک کنند و شاید به همین دلیل کوبانی تبدیل به نمادی برای مقاومت با حضور زنان در خط مقدم مبارزه با داعش شد.

 

در عین حال همین که خبر اعزام پیشمرگه‌ها منتشر می‌شد به لحاظ معنوی در روحیه جنگجویان کوبانی تاثیر بسیاری داشت. اعزام پیشمرگه‌ها به مناطق جنگی در حالی بود که آنها مجهز به سلاح‌های پیش‌رفته‌ای نسبت به مبارزان کوبانی بودند.

 

در این میان مساله مهم این بود کردهای شمال سوریه برخلاف اقلیم کردستان، متحد پ.ک.ک هستند.

 

آنها برای خود مستقل هستند و دولت ترکیه نیز در ابتدا اجازه نمی‌داد که به کوبانی کمک شود. آنکارا بر اثر فشارهای بین‌المللی و بهخصوص وضعیت بحرانی خود کوبانی رضایت داد اما برای تعداد پیشمرگه‌هایی که عازم کوبانی بودند شرط گذاشت. یعنی آنها شرط کردند تنها 150 پیشمرگه باید به کوبانی بروند. ما هم راه دیگری نداشتیم. به هرحال برای اعزام آنها باید از مرز ترکیه استفاده می‌کردیم.

 

گفته می‌شد تعلل اقلیم کردستان در کمک به کوبانی، مانع اتحاد کردهای شمال سوریه با پ.ک.ک می‌شد؟

 

به نظر نمی‌رسد کُرد در اقلیم کردستان در این زمینه تعلل کرده باشد.

 

یعنی اقلیم کردستان در این مورد منافعی نداشت؟

 

دخالت نکردن در امور داخلی کشورها اولین موضع‌گیری اقلیم کردستان در قبال هر تحولی است. این اتحاد هم بستگی دارد که کنگره ملی کُرد برگزار شود. شاید آنها تا حدی متحد شوند ولی قطعا در رهبری مشکلاتی خواهند داشت.

 

 

ما باید تنش در روابط با همسایگان را به صفر برسانیم در حال حاضر ترکیه در اقلیم کردستان پادگان نظامی دارد‌.

 

بحثی برای ایجاد پایگاه نظامی ایران در اقلیم کردستان نشده است؟

 

نیازی به این کار نیست. ما از ایران میخواهیم مرزهای خود را کنترل کند در مقابل نیز اقلیم کردستان نیز از مرزهای خود به ایران اطمینان خاطر خواهد داد.

 

 

شما نفود منطقه‌ای ایران را به ضرر کردستان می‌دانید؟

 

خیر. امنیت منطقه، امنیت مشترک تمام کشورهای منطقه است.

 

اگر منطقه، امنیت نداشته باشد و امنیت کامل در مرزها نباشد دو طرف ضرر خواهند کرد. روزی که داعش به وجود آمد و هنوز پای آنها به اقلیم نرسیده بود به دلیل ناامنی در منطقه بسیاری از شرکت‌های خارجی که سرمایه‌گذاری می‌کردند، اقلیم را ترک کردند.

 

گفته می‌شود که شما هماهنگ‌کننده نیروهای سپاه قدس و اقلیم کردستان درباره کنترل کردهای مخالف حکومت ایران بوده‌اید. آیا این مسئله درست است؟

 

اگر این طور بود که الان آمریکا به‌دنبال من بود. (می‌خندد) من فقط نماینده اتحادیه میهنی کردستان در ایران بوده‌ام و از سال 2007 نماینده اقلیم کردستان در تهران شدم. اما وقتی کسی نماینده یک منطقه‌ای به شمار می‌رود به این معنی نیست که در دفتر خود بنشیند تا ماموریتش تمام شود، بلکه آن فرد نماینده هماهنگی‌های لازم در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی است. امنیت در سیاست مانند وجود نمکدان در سفره است شاید از آن استفاده نشود اما وجودش لازم و ضروری است.

 

من از سال 1986 میلادی وارد روابط با جمهوری اسلامی ایران شده‌ام. قبل از عملیات فتح، من یکی از مسئولان هماهنگی مرزی برای اجرای عملیات فتح یک بودم در آن زمان آقای ذوالقدر فرمانده عملیات بود.

 

از آن زمان تاکنون من با ایران و مقامات جمهوری اسلامی در ارتباط بوده‌ام و تاکنون نیز این روابط تاثیر‌گذار بوده است تا بتوانیم پیام‌ها را زودتر منتقل کنیم. هماهنگی‌های که من انجام می‌دهم در چارچوب دستورها و مقرراتی است که به من داده شده است. من به رابطه ایران و اقلیم کردستان شدیدا اعتقاد دارم. من کارمند نیستم بلکه به روابط مهم و اثرگذار اعتقاد دارم.

 

 

شما در در مذاکرات غیرمستقیم ایران با پژاک حضور داشته‌اید یا خیر؟

 

تا زمانی که آقای طالبانی حضور داشت هیچ کاری بین ایران و حکومت اقلیم کردستان و گروه های اپوزیسون ایرانی بدون اطلاع من انجام نمی‌شد. شاید در این مذاکرات حضور داشته‌ام شاید هم نه.

 

تا آنجا که من اجازه دارم و می‌توانم اطلاعاتی را در اختیار شما قرار دهم، بله در این مذاکرات حضور داشته‌ام و از این مساله پشیمان نیستم.

 

 

بنابراین شما هماهنگ‌کننده تمامی مسائل در این مذاکرات بودید؟

 

بله.

 

 

از توافقی که صورت گرفت راضی هستید و آیا دو طرف به تعهدات خود عمل کردند؟

 

من سال‌ها است که به مبارزات مسلحانه اعتقاد ندارم. از زمانی که در کنار آقای طالبانی وارد مبارزات سیاسی شدم، به مذاکره و گفت‌وگو اعتقاد بیشتری پیدا کردم. حتی مساله پناهندگی من در سال 1996 میلادی هم به این دلیل بود. زمانی که در سرزمینم به من اجازه مبارزه سیاسی داده نشد به پاریس و هلند رفتم، آنجا درخواست پناهندگی دادم و گفتم زمانی که شرایط فراهم شد به اقلیم بازخواهم گشت.

 

هیچ وقت، حتی در زمانی که در هلند بودم نگفتم که مخالفان یا منتقدان یا بعثی‌ها قصد ترور من را داشتند یعنی از این مساله سوء استفاده نکردم.

 

 

به رابطه با ایران شدیدا اعتقاد دارم

 

من در مذاکرات ایران و پژاک تنها یک رابط بودم اما همه مسائل را منتقل نمی‌کردم زیرا در دیدارهایی که با مسئولان دو طرف داشتم صحبت‌هایی مطرح می‌شد که ممکن بود اگر من آن را به طرف مقابل می‌گفتم، بین دو طرف درگیری شروع شود. من ابتدا مسائل را با آقای طالبانی مطرح و نظر او را جویا می‌شدم و پس از آن اقدامات بعدی را انجام می‌دادم؛ اقداماتی که به نتایج مثبتی رسید.

 

دلیل این هم که من واسطه شدم این بود که به رابطه با ایران شدیدا اعتقاد دارم؛ بنابراین وظیفه خودم می‌دانم با برخی اقدامات، شرایط مبارزه مسلحانه را از جایی که به من سپرده شده بود، دور کنم.

 

 

شما در کنترل کومله هم نقش داشتید؟

 

این تعبیر را اصلاح کنید. کنترل کردن نیست. توافق بوده است. در سال 1985 اولین روابط میان جمهوری اسلامی ایران و اقلیم کردستان برقرار شد. فکر می‌کنم پیش از آغاز عملیات فتح یک بود که هیات ایرانی مهمان دفتر من بودند. در آن جلسه توافقاتی انجام شد.

 

اپوزیسون ایرانی و گرو‌ه‌هایی مانند کومله، دموکرات، چریک‌های فدایی و مجاهدین یا به تعبیر شما منافقین در منطقه حضور داشتند. بسیاری از اینها نیز دقیقا در حوزه کاری من بود. زیرا در آن زمان مسئول اداره گمرک و مالیات منطقه صفره و زرون در منطقه ماوت بودم که خط عبور قاچاق از ایران به اقلیم کردستان بود.

 

اولین توافقی که انجام شد این بود این گروه‌ها نباید در این منطقه حضور داشته باشند. همچنین ایران و گروه‌های اپوزیسیون در مناطق تحت نفوذ اقلیم کردستان نباید هیچ فعالیتی می‌کردند؛ این دومین توافقی بود که با ایران انجام شد.

 

بر اساس آن توافقات تا الان این گروه‌ها به تعهدات خود پایبند بوده‌اند. گروهایی که به این توافقات عمل نکردند مانند مجاهدین از اقلیم کردستان اخراج شدند. تمامی این مسائل باعث شد مرز ایران و اقلیم کردستان امن باشد.

 

 

شنیده شده که بارزانی از اینکه شما در ایران هستید، خوشنود نیست. این خبر صحت دارد؟

 

شاید برعکس باشد.

 

یعنی شما از حضور در ایران راضی نیستید؟

 

شاید من راضی نباشم. من اینجا یک فرد نیستم بلکه نماینده اقلیم کردستان در ایران هستم. نماینده رئیس و نخست وزیر اقلیم. با نظر آنها در ایران حضور دارم.

 

 

اما این‌طور در خبرها بود که آقای بارزانی خیلی تلاش کرد که شما دیگر حضور نداشته باشید؟

 

من نه فرزند آقای طالبانی‌ام و نه از بستگان و خویشاوندان آقای بارزانی. من یک فرد معمولی‌ام و اگر روزی آقای «نیچیروان بارزانی» یا اتحادیه‌ میهنی دستور بازگشت دهد در همان لحظه به اقلیم باز خواهم گشت. مگر می‌شود آنها نخواهند اما من در ایران حضور داشته باشم.

 

 

آیا علاقه شخص آقای طالبانی به شما باعث تداوم حضورتان در ایران شده است؟

 

بله، چنین بوده است. آقای طالبانی بزرگ من است و به من لطف دارد. من زمانی که آقای طالبانی مشکل بیماری نداشتند به ایران آمدم و پس از اینکه آقای نیچیروان بر سرکار آمدند او هم حضور من را تایید کرد.

 

بازهم تاکید می‌کنم اگر حکومت اقلیم کردستان دستور دهد بازگردم، مشکلی ندارم و فورا به اقلیم بازخواهم گشت. من در اینجا منفعت شخصی ندارم. حتی اگر نماینده اقلیم کردستان در ایران نباشم حقوق ثابت با درجه بازنشستگی وزیر دریافت می‌کنم. بنابراین نگرانی از هیچ مساله‌ای ندارم.

 

 

شاید تایید حضور شما از سوی بارزانی به این دلیل است که کس دیگری مانند «ناظم دباغ» در تنظیم روابط اقلیم با ایران صاحب تجربه نیست.

 

البته این نظر لطف شماست، شاید به همین دلیل باشد و اگر هم کسی گله، انتقادی و مخالفتی با من دارد به دلیل تجربه من از آنها چشم‌پوشی می‌کند. یعنی برآورد می‌کند و متوجه می‌شود که حسن‌ها بر عیب‌ها برتری دارد. البته کسان دیگری نیز شایسته این جایگاه هستند.

 

شما شخص دومی را تربیت نکرده‌اید؟

 

تلاشم را کرده‌ام ولی شاید نشده است. زمانی که من به ایران آمدم جایی آموزش ندیده بودم و تنها چیزی که آقای طالبانی به من گفت این بود که در ایران هر کاری که صلاح است انجام بده.

 

به هر حال شما سفیر کبیر اقلیم کردستان در ایران شده‌اید.

 

من از نظر طول دوره ماموریت دیپلماتیک در حال رقابت با آقای «صلاح الزواوی» سفیر فلسطین در ایران هستم. (می‌خندد)

 

 

 

 

 

شنبه, 17 آبان 1393 02:53

مهدی شادمانی ـ «ناظم دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران است. یعنی هماهنگي روابط ایران و کردستان از طریق او انجام می‌شود. اما آشنایی‌اش با سردار «قاسم سلیمانی» به روزگاری بازمی‌گردد که نماینده «جلال طالبانی» و اتحادیه میهنی کردستان بود.

 

«ناظم دباغ» یکی از شناخته شده‌ترین مردان سیاسی کردستان عراق است که در دو دهه اخیر با ایران به عنوان نماینده کردستان رابطه داشته و به همین دلیل، آشنایی زیادی با سردار «قاسم سلیمانی» دارد. چندی پیش ایمیل‌های «ناظم دباغ» هک شد و از آن ایمیل‌ها به رابطه صمیمانه ناظم دباغ و قاسم سلیمانی پی بردند. هرچندکه ناظم دباغ در مصاحبه با همه رسانه‌ها وجود این روابط را تأیید کرد و گفت که با قاسم سلیمانی به خاطر حل مشکل کردستان در ارتباط بوده. او به استناد مصاحبه‌های انجام شده، یکی از رسمی‌ترین و مهمترین مقامات غیرایرانی است که سردار را از نزدیک دیده و او را «حاجی» صدا می‌زند. برای اینکه بتوانیم سردار قاسم سلیمانی را بیشتر بشناسیم سراغ ناظم دباغ رفتیم.

 

او می‌گوید طی سال‌های اخیر با رها در جلسات مختلف سردار سلیمانی را دیده و او را می‌شناسد. نماینده حکومت کردستان با روی باز گفت‌وگو با همشهری جوان را پذیرفت. حاصل یک ساعت و نیم گفت‌وگو می‌توانست مصاحبه‌ای ۴ صفحه‌ای باشد. اما به لحاظ حساسیت‌هایی که وجود دارد، فقط قسمتی از مصاحبه را چاپ كرديم. با ناظم دباغ در مورد روحیات و خصلت‌های قاسم سلیمانی حرف زدیم و حاصل این گفت‌وگو را به عنوان نکات شخصیتی سردار یادداشت کردیم. نماینده حکومت اقلیم کردستان البته تأکید می‌کند که هیچکدام از گفته‌هایش مبالغه نیست و نشانه شناخت بالایش از سردار ایرانی است. او در همان جمله اول، سردار را با میهنش مقایسه می‌کند: «ما کردستان داریم، شما سلیمانی »

 

صادق

کسی در کردستان نیست که قاسم سلیمانیرا بشناسد و از او تعریف نکند. چون صادق است.وقتی قول می‌دهد پای حرفش می‌ایستد. ما هر وقتدر اینجا مشکلی داشته باشیم و بخواهیم با وزیر یا حتیرئیس جمهور ایران دیدار کنیم، فقط از طریق ایشان می‌توانیم سریع به هدف برسیم. اگر بگوییم که ملاقات می‌خواهیم و ایشان بداند که موضوع ضروری است، همان موقع شرایط را فراهم می‌کند. ما در کردستان پادگان کومله و دموکرات و تشکیلات دیگر داریم. در مرز ایران هم که پ.پ.ک و پژاک را داریم. ما با ایران و همه کردها توافق کرده‌ایم که نه آنها از زمین‌های ما به ایران حمله کنند و نه ایران از زمین‌های ما برای حمله نظامی علیه آنها استفاده کند. حضور آقای سلیمانی به عنوان نماینده ایران سبب شد که این توافق صورت بگیرد. اگر صداقتی در کار نباشد، با یک نارنجک در دفتر این دو تشکیلات همه توافقات به هم می‌ریزد و این به لطف سیاست ایرانی‌هاست که اتفاق نمی‌افتد.

 

مسوولیت پذیر

او راهش را خیلی خوب می‌شناسد و همیشه نقشه راه درستی ترسیم می‌کند. شاید به همین دلیل است که سال‌‌ها در مسوولیتش باقی مانده. آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران او را شهیده زنده خوانده‌اند. شهید زنده زیاد است اما دلیلی وجود دارد که او را همه می‌شناسند و سایرین را نمی‌شناسند. این دلیل می‌تواند از مسوولیت پذیری‌اش باشد.

 

مجاهد

آقای سلیمانی درون کاخ نیست، درون هتل‌های مجلل نیست. این طور نیست که بنشیند و دستور بدهد. حضور ایشان همیشه در میدان است. همین مجاهدتش را نشان می‌دهد.

 

شجاع

چه بگویم؟ نترس است. برای مأموریت‌های کاری‌اش همیشه از همین خصوصیت استفاده می‌کند. یکی از اسرار پیروزی و شهرت او همین شجاعت است. ضمن اینکه او اقدامات لازم را در وقت لازم انجام می‌دهد. بگذارید اینطور توضیح بدهم. وقت‌هایی هست که یک کار فقط در یک لحظه انجام می‌شود. یعنی شما یک جا باید کاری بکنید که بزنید توی خال. قاسم سلیمانی اینقدر شجاع هست که در این لحظات این تصمیمات را بگیرد. این شناخت کلی من در مورد سلیمانی است.

 

خاکی و بي‌غش

سلیمانی خاکی است. نمی‌خواهم و نمی‌توانم مثال‌های امنیتی بزنم تا بهتر ماجرا را بدانید. حتی ممکن است بعضی کردها با خواندن حرف‌های من بگویند دباغ شده نماینده سلیمانی. برای من اهمیتی ندارد به خاطر اینکه حقیقت را می‌گویم. من با رفت وآمدهایی که به ایران داشته‌ام و با مسوولانی که آشنا هستم، ندیدم هیچ مسوولی به اندازه او خاکی باشد. من در سفرهای زیادی با ایشان همراه بودم. اما همیشه رفتار طوری بوده که انگار من مسوول ایشان و مقام بالاتری از ایشان هستم. کلا طوری رفتار می‌کند و می‌نشینند که اگر او را نشناسید، در یک جمع به هیچ‌وجه نمی‌توانید پیدایش کنید.

 

آرام

من جلسات زیادی با حضور حاجی برگزار کردم. از زمانی که نماینده آقای طالبانی بودم، تقریبا در همه جلساتی که مربوط به عراق بوده و با تشکیلات مختلف حضور داشتم. آرامش ایشان را فقط باید در جلسات ببینید. او به شکلی باورنکردنی آرام است. نمی‌دانم چطور بیشتر توضیح بدهم.

 

سریع

او در عمل و سخن گفتن، بسیار سریع است. حرف و حدیثش را طول نمی‌دهد. نمی‌دانم شما به آن چه می‌گویید.

حرف زدن حاجی این طور است؛ سریع، مختصر و مفید. وقتی در یک جلسه‌ای می‌نشینید هرکسی می‌آید و تحلیل و تفسیر خودش را اضافه می‌کند که بعضا تکراری هم می‌شود. اما ایشان وقتی وارد تفسیر می‌شود، سریع است مختصر و مفید، جمع بندی هم دارد.

 

هفته‌نامه همشهری جوان، پرونده ویژه‌ سردار قاسم سلیمانی، شنبه 17 آبان ماه 1393، سال دهم، شماره 480، صفحات 62 و 63.

چهارشنبه, 12 شهریور 1393 20:13

زندگی سیاسی و مبارزاتی «مام جلال» سرشار از اتفاقات و رویدادهایی است که هرکدام در نوع خود اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر بوده‌اند، وی در طول نزدیک به ٧٠ سال مبارزه نظامی و سیاسی، تصمیمات و اقداماتی انجام داده‌ که بر مسیر تاریخ کردستان و عراق تأثیر مستقیم گذاشته‌ و همواره با منش آزادیخواهانه و توان سیاسی و دیپلماتیک خود توانسته‌ راه آینده را به‌خوبی ترسیم و متناسب با اتفاقات و تحلیل شرایط، بهترین گزینه‌ها را مطرح و عملی کند. بنده نیز در طول سالیانی که افتخار همراهی و دوستی با ایشان را داشته‌ام شاهد بسیاری از این اتفاقات و رویدادها بوده‌ام که بازگویی همه آنها شاید نیاز به چندین‌ جلد کتاب مفصل داشته باشد، اما در اینجا و جهت انتشار در این ویژ‌‌ه‌نامه، به مواردی از توانایی‌ها و تصمیمات مهم ایشان اشاره می‌کنم.

یکی از اقدامات «مام جلال» ایجاد فضای امن و امکان فعالیت برای احزاب سیاسی و روشنفکران و اهالی فرهنگ و ادب کردستان و عراق بود، در سال‌های نیمه ‌دوم دهه٧٠ میلادی، ایشان با ایجاد این فضا در مکانی به نام دره احزاب این امکان را به احزاب مختلف داده بودند که به‌راحتی در فضای آشفته آن سال‌ها به فعالیت و مبارزه بپردازند.

بعد از اینکه اتحادیه میهنی کردستان در سال ١٩٧٩ مراکز و دفاتر خود را در منطقه «ناوزه‌نگ»، «توژله» و «زلی» مستقر کرد، احزاب اپوزیسیون عراق و تعدادی از احزاب منطقه توانستند تحت حمایت اتحادیه میهنی در این منطقه امن مستقر شوند، برای همین «مام جلال» اسم این دره را گذاشتند دره احزاب، بنابرین اتحادیه میهنی و پارت سوسیالیست کردستان، کمیته تحزیری (منشعب از پارت دموکرات)، حزب بعث قیاده قطری، جنبش سوسیالیستی عربی، حزب شیوعی عراق و... در این دره جمع شدند.

یکی دیگر از اتفاقات و رویدادهای مهم سیاسی، مذاکراتی بود که در سال ١٩٨٤ اتحادیه میهنی کردستان با حکومت مرکزی عراق انجام داد. در سال ١٩٨٣ فشار زیادی متوجه اتحادیه میهنی کردستان بود، مرتبا نیروهای پیشمرگه کردستان از طرف قیاده موقت و جبهه جود مورد هجوم قرار می‌گرفتند، علاوه بر اینکه از طرف ایران نیز تحت فشار بودیم، در نتیجه جنگ ایران و عراق نیز فرصتی فراهم شده بود که از طریق گفت‌وگو از شرایط استفاده شود و البته نکته مهم این بود که «مام جلال» شخصا عقیده راسخی به گفت‌وگو و مذاکره داشت و البته این فرصت می‌توانست باعث شود که سازماندهی خود را تقویت کنیم و حکومت عراق نیز مرتبا برایمان پیغام ارسال می‌کرد که می‌توان با گفت‌وگو مشکلات را حل کرد و صدام نیز وعده داده بود که خواسته‌های ما را عملی می‌سازد، آن زمان آقای قاسملو یکی از کسانی بود که در دیدارهایش با حکومت عراق به او وعده داده شده بود که به‌عنوان نیروی سوم میان ما برای حل مشکلات میانجیگری کند و برای همین در بهار ١٩٨٤ گفت‌وگوها آغاز شد.

 

«مام جلال» بعد از ورود به مذاکرات با حکومت عراق در نوروز سال ١٩٨٤، در «سورداش» که بزرگ‌ترین تجمع مردمی برگزار شد و در آن درخواست آشتی همگانی را در راستای اتحاد و همبستگی کردها اعلام کرد، اهمیت این پیام در این بود که در زمانی که اتحادیه میهنی در اوج قدرت و توان بود، به آینده و آشتی و صلح فکر می‌کرد و این درخواست از همان شروع مذاکرات اعلام شد، البته «مام جلال» این شعار و خواسته را یک‌بار دیگر در فرهنگ سیاسی کردها وارد کرد؛ برای اتحاد نیروهای سیاسی و مقابله با دشمن در زمان قیام مردمی سال ١٩٩١ و موفقیت جبهه کردستانی به‌جای اعلام تصمیم عفو عمومی برای مزدوران رژیم، پیشنهاد آشتی عمومی از طرف اتحادیه میهنی اعلام و بعدا نیز به شعار «جبهه کردستانی» تبدیل شد. یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته ایشان، ارتباط و مراودات خاصی بود که با اقشار و طبقات مختلف مردم و به‌ویژه روشنفکران و ادبای کُرد داشتند. «مام جلال» در فهماندن مطالب و مقاصد به طرف مقابلش همواره توانایی خاصی داشتند و ویژگی کاریزماتیک ایشان در این حوزه از برجستگی خاصی برخوردار بود. مشخص است علاوه بر اینکه انسانی خاکی و به دور از تشریفات بودند، میان مردم و پیشمرگه‌ها همواره حضور داشتند و اینها باعث شده بود که طرفداران زیادی میان اقشار مختلف مردم داشته باشند؛ همچنین از نظر روانی همواره تأثیر مثبتی بر روحیه مردم و پیشمرگه‌ها داشتند. علاوه بر اینها در مبارزه و تلاش ‌و کوشش برای ایجاد فضای آزاد و دموکراتیک و تأمین زندگی مرفه برای روشنفکران، دارای گذشته روشن و برجسته‌ای بودند و این ویژگی ایشان زبانزد خاص‌ و عام بود. شعار عملی «مام جلال» که تبدیل به شعار اتحادیه میهنی شده بود، تأمین نان و آزادی بود.

 

یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته «مام جلال»، تحلیل درست اتفاقات، آینده‌نگری و توجه به تمام ابعاد احتمالی رویدادها در گذر زمان بود، در این مورد می‌توانم به یکی از این موارد که خود از نزدیک در جریان آن بودم اشاره کنم.
«مام جلال» در سال ١٩٨٦ در دمشق در مصاحبه‌ای، از احتمالات و اتفاقات آینده سخن می‌گوید و بر این امر تأکید می‌کند که تغییرات و تحولات عمده‌ای در راه است. بر اساس تحلیل ایشان، تغییرات عمده آینده، با اتمام جنگ ایران و عراق منطقه را دچار تحول و زندگی مردم کُرد را نیز متحول خواهد کرد و فرصت‌های جدیدی را رقم خواهد زد. بعد از آتش‌بس ایران و عراق، در تابستان سال١٩٩٠ در پاریس که همراهشان بودم در جلسه وزارت خارجه فرانسه و در جلسه دیگری با «برنارد کوشنر» و همچنین در مرکز مطالعات استراتژیک بریتانیا در لندن در سخنرانی‌ای گفتند که صدام به کویت حمله می‌کند و همگان می‌گفتند چنین امری غیرممکن است. وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد این احتمال به خواب و خیال می‌ماند چون عراق به‌ تازگی از جنگ ایران خلاصی یافته و برای بار دیگر خود را درگیر جنگی بزرگ نمی‌کند درحالی‌که کویت هم مثل ایران نیست و تمام دنیا از آن دفاع خواهد کرد.
اما او گفت از نظر منطقی چنین است، اما تفکر صدام با شناختی که من از او دارم به شکل دیگری است. بعد از حمله صدام به کویت در ٢/٨/١٩٩٢ وزارت خارجه فرانسه از کاک «احمد بامرنی» خواستند که اینجانب پیامی از طرف آنها برای «مام جلال» ببرم که در ٥/٨/٩٢ از پاریس عازم دمشق بودم. در این پیام گفته بودند: ضمن عذرخواهی از اینکه به «مام جلال» گفتیم این (پیش‌بینی ایشان) خواب و خیال است درحالی‌که واقعی از آب درآمد، می‌خواهیم «مام جلال» به ما بگوید بعدا چه اتفاقی می‌افتد؟

 

به دمشق که رسیدم، نزد او رفتم و پیام را دادم. در جواب گفتند به آنها بگو یک‌بار دیگر می‌خوابم و اگر خواب دیدم برایشان می‌گویم ... او همان زمان معتقد بود غرب این مسأله را نخواهد پذیرفت و صدام را از کویت بیرون خواهد کرد؛ برای همین ارتش عراق حتما با شکست سنگینی روبه‌رو خواهد شد و گفت من نامه‌ای برای دفتر سیاسی و کاک «نوشیروان مصطفی» می‌نویسم که خود را آماده کنند زمانی که به ارتش عراق حمله می‌شود و عراق شکست می‌خورد ما باید برای تمام احتمالات آماده باشیم، از جمله قیام و آزادسازی تمام شهرهای کردستان و خواستند با تمام جناح‌ها و سازمان‌های کردی و همچنین ایران نیز برای آماده‌کردن تمام احتمالات از جمله قیام صحبت کنیم و بار دیگر پیشنهاد آشتی همگانی را برای تمام کردستان و عراق جهت پیروزی در این مسأله مطرح کردند.
واضح است در نتیجه حمله صدام به کویت، در آن شرایط عراق تلاش می‌کرد جناح‌ها و احزاب مختلف عرصه سیاسی کردستان را به مذاکره دعوت کند و از راه «مکرم طالبانی» و افراد دیگر جهت مذاکره برای تمام گروه‌های سیاسی از جمله پارت‌ دموکرات و اتحادیه میهنی و سوسیالیست و حزب شیوعی پیغام ارسال می‌کرد. در آن زمان بسیاری از دوستان در اتحادیه میهنی معتقد بودند به‌جای آوارگی و ترک وطن باید قبر ما روی خاک کردستان باشد و نباید به غربت در کشورهای دیگر پناه ببریم، برای همین این مسأله مطرح بود که اگر حکومت عراق اجازه بدهد به مناطق سونه و شینه راضی شویم، اما بعد از این نامه «مام جلال» برنامه کاملا عوض شد، بعد از رساندن این پیام برای دفتر سیاسی و کاک نوشیروان، به جمع‌آوری و تنظیم برنامه هسته‌های مسلح تشکیلات داخل شهرها و نیروهای نظامی پیشمرگه و دسته‌های پارتیزانی و آماده‌سازی نقشه قیام و تقسیم نیروها و مسوولان برای مدیریت قیام به شکل زیر اقدام کردیم:

 

1- «مام جلال» به‌عنوان نماینده کُرد و جبهه کردستانی در بیرون کشور تعیین شد.
2- «مسعود بارزانی» به‌عنوان مسوول و ریاست داخل کردستان تعیین شد.
3- نیروهای رهبری به ریاست «نوشیروان مصطفی» برنامه را چنین تعیین کردند:
الف: جناب «ملازم عمر» و دسته‌ای از رهبری و فرماندهان پیشمرگه برای استان سلیمانیه.
ب: «فریدون عبدالقادر» و دسته‌ای از فرماندهان برای استان کرکوک.
ج: «کوسرت رسول» و دسته‌ای از فرماندهان برای استان اربیل.
د: اینجانب «ناظم عمر» همراه شهید «خلیل دوسکی» و دسته‌ای از پیشمرگه‌ها برای استان دهوک.

 

در پایان این نوشته به خاطره‌ای از یکی از سفرهای ایشان به ایران اشاره می‌کنم، در این سفر که مصادف شده بود با برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، خود ایشان به علت فشردگی برنامه‌های کاری، امکان بازدید از نمایشگاه را نداشتند، از من خواستند که اسامی کتاب‌ها و انتشارات نمایشگاه را برایشان ببرم، من نیز برای راحتی کار بعد از تحویل لیست، اسامی کتاب‌ها و انتشارات حوزه‌های تاریخ و زندگینامه شخصیت‌های سیاسی را جدا کردم و نزدشان بردم، از من سؤال کردند که این چیست؟ منم گفتم برای راحتی کار شما من این موضوعات را جدا کرده‌ام، برگشتند و با لبخند همیشگی‌شان به من گفتند: فکر کردید من استاد تاریخ و جغرافیا هستم؟ لیست کامل کتاب‌ها را به من بدهید چون به تمام حوزه‌ها علاقه دارم و نمی‌خواهم در انتخاب کتاب‌های مفید خودم را محدود به حوزه خاصی بکنم. باید اشاره کنم که «مام جلال» همواره همراهش کتاب داشت و در تمام طول روز از کوچک‌ترین فرصتی برای مطالعه استفاده می‌کرد و حتی مابین جلسات سیاسی نیز به مطالعه کتاب‌های مورد علاقه‌اش می‌پرداختند.

 

 

 

روزنامه شرق، ویژه‌نامه «جلال طالبانی»، سه‌شنبه 11 شهریورماه 1393، سال دوازدهم، شماره 2103، صفحه 9.

 

شرح عکس: «جلال طالبانی» و «ناظم دباغ» در سال 1358 در دره «ناوزه‌نگ».

 

 

 

 

 

جمعه, 10 مرداد 1393 03:32

«جلال طالبانی» رئیس جمهور سابق عراق در پیامی فرا رسیدن عید سعید فطر را به هموطنان عراقی، مسلمانان سراسر جهان و همچنین ملت کُرد تبریک گفت.

 

بە گزارش خبرگزاری کردپرس، متن این پیام به شرح ذیل است:

 

به نام خداوند بزرگ و مهربان

 

جای بسی خوشحالی است که فرارسیدن عید فطر را به شهروندان عزیز و تمامی طیف‌ها و اقشار ساکن در عراق تبریک می گویم. از خداوند بزرگ و مهربان طلب قبول طاعات و عبادات همگی را دارم. امیدواریم که شهروندان عراق این وضعیت بحرانی و ناآرام را در نهایت ایمان پشت سر بگذارند و حافظ اتحاد ملت عراق و تجربه دموکراسی باشند و در راه تلاش برای بنیاد نهادن عراقی آزاد، متحد و آرام در سایه دموکراسی کوشا باشند.

 

این مناسبت را به عنوان فرصتی مغتنم برای تبریک به شهروندان اقلیم کردستان عراق می‌دانم و امیدوارم که زندگی‌شان همواره مملو از امنیت، پیشرفت، افتخار همراه با اتحاد، برادری و مبارزە مشترک باشد. کُردها برای دستیابی به سیستمی دموکراتیک و پارلمانی در چارچوب قانون اساسی عراق که شهروندان کُرد بە آن رای دادند، تلاش های فراوانی کردە و برای رسیدن به دموکراسی و آزادی قربانیان زیادی دادند.

 

به همین مناسبت تبریک گرم خود را به برادران و دوستانم از همه جریان‌های سیاسی کشور و مسئولین دلسوز عراق اعلام می‌ دارم و حامی آنها در تشکیل دولتی موفق با تکیه به قانون اساسی عراق هستم. دستان آنها را می‌فشارم و برای آنها دعای خیر می‌کنم و در تشکیل دولت جدید حامی آنها می باشم. امیدوارم با استفاده از تجارب گذشتە در اوضاع بحرانی و ناآرام کنونی عراق، منافع شهروندان را بر منافع حزبی و طایفی ترجیح دهند و همه اختلافات را پشت سربگذارند و برای حفظ دستاوردهای دموکراتیک در عراق با یکدیگر متحد و هم ‌صدا در برابر حملات تروریست ها بایستند.

 

از خداوند بزرگ و مهربان می‌خواهم که حافظ شما برای خدمتگذاری بیشتر به شهروندان عراق باشد که با صبر و خویشتنداری برای این کشور قربانی های فراوانی دادەاند.

 

برادر دلسوزتان

 

 

مام جلال

 

 

 

 

جمعه, 03 مرداد 1393 19:44

تهران ـ ایرناـ «علی شمخانی» نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی انتخاب دکتر «فواد معصوم» را به عنوان رییس جمهوری عراق به وی و مردم این کشور تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری ایرنا از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، در این پیام با ابراز خرسندی از توسعه روند همگرایی سیاسی میان احزاب و گروههای شیعه، سنی و کُرد در چارچوب عراق متحد و یکپارچه آمده است: بی شک رهبران هوشمند عراق با مدیریت ظرفیت های چشمگیر سیاسی، اعتقادی، انسانی و اقتصادی این کشور ضمن دفع تهدیدات امنیتی ناشی از توطئه بیگانگان ، امنیت ،ثبات و رفاه را به عراق باز می گردانند.

 

شمخانی در این پیام با تجلیل از نقش سازنده و تاریخی «جلال طالبانی» رییس جمهور سابق عراق در شکل گیری عراق جدید گفته است: جمهوری اسلامی ایران چون گذشته در کنار دولت و مردم عراق، همه ظرفیتها و مقدورات خود را برای حمایت از روند مبارزه با تروریسم ، برقراری امنیت پایدارو توسعه و پیشرفت این کشور بکار خواهد گرفت.

 

 

 

 

پنج شنبه, 02 مرداد 1393 09:00

خبرگزاری تسنیم: «مسعود بارزانی» رئیس اقلیم کردستان به مناسبت بازگشت «جلال طالبانی» رئیس جمهوری عراق به کردستان پیامی منتشر کرد.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از شبکه السومریه، «مسعود بارزانی» رئیس اقلیم کردستان به مناسبت بازگشت «جلال طالبانی» رئیس جمهوری عراق به کردستان در پیامی که منتشر کرد، خاطرنشان ساخت: خبر بازگشت برادر محترم مام جلال به کردستان مرا بسیار خرسند کرد و امیدوارم که وی شفای کامل یابد.

 

در بخش دیگری از این پیام آمده است: بیماری وی خلاء بزرگی در روند سیاسی عراق و کردستان ایجاد کرد. با کمال اطمینان، بازگشت مام جلال در تقویت اتحاد و برادری میان گروه‌های سیاسی کُرد موثر است به‌ویژه که کردها از مرحله حساس و سرنوشت سازی عبور می‌کنند.

 

 

 

 

چهارشنبه, 01 مرداد 1393 17:22

خبرگزاری تسنیم: نخست وزیر اقلیم کردستان عراق نبود رئیس جمهوری عراق در طول دو سال گذشته را در رویدادن تحولات اخیر در این کشور بی تاثیر ندانست.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه خبری السومریه نیوز؛ «نیچیروان بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان عراق با صدور بیانیه‌ای دور بودن «جلال طالبانی» رئیس جمهوری عراق از این کشور را در آنچه در کشور روی داده بی تاثیر ندانست و «جلال طالبانی» را چهره‌ای بسیار مهم برای عراق توصیف کرد.

وی همچنین در خصوص میزان اهمیت حضور «جلال طالبانی» رئیس جمهوری عراق در تحولات سیاسی عراق گفت: نقش «جلال طالبانی» در روند تحولات سیاسی عراق در تاریخ این کشور فراموش نشدنی است چرا که وی یکی از حامیان اصلی تشکیل منطقه خود مختار در عراق بوده و در سازندگی عراق هم نقشی بسزا داشته است.

«نیچیروان بارزانی» در این بیانیه که خطاب به ملت اقلیم کردستان عراق صادر کرده گفت: از خداوند منان سپاسگزاریم که «جلال طالبانی» رئیس جمهور عراق را سالم به کشورمان بازگردانده است از این رو لازم می‌دانم این بازگشت فرخنده را به ملت کردستان عراق تبریک بگویم.

وی همچنین در بخش دیگری از این پیام اعلام کرد: از کشور دوست و تیم پزشکی معالج «جلال طالبانی» در آلمان بسیار تشکر می کنیم که باعث شدند رئیس جمهوری عراق سلامت جسمی خود را بازیابد،‌ از این رو به این مناسبت لازم می دانیم بازگشت «جلال طالبانی» به میهن را روز جشن بدانیم.

«نیچیروان بارزانی» در بخش دیگری از این بیانیه افزوده است: نقش مام (عمو) جلال رئیس جمهوری عراق در زندگی سیاسی و انقلاب کردستان و کشور عراق بسیار مهم بوده وی در دشوارترین اوقات در کنار ملت بوده و از حقوق ملتش دفاع کرده است و وی در مبارزات ضد رژیم سابق،تاریخ بزرگی در مبارزه را به خود اختصاص داده است.

وی در این بیانیه می افزاید: «جلال طالبانی» و «مسعود بارزانی» بعد از انتفاضه ملت عراق سعی بسیاری در تجربه دمکراتیک منطقه اقلیم کردستان عراق داشته است و ایشان بود که زندگی سیاسی پارلمانی دمکراتیک را در کردستان عراق محقق ساخته است.

 

نخست وزیر اقلیم کردستان عراق در بخش دیگری از این بیانیه اعلام کرد: مریضی و عدم حضور وی در کردستان و عراق و اداره امور کشور در آن چه امروز در عراق روی داده بی تاثیر نبوده است؛ چونکه نقش تاریخی داشتند و روز بازگشتشان نیز به کشور، روز تاریخی برای مردم کردستان است.

 

 

 

 

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی